تبليغاتX
تنها غریب بی کس
     لینک دوستان


      خانه نیلوفری
      سایت ریاست جمهوری
      ملینا
      دختران خاطره
      عشق جاودان
      لوسي خانم
      هوليا
      برنامه.علمي.اموزشي
      فائزه خانم
      عشق اتشين
      خبر ساري
      طراحی رایگان قالب وحرفه ای ترین قالب ها
      اتش عشق
      جک اس ام اس
      عکس مکس666
      ابجي گلم حنانه
      احسان
      طراحی وب سایت
      قالب وبلاگ
     لینک روزانه


      شیرازیها
آرشیو پیوندهای روزانه







 RSS 


جدیدترین کد آهنگ


تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تشکر از .....
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386-6:19 PM

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري
، هر ترمي که آغاز مي شود موجب
پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب
 ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آي


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تفاوتهاي....خون و اشک
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386-1:26 AM


  تفاوتهاي خون و اشک 1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه . 2.خون وقتي مياد بيرون ميسوزه
 اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد. 3.خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه. 4.جاي زخم خون
خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه. 5.خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

نشانی
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386-1:25 AM

نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

نیلو جان
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386-5:12 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سه بعدی
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386-3:33 PM

اگه يه روز گرم و آفتابی در شهری مثل لندن به جاهای پر رفت و آمد و توريستی سری بزنين، در گوشه و کنار پياده روها، هنرمندانی رو می تونين ببينين که هر کدوم مشغول سرگرم کردن مردم هستنن و سعی می کنن که جلب توجه کنن.
يکی شعبده بازی می کنه، يکی حرکات اکروباتيک از خودش در مياره و يکی هم خودش رو رنگ کرده و ادای يک مجسمه يا شخصيت معروف رو در مياره.

اما چيز ديگه ای که ممکنه ببينين، هنرمندانی هستن که نقاشی می کنن، البته نه روی کاغذ يا بوم نقاشی و با رنگ روغن، بلکه روی آسفالت يا سنگفرش پياده رو و با گچ های رنگی.

موضوعاتی که اين هنرمندان کار می کنن کاملا متنوعه و به "نقاشی روی پياده رو" (Pavement Drawing) معروفه و با باريدن بارون و برف يا به مرور زمان پاک ميشه، يعنی تمام زحمتی که هنرمند می کشه و تمام وقتی که می ذاره به راحتی ممکنه از بين بره. در حين کشيدن نقاشی يا بعد از اتمامش، معمولا مردمی که می ايستن و نقاشی رو تماشا می کنن به نقاش يه مبلغی هم پول ميدن.

پيکاسوی پياده رو



جوليان بيور (Julian Beever) نقاش انگليسيه که در بلژيک زندگی می کنه و بيش از ده سال روی پياده روی شهرهای مختلف در انگلستان، هلند، آلمان، فرانسه، اتريش، بلژيک، آمريکا و استراليا نقاشی کشيده.

چيزی که نقاشی های جوليان بيور رو از بقيه متمايز می کنه، حالت سه بعدی اونهاست که وقتی از يه زاويه خاص بهشون نگاه بشه، بيننده احساس می کنه که نقاشی حجم داره..

او با استفاده از خطای چشم، در نقاشی هاش يه جور عمق ايجاد می کنه که از حالت دو بعدی نقاشی رو خارج می کنه. روش کارش هم اينه که در طی انجام نقاشی يه دوربين عکاسی رو با فاصله مشخصی روی سه پايه قرار ميده و مرتبا از درون لنز دوربين، نقاشی رو تحت نظر می گيره و اندازه گيری های طرح نهايی رو هم از طريق لنز دورينش انجام ميده.



معمولا او هر نقاشی رو در طی سه روز تکميل می کنه که اگر البته در حين انجام کار با بدشانسی مواجه بشه و هوا بارونی يا برفی بشه، به اين معنيه که تمام زحمتش بر باد رفته. اما وقتی که موفق به اتمام يک نقاشی بشه در انتها عکسی که از کارش می گيره، زحمتی که کشيده رو جاودانه می کنه و خودش هم خيالش راحت ميشه که يه نقاشی ديگه رو هم تمام کرده.

هنر برای مردم



جوليان هنرش رو متعلق به همه می دونه، آدمايی که به موزه يا نمايشگاه نميرن. او معتقده که هنر نبايد در موزه ها، کتابخانه ها و کتابها حبس بشه و همه مردم می تونن ازش لذت ببرن. هنر فقط متعلق به متخصصان، منتقدان و روشنفکران نبايد باشه.

او همونطور که مشغول کشيدن نقاشيه، رهگذران به سراغش ميرن و از او درباره هنرش، نظرش در مورد سياست و زندگی سئوال می کنن.

البته بعضی ها هم به نقاشی های او به چشم گرافيتی نگاه می کنن و فکر می کنن که اونها باعث کثيف شدن چهره خيابونها و شهرشون ميشه، اما بيشتر مردم کارهای او رو دوست دارن.

همانگونه که گفته شد جوليان بيور (Julian Beever) نقاش انگليسيه که در بلژيک زندگی می کنه و بيش از ده سال روی پياده روی شهرهای مختلف در انگلستان، هلند، آلمان، فرانسه، اتريش، بلژيک، آمريکا و استراليا نقاشی کشيده.
چيزی که نقاشی های جوليان بيور رو از بقيه متمايز می کنه، حالت سه بعدی اونهاست که وقتی از يه زاويه خاص بهشون نگاه بشه، بيننده احساس می کنه که نقاشی حجم داره..

عکسهای زیر مراحل نقاشی کردن برروی پیاده رو نشان می دهند.























و این هم نقاشی های سه بعدی ایشان بر کف پياده روها































 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

يک فيلم چينی
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386-3:26 PM

يک فيلم چينی حماسی- تاريخی که اخيرا در چين به روی پرده رفته، به دليل صحنه های جنجال برانگيزش، با استقبال بسيار تماشاگران در اين کشور روبرو شده است.




توجه بسياری از تماشاگران به صحنه های عريان در فيلم 'نفرين گل طلايی' که در اولين آخر هفته نمايش خود ۱۲.۳ ميليون دلار (۹۶ ميليون يوان) فروش کرد، جلب شده است.

مباحثات بسياری در ميان تماشاگران اين فيلم در چين بر روی اينترنت در باره اينکه آيا اين فيلم را می توان فيلمی با صحنه های شهوانی خواند يا خير، آغاز شده است.

نکته جالب تر آن است که خبرگزاری ميانه روی دولتی، حضور گنگ لی بازيگر اصلی را در اين فيلم"شگفتی برانگيز" خوانده است.

اين فيلم ۴۵ ميليون دلاری حماسی، ماجرای توطئه ای عشقی در سلسله تانگ است که نمايش افتتاحيه آن در آخر هفته با بيشترين فروش در ميان فيلم های چينی در اين کشور روبرو شد.

اما لباس های فيلم و يا نبودنشان در فيلم باعث تعجب بسياری در اينترنت و همچنين محافل رسمی شده است.

'گرايش غربی'

خبرگزاری شين هوا می گويد: "شگفت ترين و خيره کننده ترين نقش اين فيلم توسط گنگ لی بازی می شود که در نقش ملکه ظاهر می شود و سينه هايش چنان در لباس تنگش جا گرفته اند که توجه تماشاگر را به خود جلب می کنند."

سايت چينی سوهو دات کام ، به تنهايی در اين باره ۸۰۰۰ نظر (کامنت) دريافت کرده است.

در يکی از اين نظرات يک کاربر اينترنت نوشته است: "با چنين لباس هايی، شايد شما فکر کنيد که چين آزادتر از آمريکا است."

کاربر ديگری گفته است که "اين فيلم با ناديده گرفتن احساسات مردم، گرايشی غربی را چاشنی فيلم کرده است."

يک کاربر ديگر به نام 'باند' نيز نوشته است: "آن چه از اين فيلم در خاطر من مانده است نه صحنه های جنگی آن بلکه صحنه های عريان آن است."

گنگ لی که درفيلم 'تبهکاران ميامی' (Miami Vice) نيز بازی کرده بود، از پوشيدن اين لباس تنگ به اين عنوان که در برگيرنده مد رايج در سلسله تانگ بوده، دفاع کرده است.

وی گفت: "اين لباس ها زيبايی اندام زنانه را به نمايش می گذارند. ما هيچ حس خطر يا زشت بودن برای پوشيدن چنين لباس هايی نداشتيم."


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

پینک فلوید
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386-3:21 PM

گروه راک انگلیسی پینک فلو ید در سال 1965 کار خود را آغاز کرد



در ابتدا سید برت رهبری گروه را به عهده داشت و تا سال 1968 با این گروه باقی ماند



در سال 1968 سید برت بدلیل ناراحتی روحی مجبور به ترک گروه گردید



دیو ید گیلمور که گیتاریست بسیار ورزیده ای بود در این زمان بجای برت وارد گروه شد



پس از سید برت ، راجر واترز که سازنده بیشترین آهنگها و سراینده ترانه ها بود تقریبا رهبری گروه را بعهده گرفت



همکاری راجر واترز با گروه تا سال 1986 ادامه یافت و در این سال بعـلت اختلافات درون گروه راجر از گروه جدا گردید



اوج کار گروه پینک فلو ید و قلۀ شهرت آنها سال 1973 بود که انتشار آلبوم نیمه تاریک ماه در آمریکا برایشان حاصل کرد



دو مشخصه مهم کارهای پینک فلو ید را از دیگران متفاوت میکرد
اول استفاده از صداهای الکترونیک و جلوه های ویژه
دوم شعر های ساده و نفوذ پذیر



اعضا گروه:
سید برت نوازنده گیتار آکوستیک و الکتریک که بعد جای خود را به دیو ید گیلمور داد ؛
راجر واترز نوازنده گیتار بیس و آواز خوان ؛
ریچارد رایت نوازنده کیبورد و آواز خوان ؛
نیک میسن نوازنده درام ؛
دیو ید گیلمور نوازنده گیتار لید و آواز خوان ؛
باب کلوز نوازنده گیتار لید



آثار گروه پینک فلو ید عبارتند از:
1967 نی زن بر دروازه های سپیده دمThe Piper at the Gates of Dawn
1968يک نعلبکی پر از راز ها A Saucerful of Secrets
1969 اوم ماگومما ‎ Ummagumma
1970 مادر قلب اتمی Atom Heart Mother
1971 فضولی Meddle
1972 پوشیده در ابر ها Obscured by Clouds
1973 نیمه تاریک ماه The Dark Side of the Moon
1975 کاش اینجا بودی Wish You Were Here
1977 حیوانات Animals
1979 دیوار The Wall
1983 برش نهائی The Final Cut
1987 لغزش آنی عقل The Momentary Lapse of Reason
1994 ناقوس جدائی The Division Bell
و نیز موسیقی متن فیلم بیشتر More


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عكس براي سر گيجه
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386-3:21 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عکس
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386-2:51 PM

Click to view full size image


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

وقتی میای
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386-2:46 PM

وقتی میای عشق میریزه از آسمون زندگی

وقتی میای روشن میشه این خلوت شبونگی

وقتی میای صدای تو روحمو زنده می کنه

نگاه من توی نگات آهسته خونه می کنه

وقتی میای عاشق می شن دقیقه ها ولحظه ها

غم راهشو گم می کنه میون موج خنده ها

وقتی میای زنده میشم به عشق تو رو می کنم

وقتی میری می بارمو این سو و آن سو می کنم

وقتی میای هوای من پر می شه از هوای تو

تو غربت صدای من جون می گیره صدای تو

وقتی میای اومدنت منو دیوونه می کنه

با رفتنت غم تو دلم میادو خونه می کنه

وقتی میری سنگ صبور برای من هدیه بیار

تا بشینم به پای تو تو لحظه های بیقرار

رفتن تو برای من یه آسمون غم میاره

وقتی میری اشکهای من شونه هاتو کم میاره


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تقدیم به...
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386-2:46 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

درس از زندگی
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386-2:45 PM

 

 

 

  • دخترک بر جلوآمدگی لبه پنجره تکیه زده و اشک ریزان به بیرون پنجره نگاه می کرد تا سگ مورد علاقه اش را دفن کنند. پدربزرگ متوجه این صحنه شده و با شتاب او را به طرف دیگری هدایت نموده و پنجره را باز کرد و باغچه ای پراز گلهای رنگارنگ زیبا و علفهای سرسبز و خرم درجلو دخترک ظاهر شد. دخترک با دیدن این منظره احساس شادی و آسودگی می کند. پدر بزرگ در حالی که موی دخترک را نوازش می کند ،می گوید :"دخترکم ،پنجره را درست بازنکردی." بخاطرداشته باشید:درکنار ناکامی و شکست دریچه دیگری قرار دارد و شاید شما از آن امید و نشاط را ببینید.
  • پیرمردی سوار بر قطار به مسافرت می رفت . به علت بی توجهی یک کفش ورزشی وی از پنجره قطار بیرون افتاده بود . مسافران دیگر برای پیرمرد تاسف می خوردند. ولی پیرمرد بی درنگ کفش دیگرش را هم بیرون انداخت.همه تعجب کردند .پیرمرد گفت که یک کفش نو برایم بی مصرف می شود ولی اگر کسی یک جفت کفش نو بیابد ، چه قدر خوشحال خواهد شد." ادم معقول همواره می تواند از سختی ها شادمانی بیافریند و با آنچه از دست داده است فرصت سازی کند .
  • شکارچی از آشیانه عقاب جوجه عقابی را گرفته و به خانه خود آورد ه و در مرغدانی جوجه عقاب را می پروراند. کم کم این جوجه بزرگ شده و شکارچی می خواست او را چون عقاب شکاری بپروراند. اما چون جوجه عقاب هرروز با مرغان زندگی می کرد اصلا میلی به پرواز نداشت. عاقبت ،شکارچی به ناچار جوجه را به قله کوه همراه آورد و ناگهان او را پرتاب کرد . عقاب بیچاره مانند قطعه ای سنگ به پائین سقوط کرد اما و از بیم و هراس مرگ نهایتا به پرواز در آمد. باید به خود اعتماد داشت. اطمینان و جسارت انسان معمولا درموقع جنگیدن برای مرگ یا پیروزی و در زمان گریز از خطر و مهلکه شکل می گیرد .
  • هرروز صبح هنگامی که خورشید از شرق طلوع می کند، در دشت پهناور افریقا جانوران شروع به دویدن می کنند. در این موقع شیر به بچه خود می گوید که تو باید تندتر و تندتر بدوی . اگر نتوانی از بز کوهی که آرام تر از دیگر حیوانات است بدوی ، از گرسنگی خواهی مرد. درسوی دیگر، بزکوهی هم به بچه خود چنین می آموزد:تو باید تند تر بدوی، اگر نتوانی از شیر که سریع تر از همه می دود ،جلوتر بدوی ،شکار خواهی شد . " هنگامی که شما از موفقیت خود راضی و خوشنود و قانع باشید ،باید بدانید که گرچه شما سریع می دوید ولی دیگران تند تر ازشما می دوند


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

پدر؟
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386-2:43 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سلام به همه دوستان عزيزم
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386-7:4 PM

 

 

خواستم از عشق برايتان بنويسم

 

ديدم امروز تماميت عشق را ، تشنه تشنه ، سر بريده اند !

 

مجال سخن نيست ! باشد براي فردا ! فردايي كه خواهد آمد !!

 

چرا نمي نويسم راستش را بخواهيد نمي دانم! دستم به نوشتن نمي رودمي آيم،

 

 سر مي زنم و دستي مي کشم به قالب وب... اما دستم به نوشتن نمي رود..

 

آن قدر تودلم سؤالِ بي جواب. و جواب داده نشده دارم که مردد شده ام مانده ام ميان ماندن و رفتن

 

من اين جا چه مي کنم؟

 

چه بودست مراد وي ازين ساختنم؟

 

و از چه سبب ساخت مرا؟

 

مي داني چرا اين قدر اين دنياي اينترنت شلوغ شده؟

 

اصلا چرا به نوشتن در اين جا روي آورده ايم؟

 

اگر از من مي پرسي؟

 

ما بدين در نه پي حشمت و جاه آمده ايم... از بد حادثه اين جا به پناه آمده ايم

 

حالا که فکر مي کنم، مي بينم واقعا اين جا برايم شده: مثل يک پناهگاه مي داني

 

 انسان ذاتا به دنبال يکي ازين چيزهاست

 

يا قدرت، يا ثروت، يا شهرت، يا شهوت...

 

گاهي هم يک نفر پيدا مي شود که برود به دنبال حقيقت...

 

البته اين ره خلوت ترين راه هاست!

 

به قول مولانا

 

راهي که عامه مردم نمي روند، راه عاشقان و سالکان است که بسيار خلوت است

 

زيرا روندگانش بسيار اندک است

 

اما! نوشتن در اينجا غير ازگرفتن وقت چيزي به من نمي دهد

 

نه قدرتي، نه ثروتي، نه شهرتي و نه ارضاي شهوتي... و نه پاسخ به جواب پرسشي!

 

شب ها کارم شده: پناه بردن به جهان سايبر و مَجاز، از شر جهاني که در روز مي بينم...

 

جهان و دنيايي که وحشي است و بي رحم...

 

کدر است و تيره و تار،...

 

 مات است و مکدر و مبهم،...

 

دروغ است وفريب و نيرنگ،... حيله است و مکر و ريا،... خشم است و خشونت و قتل،...

 

دنياي لبريز از خودخواهي، خودپسندي، خودبيني،...

 

کج فهمي و سوء تفاهم... بد گماني و بد دلي...

 

دنيايي که دقيقا برعکس، خلاف و متضاد گفته و رهنمود و رهنمونهاست.

 

دنياي اين چنين سياه؟ کجا سراغ غير از اين داري؟...

 

اگر دنيا اين چنين است، پس واي به حال جهنم!...

 

من اين جا بس دلم تنگ است.


و هر سازي که مي بينم بد آهنگ است.


بيا ره توشه بر داريم،... قدم در راه بي برگشت بگذاريم
.


ببينيم آسمان «هر کجا» آيا همين رنگ است؟

 

بـــارهـا گفته‌ام و بـــار دگر مي گويم... که من دل شده اين ره نه بخود مي پويم


در پس آيينه طوطي صفتم داشته اي... آنچه اســـــتـاد ازل گفت بگو، مي گويم

 

خنده و گريه عشاق ز جايي دگر ست... مي سرايم به شب و وقت سحر مي مويم


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دروغ
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386-1:28 PM

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر  دلت خواست بد بگو

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت   نرم تر شود

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

یک آسمان ،  بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

ای عشق
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386-1:26 PM

    

  می خواستم

  از تو

  ای عشق ِ دور دست !

  چکامه ای  بسرایم

   دیدم که

  از موج واره ی  چشما نــَت

  توفنده می شود

  دریای بیکرانه ی این دل  ،

  وین زخم ِ کهنه ی دلتنگــــی

  ســـــر ‌،  باز می کند

  ...

  آوَخ ، چه غمگنانه  و دلگیر  است

  امسال

  حال و هوای ِ سوز ِ زمستان

  ...

  اینک که من

  در حسرت ِ زلالی ِ بارانم

  این قطره های تیره و سنگین

  تنها

  گرد و غبار را

  از آسمان ، می  بارند

  آری ، مجال ِ سرودن  نیست

  اینک  ،  دوات ِ حوصله خالی ست .

.......................


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

اتش
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386-1:24 PM

باراني ام , باراني ام , باراني از آتش

 يك روح بي پروا و سرگرداني از آتش

.

اين كوچه ها , ديوارها , اصلاً تمام شهر

سوزان و من محبوس در زنداني از آتش

.

 اهل غزل بودم ، خدا يكجا جوابم كرد

 با واژه اي ممنوع  ، با انساني از آتش

.

 بي شك سرم از توي لاكم در نمي آمد

 بر پا نمي كردي اگر طو فاني از آتش

.

 تا آمدي ، آتشفشاني سالها خاموش

 بغضش شكست و بعد شد طغياني از آتش

.

 كاري كه از دست شما هم بر نمي آمد

 من بودم و در پيش رويم خواني ازآتش

.

 اين روزها محكوم  ِ اعدامم به جرم عشق

 در انتظارم بشنوم   ، فرماني از آتش

برگزیده از وبلاگ : شب غزل

http://www.shabghazal.persianblog.com


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عشق یعنی
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386-1:32 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته