تبليغاتX
تنها غریب بی کس
     لینک دوستان


      خانه نیلوفری
      سایت ریاست جمهوری
      ملینا
      دختران خاطره
      عشق جاودان
      لوسي خانم
      هوليا
      برنامه.علمي.اموزشي
      فائزه خانم
      عشق اتشين
      خبر ساري
      طراحی رایگان قالب وحرفه ای ترین قالب ها
      اتش عشق
      جک اس ام اس
      عکس مکس666
      ابجي گلم حنانه
      احسان
      طراحی وب سایت
      قالب وبلاگ
     لینک روزانه


      شیرازیها
آرشیو پیوندهای روزانه







 RSS 


جدیدترین کد آهنگ


تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سال نو مبارک
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385-10:3 PM

 

يا مقلب القلوب والابصار

يا مدبر اليل و النهار

يا محول الحول والاحوال

حوّل حالنا الي احسن الحال

 

 

         عيد نوروز بر ايرانيان سراسر جهان

                         مبارک باد!


سلام دوستان عزيز !

فرا رسيدن بهار و عيد سعيد باستاني را به تمامي

دوستان تبريک عرض مي کنم و براي همگي آرزوي سالي

همراه با پيشرفت و سعادت دارم. 

اميدوارم که سال آينده سالي با موفقيت و سلامتي براي شما و خانوادتون باشه…

باشد که سالي سرشار از شادي
 
و کامروايي داشته باشيد.
 
از تمام دوستاني که لطف کردند و پيغام تبريک از طريق کامنت و ايميل فرستادند
هم صميمانه سپاسگزارم.
 

نوروزتان پيروز       هر روزتان نوروز




به ياد آنهايي که در عيد امسال نه تنها سفره هفت سيني نخواهند چيد ،بلکه از سفره

شام آنها نيز خبري نيست و گرسنه سر به بالين مي نهند....


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

نور و خوشبختی در راه است...
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-11:15 PM

 

دلم امشب پر از عشقه!پر از نور ...شادي و روشنايي...!يه حس گنگ!يه حس غريب و نامفهوم كه نمي دونم از كجا اومده!...از يه راه دور؟يا يه غربت قديمي؟...هميشه به رفتني ها دل بستم و موندني ها مونس ام شدن!...پنجره را مي گشايم...چشم هايم را مي بندم و از عمق وجودم نفس مي كشم...دست هايم را مي گشايم به سوي آسمان...عجب ستاره بارانيست امشب!...عميق تر نفس مي كشم گويي احساس شيريني در هوا موج مي زند و بر وجودم بوسه مي زند!واي خدايا امشب چقدر آسمان بوي عشق مي دهد!بوي زندگي...ستاره ها رنگ چشمان عشق را به تصوير كشيده اند!


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بهترین شعر تقدیم به بهترین ............
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-11:8 PM

بیا تا رنگ اقیانوس آبی است

برای مرغ ها دیوانه باشیم

کنار هر دلی یک شمع سرخ است

 بیا به حرمتش پروانه باشیم

بیا با دستی از جنس سپیده

زلال اشک از چشمی بپوشیم

بیا راز غم پروانه ها را

به موج آبی بگوییم .

برای او (نیلوفر) که وسعت قلبش به اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

پسر داداشم
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-2:20 PM


 |  نویسنده :   |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

کلیسا
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-9:59 AM

بر دیوار کلیسای کوچکی در کوههای پیوند نوشته شده است.

پروردگارا،باشد این شمعی که برافروخته ام،نور بپراکند،

وآن گاه که در سختی ها تصمیم می گیرم روشن ام کند.

باشد که آتش بر افروزد،

تا بتوانی نخوت،غرور وناپاکی ام را بسوزانی

باشد که آتش بر افرازد،

تابتوانی قلبم را گرم سازی و عشق ورزیدن را به من بیاموزی

نمی توانم دیر زمانی در کلیسای تو بمانم،اما با گذاردن این شمع

بخشی از من در این جامی ماند، بگزار نیایش ام را به کردار های امروزم تعمیم دهم.

 

تقدیم به او

 


 |  نویسنده :   |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

خواب
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-2:31 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

انتظار
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-2:28 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

اشک
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-2:23 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

روزی
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-2:13 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عشق
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-2:6 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

ای خدا
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-2:4 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تولد مجردی
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-1:55 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بامزست نه
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385-1:46 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عاشق
یکشنبه بیستم اسفند 1385-11:38 AM

خداحافظ تمام زندگانی


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

همین جوری
یکشنبه بیستم اسفند 1385-0:27 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چهره زیبای هالیوود 12 بخیه خورد!!!
یکشنبه بیستم اسفند 1385-0:23 AM

Leonardo Di Caprio

 ساعت ۴ صبح جمعه پیش هنگامی که دی

کاپریو قصد ترک مهمانی منزل ریک سایمون تهیه

کننده را داشت زنی دیوانه وار با یک بطری

شکسته در دست بسوی لئوناردو حمله ور شده

و صورت او را چاک داد.

دی کاپریو زندگی دوباره خود را مدیون دوستانش

است که او را فورا به بیمارستان انتقال دادند

زیرا طبق گفته پزشک معالج او به علت پارگی

یکی از سرخرگهای اصلی در نزدیکی ناحیه گوش

خطری بسیار جدی او را تهدید میکرد.

ستاره تایتانیک پس از دریافت ۱۲ بخیه به اداره

  پلیس رفته و شکایتنامه ای علیه زن مهاجم

                                                                                            تنظیم کرد.

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

طنز
یکشنبه بیستم اسفند 1385-0:20 AM

 اگر يه مرد در ماشين رو براي خانومش باز کنه ميشه 4 تا نتيجه گرفت: .ماشين تازه هست 2.زنش تازه هست 3.طرف زنش نيست 4.مرد گلابي هست

برو به جهنم، چون فقط تو هستي كه ميتوني جهنم رو بهشت كني


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بی تو هرگز
یکشنبه بیستم اسفند 1385-0:14 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تایتانیک
شنبه نوزدهم اسفند 1385-11:45 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

انفجار
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-11:48 PM

 

 

 

 

انفجار اتوبوس سپاه پاسداران توسط اشرار

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

خود کشی
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-11:47 PM

از دیدن خودکشی هیچ وقت خوشم نیومد

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

قلب "رسول ملاقلي‌پور" كارگردان برجسته
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-11:43 PM

قلب "رسول ملاقلي‌پور" كارگردان برجسته

سينما

 از طپش باز ايستاد

 

 

 

"رسول ملاقلي پور"، كارگردان توانمند سينماي كشور كه فيلم‌هايي مانند "مزرعه پدري" و "ميم مثل مادر" را كارگرداني كرد، بامداد امروز (سه‌شنبه) بر اثر سكته قلبي درگذشت.


به گزارش روز سه‌شنبه خبرنگار فرهنگي ايرنا از خانه سينما،اين كارگردان براثر حمله قلبي فوت شده است.

ملاقلي‌پور ، متولد ‪ ۱۳۳۴‬تهران بود و تحصيلات خود راتا مقطع ديپلم ادامه داد.

او فعاليت هنري خود را در زمينه هنر عكاسي آغاز كرد و پس از مدتي به سينما روي آورد.

نخستين ساخته‌هاي ملاقلي پور چند فيلم مستند كوتاه در مورد جنگ تحميلي بود، اما با ساخت فيلم ‪ ۱۶‬ميليمتري نينوا توانست توجه منتقدان رابه خود جلب كند.

اين هنرمند درزمينه فيلمنامه نويسي هم فعاليت داشت ودر نهمين جشنواره فيلم فجر عضو هيات داوران بخش مسابقه فيلم‌هاي اول و دوم ايراني بوده است.

او همچنين در پانزدهمين دوره اين جشنواره نيز به عنوان داورحضورداشت.

شاه كوچك (‪ - (۱۳۶۰‬فتح المبين (‪ (۱۳۶۱‬و سقاي تشنه لب نام فيلم‌هاي مستند كوتاه اين كارگردان است.

نينوا (‪ - (۱۳۶۲‬بلمي به سوي ساحل (‪ - (۱۳۶۴‬پرواز در شب (‪ -(۱۳۶۵‬افق (‪ - (۱۳۶۷‬مجنون (‪ - (۱۳۶۹‬خسوف (‪ - (۱۳۷۱‬پناهنده (‪ -(۱۳۷۲‬نجات يافتگان و سفر به چزابه (‪ - (۱۳۷۴‬كمكم كن (‪ ،(۱۳۷۷‬هيوا و نسل سوخته (‪ - (۱۳۷۸‬قارچ سمي (‪ - (۱۳۸۰‬مزرعه پدري (‪ - (۱۳۸۲‬عصر روز دهم و ميم مثل مادر (‪(۱۳۸۵‬ ساخت‌هاي سينمايي بلند اين كارگردان است.

"عصر روز دهم" از آخرين ساخته‌هاي اين هنرمند است. در اين فيلم داستان يك خانواده ايراني در زمان اشغال خرمشهر به تصوير كشيده شده است.

محمد كه در چهار سالگي با مادرش شاهد اشغال خرمشهر هستند، اين خاطره تلخ را از ياد نمي‌برد كه خواهر نوزاد او را يك سرباز عراقي از خانه شان با خود مي‌برد.

‪ ۲۵‬سال بعد محمد كه اكنون خبرنگار و مستندسازاست براي انجام ماموريتي عازم عراق مي‌شود. او با اندك نشانه‌هايي كه مادرش از آن حادثه به‌ياد دارد در شهر كربلا به دنبال خواهر گمشده‌اش مي‌گردد.

 

برای خبرهای تکمیلی به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب>>>


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چي بگم
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-10:40 PM

چي بگم من از اون برق چشمات

كه پر از شعر و ترانه است

برا گم كردن خورشيد

برق چشم تو بهانه ست


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

مطالب و عکس های جدید از شیراز
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-7:36 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بوسه يعني
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-1:50 AM

تقدیم به عزیز دلم

خیلی دوستش دارم

بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب


بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي


بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن


بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان


طعم شيرين عسل از بوسه است


پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است


بوسه را تكرار مي بايد نمود
بوسه يعني عشق و آواز و سرود
بوسه يعني وصل جانها از دولب
بوسه يعني پر زدن , يعني صعود


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سوگند
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-1:47 AM

   سوگند 
 
 
سخاوت دستهاي زيباي توست که گل عشق در باغچه خانه مان مي کارد

واژه هاي قشنگ و پر معناي توست که در دفتر عشقم به يادگار مي ماند

اندوه از دست دادن توست که غبار مرگ بر دلم مي افشاند

انديشيدن به چشمان بي پرواي توست که خواب ناز را از ديدگانم مي ربايد

پيوند دستهاي من و توست که شوق زندگي در دلم مي روياند

وعده هاي پر اميد توست که برايم نويد خوشبختي به ارمغان مي آرد

شبنم اشکهاي توست که بر چهره ام گلهاي غم مي کارد

صداي آشناي توست که مرا پيوسته به سوي خود مي خواند
 
 
سل گلر آخار گدر ... ورگانه يه خار گدر
به دنيا پنجره دی ... هامه گليب باخار گدر
  
 
     آواره تو
                               ديوانه عشق
 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عشق چیست
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-1:46 AM

عشق چیست 

به کوه گفتم عشق چیست؟لرزید

به ابر گفتم عشق چیست؟باریذ

به باد گفتم عشق چیست؟وزید

به پروانه گفتم عشق چیست؟نالید

به گل گفتم عشق چیست؟پرپرشد

به انسان گفتم عشق چیست؟اشک ازدیدگانش جاری شدوگفت دیوانگی ست 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

پسرکی
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-1:44 AM

تقدیم به  عزیز دلم

پسرکی ۲ خط موازی بر روی تخته سیاه کشید

خط اول به دوم گفت:ما می توانیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم

دومی قلبش تپید و لرزان گفت:بهترین زندگی

در همان لحظه معلم فریاد زد :۲ خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند

و بچه ها تکرار کردند :۲ خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند

مگر اینکه یکی از آنها برای رسیدن به دیگری خود را بشکند

به یاد آرزوهایی که میمیرند     سکوتی می کنیم سنگین تر از فریاد


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سکوت
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-1:31 AM

سکوت

سکوت سرشار از ناگفته هاست

من با این ناگفته ها آشنایم

خوب میدانم

سراسر زندگی تو پر بود از گفته ها

و من مالامال از گفته های به خود گفته و خود شنید

مثل جام شرابی که ساقی عاشق برای مخمور خود می ریزد: ساقی عاشق

هر بار لحظه ای را که دوست داشتم با تو باشم

تا با جادوی کلمات افسون کنی

نا گفته ها حریری بر تن اشتیاقم می کشیدند

هر بار به خانه شیشه ای آرزوهایم پا نهادم

نا گفته های ورودی خانه را آذین بستند

هر بار که زیر بارش باران حرکات عاشقان وصال یافته را تجسم کردم

نا گفته ها مثل تگرگ تنم را به درد آوردند

خیس می شوم خیس خیس

مرطوب از نا گفته ها

اما تو مست مست چتر در دست از کنارم می گذری

و پای درون خانه ات می گذاري

لبریز از گفته ها و من لبریز از نا گفته ها ........


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

ای عشق
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385-1:23 AM

عشق یکشنبه شانزدهم مهر 1385 14:50

عشق ضریب دو نگاه نمیدنم یا اینکه حدیث یه گناه نمیدونم

عشق تمنای دو قلب نمیدونم یا اینکه رفیق نیمه راه نمیدونم

ای عشق عزیز هرچه هستی من بنده درگاه تو هستم

تا یک قدمی به مرگ مانده ای عشق هوا خواه تو هستم

عشق سوال بی جواب تاثیر پیاله شراب

در سینه نشوندنش ثواب یا اینکه حباب روی اب

نمیدونم نمیدونم

من عشق رو در پیشونی بر خاک بجویم یا در چهره عاشقان غمناک بجویم

در چشم به اشک امده مست خرابم یا پیش فقیر دست و دل باز بجویم


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

این خانمها از بس آشپزی میکنن خیلی خسته میشن(طنز)
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385-6:36 PM

این خانمها از بس آشپزی میکنن خیلی خسته میشن(طنز)
 
 برنامه هفتگی خانم های ایرانی - همش آشپزی آخه؟

شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم "فال قهوه روسی یخ زده" بگیریم.میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته "شوهرت واست یه انگشتر میخره" خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

یکشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم "کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس "ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار!

دوشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه".میگن خیلی جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!

سه شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

چهارشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدنسازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر راه یه چیزی بگیر بیار!

پنج شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی "خسته " شدم!چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

جمعه:
مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟
زن:ببینم تو واقعاً "خجالت" نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟!؟!


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عاشق
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385-6:33 PM

عاشقت خواهم ماندبی آنکه بدانی.

 

دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم.

 

درد دل خواهم گفت بی هیچ کلامی.

 

گوش خواهم دادبی هیچ سخنی.

 

در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی.

 

در تو ذوب خواهم شدبی هیچ حرارتی.

 

اینگونه شاید احساسم نمیرد


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385-6:32 PM

اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه

 

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش ” بول بول بول بول” می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!
آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی” بچه سوسک مرده” بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا “پووووووف” می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دوستت دارم در زبانهای مختلف
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385-6:29 PM

دوستت دارم در زبانهای مختلف

 

01) English : I Love You        

02) Persian : To ra doost daram

03) Italian : Ti amo

04) German : Ich liebe Dich

05) Turkish : Seni Seviyurum

06) French : Je t'aime

07) Greek : S'ayapo

08) Spanish : Te quiero

09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun

10) Arabic : Ana Behibak

11) Iranian : Man doosat daram


12) Japanese : Kimi o ai shiteru

13) Yugoslavian : Ya te volim

14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

15) Russian : Ya vas liubliu

16) Romanian : Te iu besc

17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

18) Syrian/lebanese : Bhebbek

19) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

20) Swedish : Jag a"Iskar dig

21) Africans : Ek het jou li ...


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

غصه نخور مسافر
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385-6:27 PM

 

غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم

از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم

 فرقي نداره بي تو بهار مون با پاييز


نمي بيني كه شعرام همه شدن غم انگيز


غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست


اينجا ولي آسمون باريدنم بلد نيست


غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت


فداي برق ناز اون چشماي قشنگت


غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري


من كه خودم مي دونم كه تو چقدر صبوري


غصه نخور مسافر بازم مي آي به زودي


ما رو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي


غصه نخور مسافر غصه اثر نداره


ز دل تو مي دونم هيچ كس خبر نداره


 غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند


بهار تو بر مي گردي چيزي نمنونده بخند


غصه نخور مسافر تولد دوباره


غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره


غصه نخور مسافر غصه كار گلا نيس


سفر يه امتحانه به جون تو بلا نيس


غصه نخور مسافر ..


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

قابل توجه تنبلان
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385-6:26 PM

انجمن تنبلان

 
قابل توجه تنبلان

 تنبلهاي عزيز توجه فرمايند دستورالعملهاي جديد رسيد:


۱.سعي كنيد روزها استراحت كنيد تا شبها راحت بتوانید بخوابيد

۲.در نزديكي تخت خوابتان صندلي بگذاريد تا اگر از خواب بيدار شديد روي آن
نشته و استراحت كنيد

۳.ايستادن به رفتن، نشستن به ايستادن وخوابيدن به نشستن اولويت دارد

۴.جايي كه ميتوانيد بنشينيد چرا مي ايستيد؟

۵.كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا

۶.اگر حس كار كردن به شما دست داد كمي صبر كنيد تا اين حس از شما بگذرد

۷.از همه دير تر سر سفره رفته و زودتر بلند شويد تا زحمت چيدن و جمع كردن
سفره به شما تحميل نشود

۸.براي كار هميشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشويد

۹.در ميهماني ها حتما با خود بالش ببريد شايد فرصتي براي استراحت بدست
آورديد

۱۰.به خواب نگوييد كار دارم به كار بگوييد خواب دارم


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

ببینید نظر بدید
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385-6:24 PM

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

آزمون سنجش آموزش کشور، آزمون استخدامی کارشناسی ارشد دستیاری:
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385-6:22 PM

 

آزمون سنجش آموزش کشور، آزمون استخدامی کارشناسی ارشد دستیاری:

 
تستهای فرهنگی هنری

هنرپیشه معروف سینما ؟

الف) محمدرضا گلزار

ب) محمدرضا علفزار

ک) محمدرضا گندمزار

ش) محمدرضا دشت

هنرپیشه مرحوم سینما ؟

الف) رضا ژیان

ب) رضا ماکسیما

ک) رضا فولکس

ش) رضا خاور 

هنرپیشه زن معروف سینما ؟

الف) هدیه تهرانی

ب) کادوی تهرانی

ک) چشم روشنی تهرانی

ش) قابل نداره تهرانی 

بازیگر چشم روشن سینما و تلوزیون ؟

الف) پارسا پیروزفر

ب) فارسا فیروزپر

ک) پارسا پیروزپر

ش) فارسا فیروزفر 

هنرپیشه مرحوم فیلم “ممل آمریکایی” ؟

الف) نعمت الله گرجی

ب) نعمت الله ساقه طلایی

ک) نعمت الله شیرین عسل

ش) نعمت الله مینو

یکی از آهنگ های منصور ؟

الف) دیوونه

ب) … خل

ک) منگل

ش) عجوج مجوج!

 خشایار اعتمادی چه سبکی می خواند ؟

الف) پاپ

ب) اسقف

ک) راهبه

ش) موبد 

 

 تست های ورزشی

کشتی گیر گردن کلفت ایران ؟

الف) عباس جدیدی

ب) عباس قدیمی

ک) عباس نیو

ش) عباس آپ تو دیت 

 تیم فوتبال آبادانی ؟

الف) نفت آبادان

ب) بنزین آبادان

ک) گازوئیل آبادان

ش) استقلال اهواز 

باشگاه انگلیسی ؟

الف) میدلزبرو

ب) میدلزبیا

ک) میدلزبودی حالا

ش) میدلزپاشو برو گمشو 

بازیکن بوسنیایی سابق بایرن مونیخ ؟

الف) حسن صالح حمیدزیچ

ب) حمید صالح حسنزیچ

ک) حسن حمید صالحزیچ

ش) بابا چند نفر به یه نفر ؟؟؟ 

دروازه بان انگلیس در جام جهانی  ١٩٩٨  فرانسه ؟

الف) دیوید سیمن

ب) دیوید سی مثقال

ک) دیوید سی گرم

ش) دیوید سی تن 

مهاجم سال های دور منچستر یونایتد ؟

الف) اندی کول

ب) اندی سرشانه

ک) اندی پشت بازو

ش) اندی مرسی هیکل 

مهاجم تیم ملی هلند و آرسنال ؟

الف) دنیس برگکمپ

ب) دنیس اروین

ک) دنیس وایز

ش) دنیس تریکو 

 

تست های علمی تفریحی

مساحت دایره چقدر است ؟

الف) ٢  متر

ب) ٥/٢  متر

ک) بیشتره

ش) صبر کن بپرسم 

سرعت نور چقدر است ؟

الف) خوب است

ب) بد نیست

ک) شما چطوری ؟

ش) چه خبر ؟ 

کدام دانشمند جاذبه زمین را کشف کرد ؟

الف) نیوتن

ب) کیلوگرم

ک) متر بر مجذور ثانیه

ش) نیترات مس 

ماری کوری کاشف چه بود ؟

الف) اورانیوم

ب) آلومینیوم

ک) آلمانیوم

ش) لوئی پاستور 

 در بیت زیر چه صنعتی به کار رفته است ؟

بی وفایی ، بی وفایی ، دل من از غصه داغون شده

الف) ایهام

ب) صنعت نفت

ک) صنعت پتروشیمی

ش) صنعت آبکش سازی 

 شاعر قرن ده دوازده؟

الف) هاتف اصفهانی

ب) ابی اصفهانی

ک) اندی اصفهانی

ش) سیاوش قمیشی اصفهانی 

 فعل “خوردن” را صرف کنید ؟

الف) چشم

ب) صرف شده

ک) میل ندارم

ش) نوش جان 

 یکی از وسایل مربوط به فیزیک که در عینک ، تلسکوپ و میکروسکوپ به کار میرود ؟

الف) عدسی

ب) کاچی

ک) فرنی

ش) لوبیا با دوغ 

دانشمندی که بین بار الکتریکی و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه ای نوشت ؟

الف) تامسون

ب) واشنگتنی

ک) بمی

ش) شهسواری 

شاخه ای از علم فیزیک ؟

الف) مکانیک

ب) باطری سازی

ک) بوسترساز

ش) کمک فنرسازی

نویسنده “منطق الطیر” کدام شاعر است ؟

الف) عطار نیشابوری

ب) نجار نیشابوری

ک) سمسار نیشابوری

ش) کوپن فروش نیشابوری 

یکی از اشکال ماده ؟

الف) گاز

ب) یخچال

ک) بخاری

ش) ماشین ظرف شویی 

نام دیگر اسید فرمیک ؟

الف) جوهر مورچه

ب) جوهر مورچه خوار

ک) جوهر پلنگ صورتی

ش) جوهر سرندی پیتی 

 نام گاز سرد کننده یخچال های قدیمی ؟

الف) فرعون (فرئون)

ب) نمرود

ک) ابرهه

ش) خسرو پرویز 

نام دیگر گازهای بی اثر مثل هلیم ، نئون و … ؟

الف) گازهای نجیب

ب) گازهای سر به زیر

ک) گازهای باوقار

ش) کلا بچه های خوبی هستن 

وقت شما به پایان رسید . لطفا ماوس های خود را بالا بگیرید!!!


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

شبی در امتداد سحر...
چهارشنبه نهم اسفند 1385-11:45 PM

شبی تاریک و پر از سکوت در اتاقم تنهاتر از همیشه... ناامید از فردایی روشن... بازم نقش چشمات در خیالم... تنها جایی که با همه بی قراریهام احساس آرامش میکنم... خاطرات با تو بودن در حال رفت وآمد در ذهنم هستن... هنوز چشم به راهتم دیونه... آخه چرا این نفسام تلخه واسم؟ ای کاش زودتر از موعود مقررم فرشته مرگ مرا به کام خویش می گرفت و این روح خسته را به آسمونا میبرد... هر جا که باشه دیگه بدتر از این جا که نیست... شاید این جوری یک بار بمیرم... ولی الان همه لحظاتم شده مردن و زنده شدن... بذار حداقل یک کم از قصه عشقمون بگم تا شاید خوابم ببره... یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچکی نبود یکی عاشقی بود که یک معبودی داشت... عاشقه دل خوش به وجود معبودش بود و پرستش اون بالاترین عبادتش بود... نمیدونست که یک روز الهه اش میره دنبال سرنوشتش و اونو تنها میزاره... و هیچی جز یادش براش یادگاری نمیزاره... نشنیدم چی گفتی: یک کم تندتر بگو: چی! روزهای شاد هم داشتیم! خوبه! ولی میدونی چیه: این حرفتم باور میکنم آره روزهای شاد هم داشتیم ولی این قدر روزای غمگین داشتیم که شادیهای کوچیکمون لا به لای دریای غمها گم شدن...

تقدیم به عاشقان


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دیگه بسه...
چهارشنبه نهم اسفند 1385-11:40 PM

دیگه بسه تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته زندگی کردن... دیگه بسه غصه خوردن... دیگه بسه چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این تفاوت که تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری رفتن بهم نمیدن... دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده بودی گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو میگی کجا برم؟ هر جا که برم خیالت ولم نمیکنه... نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین تو... آخه با انصاف به منم حق بده... منم دلم می خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم خودت دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز فراموشم نکردی... سخته بگم: ولی میگم: من حقیر را از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی بشیم...


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

آخر زندگى
جمعه چهارم اسفند 1385-1:11 AM

آخر زندگى
گفت وگو با دو زن مرده شور در بهشت زهراى تهران

 
گريه هاى مادر تلخ است
جوان است. جوان ترين و تازه كارترين مرده شور زن! هر چه جست وجو مى كنم برق اميد را در چشمانش پيدا نمى  كنم.
چند سال دارى ؟
۳۸ سال.
  بچه دارى؟
دو پسر!
  چند سال است اينجا كار مى كنى؟
۴ سال.
چطور شد به فكر كار در اينجا افتادى؟
  به خاطر مشكلات مالى. شوهرم بيكار است.
قبل از اينجا جاى ديگر كار مى كردى؟
  در يك درمانگاه، كار خدمات داشتم.
با اينجا چطور آشنا شدى؟
  از طريق همكارانم. گفتند بهشت زهرا مرده شور مى خواهد.
قبلاً اينجا آمده بودى؟
  نه اينجا را نديده بودم.
  وقتى آمدى چه حسى داشتى؟
  مى ترسيدم. نمى توانستم وقتى مرده اى را مى ديدم جلو بروم ولى كم كم برايم عادى شد.
  از مرگ مى ترسى؟
  نه! مرگ زود خيلى خوب است. پايان زندگى است.
بچه هايت مى دانند.
  بله. ولى مى گويند مامان كسى نفهمد. اگر بفهمند ما ديگر نمى توانيم مدرسه برويم.
  فاميل و خانواده ات از شغل تو خبر دارند.
  خانواده خودم خبر ندارند ولى خانواده شوهرم خبر دارند.
  چه مى گويند؟
با كسى رفت و آمد نمى كنم.
  همسايه ها چه رفتارى با تو دارند؟
  مثل غريبه ها رفتار مى كنند. اصلاً كسى با من رفت و آمد نمى كند.
اقوام نزديكت كه فوت كرده باشند را تا حالا شسته اى؟
نه! ولى مى توانم بشويم.
چه خاطره اى دارى؟
  دخترى دو ساله به اسم مبينا بود. تنها دختر خانواده بود بعد از نذر و نياز و چند پسر خدا او را به پدر و مادرش داده بود. از تراس پرت شده بود. وقتى بچه را آوردند، غرق در خون بود. مادرش او را در آغوش كشيده بود و صورتش را به صورت او مى ماليد.
خيلى گريه كردم. الان هم كه يادم مى افتد دلم مى گيرد. اين خاطره مربوط به سه سال پيش است.
كار تو شستن است يا آب ريختن يا...؟
  من مرده را مى شويم.
 زندگى را تعريف كن.
  زندگى هيچ چيز خاصى ندارد. انگار براى تحمل مشكلات و سختى  ها آمده ايم.
چقدر سواد دارى؟
تا ابتدايى.
  چه غذايى را خوب مى پزى؟
  قرمه سبزى.
  اگر شوهرت شغل مناسبى با درآمد بالايى پيدا كند، باز هم سر كار مى آيى؟
  بله اينجا را دوست دارم.
  چرا؟
 همكاران ما اينجا با هم دوست هستند و محيط، محيطى زنانه است.
  شده بين كار غصه بخورى يا گريه كنى؟
  زمانى كه شست و شو زياد باشد و مرده ها جوان باشند غصه مى خورم و گريه مى كنم. آن روزها واقعاً داغون مى شوم.
  چطور گريه هايى دردناكتر است؟
  گريه كسى كه سكوت مى كند و فقط اشك مى ريزد به نظرم واقعى تر و دردناك تر است در اين موقع ها حس مى كنم آن شخص واقعاً دارد گريه مى كند و راست مى گويد.
  روزى چند تا مرده مى شويى؟
متفاوت است روزى ۱۰ تا ۱۵ تا.
  روزى چند مرده برايتان مى آورند؟
  فرق مى كند كم كم ۴۰ تا و زياد زياد ۸۰-۷۰ مرده.
  خاطره چه دارى؟
خاطره شيرين كه اصلاً نيست. خاطره تلخ اما فراوان است. يك بار زنى كه مادرش فوت كرده بود، سرش را به شيشه داده بود و آرام آرام اشك مى ريخت تنهاى تنها بود. زمزمه مى كرد. آن زن روى من خيلى تأثير گذاشت.
  گريه مادر براى فرزند و گريه فرزند در مرگ مادر چه تفاوتى دارند؟
گريه هاى مادر براى فرزند خيلى تلخ است ولى وقتى بچه هاى كم سن و سال در مرگ مادرى جوان به شيشه سر مى كوبند، خيلى سخت و غيرتحمل است.
  تا حالا شده آنقدر از نظر روحى به تو فشار بيايد كه دست از كار بكشى؟
  نه! هر طور هست تحمل مى كنم. بايد جنازه را جمع كرد.
برخورد صاحبان مرده با شما چطور است؟
  بعضى ها خوب برخورد مى كنند. بعضى ها هم بد حرف مى زنند.
ناراحت نمى شوى!
-  چرا ولى خب تحمل مى كنيم.
عشق يعنى چه؟
عشق همان چيزى است كه من به خاطر بچه هام زنده ام و دارم اين همه سختى را تحمل مى كنم.
نوعروس هم يادت مى آيد شسته باشى؟
- بله. عروس و دامادى رفته بودند جهيزيه شان را بچينند. چند روز بعد مراسم عروسى داشتند، گاز هم عروس و هم داماد را خفه كرده بود. مادرش خيلى گريه مى كرد.
  شب ها نمى ترسى كنار مرده بخوابى؟
  چرا مى ترسم.
 خواب مرده ديدى؟
  در خواب مرده مى شويم.
  اگر روزى ناچار شوى عزيزانت را بشويى، مى توانى اين كار را بكنى؟
 بله. يكى از همكارانم با صبورى خواهرش را شست. من هم مى توانم.
غصه هم دارى؟
 توى دلم به خاطر مشكلات زندگى غصه دارم.
 چه گلى را دوست دارى؟
گل رز. از بچگى عاشق اين گل بودم.
اگر كسى به تو «مرده  شور» بگويد، چه عكس العملى نشان مى دهى؟
هنوز كسى اين كلمه را به من نگفته ولى بدم مى آيد كه كسى به من مرده شور بگويد.
  چرا؟
  ... (سكوت)
سخت ترين بخش زندگى كجاست؟
 اگر زن، شوهر خوب داشته باشد، ديگر زندگى سخت نيست.
و اگر پرنده بودى؟
مى رفتم جايى كه كسى نباشد مثل يك بيابان. آنقدر گريه مى كردم و فرياد مى زدم و خدا را صدا مى كردم تا خدا صداى مرا بشنود و روزگار و زندگى ام را ببيند.
گفت وگو با دو زن مرده شور در بهشت زهراى تهران
آخر زندگى
218550.jpg
گفت وگو: مريم سامانى
عكسها: امير رجبى
از ميان كاج هاى بلند و سر به فلك كشيده كه رد مى شوى، جاى پاى هيچ موجودى را نمى شود پيدا كرد. اينجا محبت ها مى آيند و با رفتن آن عزيز در بستر تنهايى، تنها به خاطره اى كوتاه و بلند زنده مى شوند.
غصه ها اما اينجا ماندگارترند. غصه هاى زنانى كه براى آخرين بار روى به كسانى مى كنند كه ديگران از آنان وحشت دارند.
... وحشت در نگاه اين زنان درد كشيده شايد از ما است. خاطراتشان تلخ و عشق هايشان واقعى...
دلم چه زود براى آن زن تنگ مى شود. همان زنى كه دست هايش را از من پنهان كرده است، دستانى كه به گمان او ۱۴ سال به جرم شستن اجساد بايد پنهان شود. انگشتان باريكى كه هزاران چين و چروك را از خط هاى ننوشته زندگى بر خود ثبت كرده اند...
خيلى با هم حرف مى زنيم، آنقدر كه بالاخره دستانش را از زير چادر سياه بيرون مى آورد. به انگشتان لاغر و تكيده اش نگاه مى كنم، اشك هايى كه در چشمانش حلقه زده و جمله اى كه مى گويد و مى رود، اما مرا تا روزها، ماه ها و شايد تا وقتى كه بار ديگر دستان او به من برسد و براى رفتن آماده ام كند، به خود مشغول مى كند.
- اينجا هيچ خاطره شيرينى نيست، بهترين خاطره شيرين من صحبت با شماست!
***
از بهشت زهرا بيرون مى زنم و به درختان كاج و زنان مرده شور فكر مى كنم. آنهايى كه در انتهاى جاده زندگى ايستاده اند، جايى كه درختان گنجشك ندارند، تنها آنها هستند و دستانى خسته و نگاهى به غم نشسته و بغضى كه گاه مى تركد و ما را تا انتهاى آن مسير؛ «مرگ» مى برد. واژه اى كه از شنيدنش هم مى ترسيم، هر روز توسط آنان لمس مى شود و پناه بى پناهى شان مى شود.
خودش را طورى در چادر سياه رنگى كه به سر دارد پيچيده كه احساس مى كنم از من فرار مى كند. زنى است چاق و هيكلى، كنارم مى نشيند با چند صندلى فاصله. نگاهش مى كنم. لبخندى مى زنم و صندلى كنارى ام را نشانش مى دهم.

چند سال دارى؟
۴۸ سال.
چند سال است اينجا كار مى كنى؟
۱۴ - ۱۳ سال.
چى شد آمدى اينجا كار كنى؟
نياز مالى. چهار تا بچه دارم.
شوهر ندارى؟
چرا، بيكار است.
چطورى با كار در اينجا آشنا شدى؟
شنيده بودم اينجا «مرده شور» مى خواهند. چند بارى آمدم و از پشت شيشه به كار زنان مرده شور نگاه كردم و بعد هم وارد اين كار شدم.
نمى ترسيدى؟
من كلاً آدم خيلى ترسويى بودم، وقتى وارد اين كار شدم سى و دو، سه سال بيشتر نداشتم. من حتى از تاريكى و سايه هم مى ترسيدم. روزهاى اول حال خاصى به من دست مى داد.
چطور مى شدى؟
فكر مى كردم كه الان مرده زنده مى شود.
بعد چكار مى كردى؟
هيچى. اصلاً مرده نمى شستم. خلعت مى بريدم. سعى مى كردم كه اصلاً به جنازه ها نگاه نكنم.
چقدر طول كشيد تا بتوانى جنازه بشويى؟
۷ - ۸ ماهى طول كشيد.
مجبور شدى؟
نه! اينجا هر كس كه جديد مى آيد تا خودش نگويد كه مى تواند مرده بشويد، كسى اجبارش نمى كند. من هم بعد از آن چند ماه خودم گفتم مى توانم مرده بشويم.
اولين كسى كه شستى را يادت مى آيد، چند ساله بود؟
نه! يادم نيست. آن موقع سعى مى كردم نگاهش نكنم.
شوهرت با اين كار تو مخالفت نمى كند؟
نه، مى گويد برو سر كار.
چند ساعت در روز بايد كار كنى؟
۸ ساعت.
در اين مدت چند مرده مى شويى؟
تقريباً روزى ۷۰ - ۶۰ مرده داريم. من روزى ۱۶ - ۱۵ مرده مى شويم.
چند نفريد؟
۴ سنگ و روى هر سنگ ۴ نفر كار مى كنند. يكى مرده را مى شويد، يكى آب مى ريزد، يكى خلعت مى اندازد و يكى آنجا را تميز مى كند.
تو چه كار مى كنى؟
من خلعت مى اندازم.
كدام مرگ به نظر تو تلخ تر است؟
مرگ جوان ها و تصادفى ها. مرگ بچه ها هم خيلى تلخ است. دلم خيلى براى آنها مى سوزد.
تا حالا شده خواب مرده هايى را كه شستى، ببينى؟
نه، ولى خواب زياد مى بينم كه دارم مرده مى شويم.
تا حالا در خواب با مرده اى كه شسته اى، حرف زده اى؟
نه! اصلاً به خوابم نمى آيند.
اوايل كارت چه خواب هايى مى ديدى؟
كابوس مى ديدم.
نمى ترسيدى؟
حالا ديگر نمى ترسم. وقتى بيدار مى شوم انگار يك خواب معمولى ديده ام. آن اوايل از خواب، سايه و تاريكى مى ترسيدم، ولى حالا ديگر از هيچ چيز نمى ترسم.
تا حالا شده يكى از عزيزانت را كه مرده، خودت بشويى؟
من در اين مدت شاهد مرگ عزيزانم نبوده ام، ولى اگر روزى اتفاق بيفتد، نمى توانم عزيزانم را بشويم.
چرا؟
برايم ناراحت كننده است، اعصابم به هم مى ريزد.
بچه هايت مى دانند كه اينجا چه كار مى كنى؟
بله مى دانند.
فاميل و همسايه ها چه؟
مى دانند.
چه واكنشى دارند؟
واكنش خوبى ندارند.
چطور برخورد مى كنند؟
سرد برخورد مى كنند. مرا دست كم مى گيرند.
در اين مواقع چه مى كنى؟
در جمع و ميهمانى ها نرفته ام. خودم را كنار مى كشم. ۱۴ سال است به مجالس عروسى پا نگذاشته ام. فقط عروسى دخترم رفته ام.
بچه هايت ازدواج كرده اند؟
فقط دخترم.
دخترت براى ازدواج مشكلى نداشت؟
نه، براى اينكه كسى از خانواده شوهرش نمى داند.
دوست داشتى شغل ديگرى داشته باشى؟
نه! من اينجا را دوست دارم.
مگر اينجا چه چيزى به تو مى دهد؟ اينجا چه چيزى دارد كه برايت جذاب است؟
218547.jpg
اينجا از نظر ايمان و نزديك شدن به خدا خيلى خوب است. اينجا حمام آخرت است. يك روزى هم بالاخره نوبت من مى شود.
تا حالا همكارانت را شسته اى؟
يكى از آنها چند وقت پيش فوت كرد و من خودم او را شستم.
حتماً در شستن او بيشتر دقت كردى و بهتر او را شستى؟
نه، برايم فرقى نمى كرد. او را هم مثل ديگران شستم.
مرده ها با هم فرقى هم دارند؟ از چهره شان مى شود فهميد چطور آدم هايى هستند؟
بعضى ها صورتشان خيلى نورانى است و من فكر مى كنم حتماً آدم خوبى بوده كه اينقدر نورانى است. بعضى ها هم خيلى خوشرو هستند.
اگر كسى كه نمى داند تو شغلت چيست و بميرد و اطرافيانت او را بياورند، چكار مى كنى؟
ناراحت مى شوم.
خودت را پنهان مى كنى؟
نه! ولى از اينكه متوجه شده اند ناراحت مى شوم.
هيچ وقت شده با شوهرت دعوايت شود و او به خاطر كارت تو را سرزنش كند؟
آره، يك بار با من دعوا كرد و به بچه ها گفت مادرتان مرده شور است. از اين حرف ناراحت شدم و گفتم به بچه هايت بگو مادرتان زحمتكش است.
از كلمه مرده شور بدت مى آيد؟
نه بدم نمى آيد، ولى براى مردم جا نيفتاده است. آنها شغل ما را پست ترين شغل مى دانند. براى مردم هنوز كار ما جا نيفتاده است، ولى براى خودم ديگر عادى شده است.
كدام مرگ خيلى سخت است؟
مرگ مادر.
كدام مرگ خيلى با گريه و ناراحتى و بى تابى همراه است؟
مرگ فرزند.
كدام مرگ عادى است؟
مرگ مادر شوهر!
جدى مى گويى؟
بله! واقعيت را بايد گفت.
در اين مورد خاطره اى هم دارى؟
عروسى آمده بود كه ما در حال شستن مادرشوهرش بوديم. او مى خنديد و در دلش انگار پسته مى شكست. به او گفتم: نخند، از اينجا برو بيرون. يك روز هم نوبت خودت مى شود.
خودت مادرشوهر دارى؟
نه! من وقتى ازدواج كردم، مادرشوهر نداشتم.
مرده ها ترسناك ترند يا زنده ها؟
زنده ها. مرده كه جانى ندارد تا خطرى داشته باشد. اين زنده است كه هر كارى مى كند.
اگر شب ناچار باشى ميان مرده ها بخوابى، نمى ترسى؟
نه! حتى اگر صد تا جنازه هم باشد وحشت نمى كنم.
زيباترين گل به نظرت چيست؟
هيچ گلى مثل فرزند زيبا نيست.
بزرگترين غصه هر كسى به نظرت چيست؟
داشتن اولاد بد.
چه غذايى را دوست دارى؟
فسنجان.
چه غذايى را خوشمزه مى پزى؟
۱۴ سال است ديگر غذا نمى پزم.
چرا؟
فكر مى كنم هيچ كس دوست ندارد از دست كسى كه مرده مى شويد، غذا بخورد. وقتى دامادم به خانه ام مى آيد و دخترم مى گويد مامان برايت اين غذا را پخته، دعوايش مى كنم شايد دامادم دلش نكشد از دست پخت يك مرده شور بخورد.
چرا اين طورى فكر مى كنى؟ مگر كسى به تو در اين مورد حرفى زده است؟
نه كسى حرفى نزده، ولى طرز رفتارها اين را نشان داده است.
فكر نمى كنى خيلى حساس شده اى؟
نمى دانم. دخترم هم مى گويد حساس شده ام.
از وقتى اين كار را مى كنى اخلاقت عوض نشده است؟
چرا عوض شده ام. رفتارم عوض شده است. كمتر رفت و آمد مى كنم. خودم را از همه كنار مى كشم. از اينكه مى بينم زن ها دورهم مى نشينند و حرف ديگران را مى زنند، خوشم نمى آيد.
به نظر تو چه فرقى بين كار تو با كسى است كه در مثلاً آسايشگاه زندگى مى كند؟
فرق در مرگ و زندگى است.
مرگ يعنى چه؟
مرگ مثل خواب است. هر كس خوب باشد، برايش آسان است و اگر اعمال كسى بد باشد، سخت جان مى دهد.
چه تعريفى از زندگى دارى؟
... (سكوت)
چه آرزويى دارى؟
خوشبختى بچه هايم.
چند سال بايد كار كنيد تا بازنشسته شويد؟
به ۵۵ سالگى كه برسيم، بازنشست مى شويم.
شغل شما جزو مشاغل سخت و زيان آور است؟
بله! كار ما سنگين است.
تو بايد ۷ سال ديگر كار كنى تا بازنشسته شوى؟
عمر من اينقدر نخواهد بود.
زندگى يعنى چه؟
رفتار خوب كردن!
مى دانى تا حالا چند مرده شسته اى؟
نه نشمرده ام. اين كار برايم جالب نبود.
كار تو روى اشتهايت موقع ناهار تأثير ندارد؟
نه!
  بيشترين حرفى كه با همكارانت مى زنى در چه موردى است؟
  خودمان يا مرده اى خاص!
بيشترين جمله اى كه از همراهان مرده اى مى شنوى؟
  خوب بود. حيف، جوان بود و ...
218544.jpg
 شش دخترى كه در درياچه پارك شهر غرق شده بودند را شما شستيد؟
  بله. خيلى ناراحت شدم. من هم بچه دارم. خواهر و برادر دارم. خيلى دلم سوخت. مگر مى شود ناراحت نشد.
  كدام مرگ در ذهن تو مانده و يادت مى آيد؟
  يك بچه ۶-۵ ساله بود. به خاطر ناراحتى قلبى مرده بود. تنها بچه خانواده بود. خيلى به دل مى نشست.
يك مورد هم مربوط به پيرزنى بود. آنقدر نورانى بود كه چهار بار او را شستم. اين قضيه مربوط به ۸-۷ سال پيش است، ولى هنوز يادم مانده است.
چقدر تعطيلى داريد؟
-  كار ما تعطيلى ندارد. گاهى مرخصى مى گيريم و گاهى هم به ما استراحت مى دهند.
  چند نفريد؟
۱۶ نفر.
  جوان ترين تان چند ساله است؟
۳۰ ساله.
  و باسابقه ترين؟
  تازگى خانمى بازنشسته شد كه ۲۶ سال سابقه كار داشت.
  تلخ ترين خاطره ات؟
  حدود ۲۰ دختر بودند. مينى بوس شان در ولنجك تصادف كرده بود. همه  شان دانش آموز و نوجوان بودند. فكر كنم ۹ سال پيش بود. مرگ شان به عنوان تلخ ترين خاطره ام شده است.
  خاطره شيرينى هم دارى؟
  اينجا شيرينى نيست. پيام مرگ شيرين نيست.
  در زندگى ات چه؟
بهترين خاطره من صحبت با شماست.
  دوست داشتى پرنده باشى و از اينجا پر مى كشيدى؟
 كسى كه دلش پر از غم است هر جا كه برود همان است. چه پرنده باشد و چه ...
  غم تو چيست؟
  زياد است (اشك صورتش را خيس مى كند. بلند مى شود كه برود.)
اسمت را به من نگفتى؟
  هر اسمى دوست داشتى بنويس و مرا با آن صدا كن.


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سرقبرم
جمعه چهارم اسفند 1385-0:45 AM

سرقبرم بنویسید مسافربودست

                      بنویسیدکه یک مرغ مهاجربودست

بنویسیدزمان کوچه سرگردانی ست

                      او در این معبر پرحادثه عابربودست

حلالم کنید.


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سر در گمم
جمعه چهارم اسفند 1385-0:38 AM

چند روزه هر چی سعی میکنم نمیتونم چیزی بنویسم.

اصلا نمیدونم از چی باید بنویسم.

آخه حالم خیلی بده.خسته ام .

خسته ودل شکسته.

دیگه حتی توان نوشتن رو هم ندارم

وقدرت تصمیم گیری که چه چیزی رو بنویسم.

شما بگید از چی بنویسم ؟


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته