تبليغاتX
دست نوشته های یه عاشق سرگردون
     لینک دوستان


      خانه نیلوفری
      سایت ریاست جمهوری
      ملینا
      دختران خاطره
      عشق جاودان
      لوسي خانم
      هوليا
      برنامه.علمي.اموزشي
      فائزه خانم
      عشق اتشين
      خبر ساري
      طراحی رایگان قالب وحرفه ای ترین قالب ها
      اتش عشق
      جک اس ام اس
      عکس مکس666
      ابجي گلم حنانه
      احسان
      طراحی وب سایت
      قالب وبلاگ
     لینک روزانه


      شیرازیها
آرشیو پیوندهای روزانه







 RSS 


جدیدترین کد آهنگ


دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

یلدا مبارک
پنجشنبه سی ام آذر 1385-4:55 PM

به باد میرود امشب تمام دار و ندارم
کجایی ای گل من تا دوباره با تو ببارم
                                                                 "از بهترين"

-گاهی آدم فکر می کنه که خاطره های یه شبی مثل شب یلدا چقدر می تونه این شب رو تا آخر عمر واسه آدم تلخ کنه! گاهی فکر می کنه انگار یاد همه ی خوبیهای گذشته قراره این شب رو بلندترین شب تلخ سال کنه! حتی وقتی واسه چند لحظه از خونه میری بیرون و توی خیابون جفتای عاشق یا غیر عاشق رو می بینی که با هم خوشن و میگن و میخندن٬ انگار دلت میخواد بترکه... اما اینا همش فکره٬ خیاله٬ توهمه.. چون که توی تمام این خیالات و لحظه های سخت٬ چیزهای خوب٬ اتفاقات خوب و آدمهای خوبی هستن و بهترینی هست که میتونه حتی شب یلدا رو هم برات زیبا و بیادموندنی کنه.. زیباتر ازون چیزی که فکرشو بکنی و اونقدر بیاد موندنی که یلداهای سالهای بعد هم برات شیرین باشن و دیگه تو رو بیاد گذشته های دور نندازن. شاید دور و بر همه ی ما این آدمای خوب باشن٬شاید کافی باشه فقط چشمامونو باز کنیم و ببینیمشون و بخاطر این نعمتهای نازنین از خدا تشکر کنیم... یلدای امسال هم واسه شیرینه ...مثل عسل...

-یلدای همه مبارک ... به قول این شعر معروف : عمرتون صد شب یلدا٬ دلتون قد یه دریا٬ توی این شبای سرما٬ یادتون همیشه با ما.... یکی از آرزوهای امشبم اینه که ما آدما هیچوقت جای خدا نشینیم و بجای اون در مورد آدما و اتفاقات قضاوت نکنیم... آرزوی دیگم اینه که همه امشب رو با سلامتی به صبح برسونن!


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بنیامین
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385-1:21 PM

 
     


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دوست دارم
جمعه هفدهم آذر 1385-10:53 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چه قدر بد
جمعه هفدهم آذر 1385-10:52 AM


ادامه مطلب


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

کادو تهرانی
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385-5:44 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

زندگی
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385-5:43 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

یا ابوالفضل
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385-5:42 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بهت احتياج دارم...
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385-5:40 PM

 

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد

بهت قول نمي دم كه مي خندونمت

ولي مي تونم باهات گريه كنم

اگه يه روز خواستي در بري حتما خبرم كن

قول نميدم ازت بخوام وايسي

اما مي تونم باهات بدوم !!!

اگه يه روز نخواستي به حرفاي كسي گوش كني خبرم كن

قول مي دم كه خيلي ساكت باشم

اما ........

اگه يه روز سراغم رو گرفتي و خبري نشد .......!!!!

سريع به ديدنم بيا

حتما بهت احتياج دارم ....!


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

نامه بی جواب
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385-5:39 PM

 

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی
فدای مهربونیات چه مکنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
 جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون
فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته
 یه قلب تنها و کبود هلک یه نگاهته
من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره
روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی اونجا با کسی؟؟
بیشتر از این من و نذار تو غصه و دلواپسی
یه وقت من و گم نکنی تو دود اون شهر غریب
 یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب
فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه
غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطیف تو از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آب تو یه وقت ناغافل نشکنی
اگه واست زحمتی نیست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره
غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه
سرفه های مکررم مال هوای دوریه
گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه
 مثه یه بچه که بار اوله میره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟
دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون
همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
یادت می آد گریه هامو ریختم کنار پنجره
داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش می کنی
فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی
گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
با این که من خوب می دونم جواب نامه با خداست
عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه
یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه اسمت و وقتی می آرم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر
حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه
تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه
دیوار خونمون پر از سایه ی غصه و غمه
تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه
مگه نگفتی همه جا ماله منی تا همیشه
دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار
تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار
فکر نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم
به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش میکنم
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب
که هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پکی خنده هات کنن
یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل می ذاره
مریم همون کسی که بیشتر از همه دوست داره


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

خیلی دوسش دارم
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385-5:38 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دوست دارم..
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385-5:37 PM

 
دوست دارم اشکهایم که سرازیر می شوند

   بگذارم راه خودشان را بروند .

   دوست دارم قلبم که تیر می کشد

   درد به اوج برسد .

                فریاد که می زنم

                حنجره ام بلرزد .

                           دوست دارم موسیقی که به اوج می رسد

                           و ضربه های ریتم ٬ محکم کوبیده می شوند

                      ناگهان ؛

                              سکوت شود .....


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

میمیرم برات
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385-5:37 PM

 

میمیرم برات نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات

رفتی از برم تو می دونستی که دلم بسته به ساز صدات

آرزومه که نمی دونستی که من میمیرم برات میمیرم برات

عاشقم هنوز نمی خواستی که بمونی یو به سوزی به ساز دلم

گفتی من میرم تو می خواستی برم تا فرداها گل خوشگلم

برو راهی نیست تا فرداها گل خوشگلم گل خوشگلم

سفرت بخیر اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور

برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور

برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور به یه دنیا نور

سفرت بخیر برو گر شکستی زمن می تونی دوباره بساز

 از دلی شکسته ناامید خسته تو باز غرور

ازدلی شکسته ناامید خسته تو باز غرور تو بازم غرور

نمی خوام بیای نمی خوام میونه تاریکی من تو حروم بشی

نمی خوام ازت نمی خوام مثه یه شمع بسوزی برام تو تموم بشی

برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی آرزوم بشی

میمیرم برات نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات

رفتی از برم تو می دونستی که دلم بسته به ساز صدات

آرزومه که نمی دونستی که من میمیرم برات میمیرم برات


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

شیشه دل
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385-5:36 PM

شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست

    این دل من با نگاهی سرد پرپر می شود


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

یادمان باشد
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385-9:49 AM

       یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم                           وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم

      پر پروانه شکستن هنر انسان نیست                           گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

      یادمان باشد ســـــــــر سجاده عشق                             جز برای دل محبــــــوب دعایی نکنیم

   


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دردمندان
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385-9:47 AM

دردمندان را دوايي نيست در ميخانه ها

ساده دل آنكس كه پيمان بست با پيمانه ها

مست توحيدم نه مست باده انديشه سوز

سر خوشي ها را نجويم از در ميخانه ها

عكس روي باغبان پيداست در هر برگ گل

سير كن نقش خدا را در پروانه ها

 

داستان اهل دنيا را به دنيا دار گوي

گوش من آزرده شد از جور اين افسانه ها

 

گر كه جويي روشني، در خاطر بشكسته جوي

رونق مهتاب باشد در دل ويرانه ها

 

سر بپاي بينوايان منهم تا زنده ام

چون خدا را ديده ام در كنج محنت خانه ها


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دير هنگامي است
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385-9:37 AM

دير هنگامي است که چشمان انتظار به راهت دوخته و

 جان و دل به شراره هاي اشتياقت، سوخته ايم باغ آرزوها

 به شوق بهار روي تو خزان ها را مي شمارد و چکامه هاي خونين شقايق را مي نگارد؛

نرگس ها داغ هجر تو بر سينه دارند؛

عروسان چمن جز به مژده جمال دلارايت سر زحجله عيش برنيارند؛

مهديا!

معراج نشيني بگذار و از پرده غيبت به دراي و رخسار محمدي بنماي؛

که خيل منتظران به جان آمده از حقارت و عيدهاي دنيايي، چشم بر بلنداي وعده ديدار تو دارند.

اي گوشوار عرش الهي! آرمان انتظار را به کوله بار صبر و يقين،

 بر دوش مي کشيم و به ترنم آواي ظهور سرخوشيم،

هر بامداد ، ياد طلوع تو را در سينه مي پرورانيم و

 پرتو چهره تو را در ديده نقش مي زنيم.

عمري است که اشک هايمان را در کوره سوزان حسرت ها انباشته ايم

 و انتظار جمعه اي را مي کشيم که جويبار ظهورت از پشت کوه هاي غيبت

 سرازير شود، تا آن کوره را بدان آب غاموش سازيم و آن حسرت ها را به دريا ريزيم.

سبکبار تن خسته امان را در زلال آن بشوييم.

اي اميد بي پناهان، بيا...بيا.

از ثري تا به ثريا، دل هاي بي قراران، شيداي يک نگاه توست.

از سوي تا ماسوي جان هاي بي پناهان، نثار قدم هاي تو باد.

بيا و روزه داران غيبت را به افطار فرج بنشان و

 قضاي عهد انتظار را دستي برافشان.


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

حمید
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385-0:41 AM

 اهنگ تنهایی رو به کسی تقدیم میکنم که مرا در اوج نیاز تنها گذاشت

Bazi Tanhaei
Leyli Kheyali Hast
Bazigar Divion
Bodonabod Madar
Hanozam Rimin


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

آلبوم گلهای غربت 2
سه شنبه چهاردهم آذر 1385-11:58 PM

آلبوم گلهای غربت 2

 

دلم گرفت از آسمون

 

از من بگریزید که می خورده ام امشب

با من منشینید که دیوانه ام امشب

ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد

ای بی خبر از گریه مستاه ام امشب

یک جرعه آن مست کند هر دو جهان را

چیزی که لبت ریخت پیمانه ام امشب

بی حاصلم از عمر گرانمایه فروغی

گر جان نرود در پی جانانه ام امشب

 

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هر چی بگم

من به زمین و آسمون، دسا رفاقت نمیدم

 

امشب از اون شبهاست که من، دوباره دیوونه بشم

تو مستی و بی خبری، اسیر میخونه بشم

امشب از اون شبهاست که من، دلم می خواهد داد بزنم

تو شهر این غریبه ها، دردم و فریاد بزنم

 

از این همه در به دری، تو قلب من قیامته

چه فایده داره زندگی، این انتهای طاقته

از این همه در به ردی، دلم رسیده جون من

به داد من نمی رسه، خدای آسمون من


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عطر موهات
سه شنبه چهاردهم آذر 1385-11:56 PM

 

 

عزیز من قسم مگر،که مرگ من تو را دگر،ز قلب من جدا کند

فدای چشم مست تو،اگر براه عشق تو،خدا مرا گدا کند

 

ای نفسهای تو عاشق،ای تو خوب موندنی

زنده ام با نفس تو،تو همیشه با منی

مثل شبنم رو پر گل،منو با خودت نگهدار

سینتو گهواره ای کن،برای این تن تب دار

یاس عاشقی رو بردن،منو از خودم جدا کن


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته