تبليغاتX
دست نوشته های یه عاشق سرگردون
     لینک دوستان


      خانه نیلوفری
      سایت ریاست جمهوری
      ملینا
      دختران خاطره
      عشق جاودان
      لوسي خانم
      هوليا
      برنامه.علمي.اموزشي
      فائزه خانم
      عشق اتشين
      خبر ساري
      طراحی رایگان قالب وحرفه ای ترین قالب ها
      اتش عشق
      جک اس ام اس
      عکس مکس666
      ابجي گلم حنانه
      احسان
      طراحی وب سایت
      قالب وبلاگ
     لینک روزانه


      شیرازیها
آرشیو پیوندهای روزانه







 RSS 


جدیدترین کد آهنگ


دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386-6:58 PM

بنام خدا سلام ، سلام به تمامی جوانان عاشق ایرانی سلام به تمامی دوستانم که همیشه یار و یاور من بودن و سلام به دوستانی که همیشه در کنار من بوده اند امروز می خوام یه مطلب بنویسم که با بقیه مطالبم فرق داره بگذارین اول از دوستان خوبم شروع کنم که همیشه بهم کمک کردن شاید خوب نباشه اسم ببرم ، چون ممکنه کسی از قلم بیوفته ولی همین جا از تمامی دوستانی که لطف کردن و برای من نظر دادن تشکر می کنم یه تشکر ویژه هم دارم از دوستانی که از اون اول تا حالا همراهم بودن و منو تنها نگذاشتن دوستان خوبم پیشاپیش عید نوروز رو بهتون تبریک میگم امیدوارم که سالی خوب و پر برکت و همراه با شادی و نشاط داشته باشید برای همه شما آرزوی موفقیت در سال جدید و در سالهای آینده رو دارم بگذارین یه آرزو برای همتون بکنم آرزو می کنم که خدا شما رو به هر آرزویی که دارین برسونه من یک سال هستش که این وبلاگ رو دارم و همیشه سعی کردم هر چی توی دلم می گذره رو توی این وب بنویسم تا اگر حرفهای دلم رو نمی تونم به زبون بیارم و به کسی بگم با نوشتن به دوستانم بگم باز هم تشکر می کنم از دوستان خوبم که همیشه به حرفهای دلم گوش دادن راستی عزیزانم یادتون نره ها سر سفره هفت سین به یاد من هم باشید و برای من هم دعا کنید ببخشید که میگم ها ولی من واسه یه نفر بیشتر از همه دعا می کنم و اون کسی هستش که توی وبلاگم بیشتر از همه نظر داده ( اسمش ، هم اسمه فصلیه که در پیش رو داریم سال نو مبارک


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386-6:50 PM



 

     سال ۱۳۸۵ خورشیدی هم با همه اتفاقات خوب و بدی که داشت سپری شد و نوروز باستانی ۱۳۸۶ از راه رسید. از همه دوستانی که در سال ۱۳۸۵ از اینجانب حمایت کردند و حتی آنهایی که … تشکر می‌کنم و برای همشون سالی سرشار از موفقیت و پیروزی و شادکامی آرزومندم.

اس‌ام‌اس هایی که از صبح امروز به مناسبت فرا رسیدن سال جدید برام فرستادن رو بخونید:


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

جمعه بیست و چهارم اسفند 1386-5:19 PM

من نمي گويم که خاموشم مکن
من نمي گويم فراموشم مکن
من نمي گويم که با من يار باش
من نمي گويم مرا غم خوار باش
من نمي گويم،دگر گفتن بس است
گفتن اما هيچ نشنفتن بس است
روزگارت باد شيرين! شاد باش
دست کم يک شب تو هم فرهاد باش

بعد ازاين با بي کسي خو مي کنم
هر چه در دل داشتم رو مي کنم
نيستم از مردم خنجر بدست
بت پرستم بت پرستم بت پرست
بت پرستم،بت پرستي کار ماست
چشم مستي تحفه ي بازار ماست
درد مي بارد چو لب تر مي کنم
طالعم شوم است باور مي کنم
من که با دريا تلاطم کرده ام
راه دريا را چرا گم کرده ام؟؟؟
قفل غم بر درب سلولم مزن!
من خودم خوشباورم گولم مزن!

حالمان بد نيست غم کم مي خوريم؛ کم که نه!
هر روز کم کم مي خوريم
آب مي خواهم، سرابم مي دهند
عشق مي ورزم عذابم مي دهند
خود نميدانم کجا رفتم به خواب
از چه بيدارم نکردي آفتاب؟؟
خنجري بر قلب بيمارم زدند
بي گناهي بودم و دارم زدند
دشنه اي نامرد بر پشتم نشست
از غم نامردمي پشتم شکست

برای دیدن شعر کامل اینجا را کلیک کن


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

جمعه بیست و چهارم اسفند 1386-5:11 PM


کودکی که آماده تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسید: « می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید؛ اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟»
خداوند پاسخ داد:« از میان بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.»
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه.
- اینجا در بهشت ، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.
خداوند لبخند زد : « فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روزبه تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.»
کودک ادامه داد: « من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟»
خداوند او را نوازش کرد و گفت: « فرشته تو ، زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی ، در گوش تو زمزه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.»
کودک با ناراحتی گفت: «وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟»
خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: « فرشته ات به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.»
کودک سرش را برگرداند و پرسید:« شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟»
- فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد: « اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم، ناراحت خواهم بود.»
خداوند لبخند زد و گفت: « فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت، گرچه من همواره در کنار تو خواهم بود.»
در آن هنگام بهشت آرام بود، اما صداهایی از زمین شنیده می شد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید: « خدایا! اگر باید همین حالا بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگویید.»
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد: « نام فرشته ات اهمیتی ندارد. به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی.»

برگرفته از کتاب هفده داستان کوتاه کوتاه


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

به تماشا سوگند
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386-5:10 PM

و به آغاز كلام

و به پرواز كبوتر از ذهن

واژه اي در قفس است

 

حرف هايم ، مثل يك تكه چمن روشن بود

من به آنان گفتم:

آفتابي لب درگاه شماست

كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد

 

و به آنان گفتم : سنگ آرايش كوهستان نيست

همچناني كه فلز ، زيوري نيست به اندام كلنگ

در كف دست زمين گوهر ناپيدايي است

كه رسولان همه از تابش آن خيره شدند

پي گوهر باشيد

لحظه ها را به چراگاه رسالت ببريد

 

و من آنان را ، به صداي قدم پيك بشارت دادم

و به نزديكي روز ، و به افزايش رنگ

به طنين گل سرخ ، پشت پرچين سخن هاي درشت

 

و به آنان گفتم :

هر كه در حافظه چوب ببيند باغي

صورتش در وزش بيشه شور ابدي خواهد ماند

هركه با مرغ هوا دوست شود

خوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود

آنكه نور از سر انگشت زمان برچيند

مي گشايد گره پنجره ها را با آه

 

زير بيدي بوديم

برگي از شاخه بالاي سرم چيدم ، گفتم :

چشم را باز كنيد ، آيتي بهتر از اين مي خواهيد؟

مي شنيديم كه بهم مي گفتند:

سحر ميداند،سحر!

 

سر هر كوه رسولي ديدند

ابر انكار به دوش آوردند

باد را نازل كرديم

تا كلاه از سرشان بردارد

خانه هاشان پر داوودي بود،

چشمشان را بستيم

دستشان را نرسانديم به سر شاخه هوش

جيبشان را پر عادت كرديم

خوابشان را به صداي سفر آينه ها آشفتيم

سهراب سپهری


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386-7:56 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386-7:56 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386-7:54 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386-7:52 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386-7:51 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386-7:49 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386-7:48 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دوشنبه سیزدهم اسفند 1386-10:9 AM

خداحافظ مهربانم ....... خداحافظ ،
اکنون ، ..... تو .... برای همیشه رفته ای و چشمانم تا ابد تو را فریاد خواهند کرد . به چشمان من بنگر ....... من.... تو را دوست داشتم !


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

پنجشنبه دوم اسفند 1386-0:27 AM

سلام

امروز سالروز تولد وبلاگ

نمیدونم خوشحال باشم یا غمگین

نمیدونم مطالب وبلاگ من به درد میخور یا نه

 

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته