تبليغاتX
تنها غریب بی کس
     لینک دوستان


      خانه نیلوفری
      سایت ریاست جمهوری
      ملینا
      دختران خاطره
      عشق جاودان
      لوسي خانم
      هوليا
      برنامه.علمي.اموزشي
      فائزه خانم
      عشق اتشين
      خبر ساري
      طراحی رایگان قالب وحرفه ای ترین قالب ها
      اتش عشق
      جک اس ام اس
      عکس مکس666
      ابجي گلم حنانه
      احسان
      طراحی وب سایت
      قالب وبلاگ
     لینک روزانه


      شیرازیها
آرشیو پیوندهای روزانه







 RSS 


جدیدترین کد آهنگ


تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

او می اید
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385-11:22 AM

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بیا دتم
چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385-11:1 PM

خاطرات دست نيافتني


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عاشق من
یکشنبه بیست و سوم مهر 1385-4:10 PM

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

شهادت
جمعه بیست و یکم مهر 1385-5:11 PM

شهادت مولای موتقیان

امام اول  شیعیان را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت میگویم

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

الهی
سه شنبه هجدهم مهر 1385-11:51 PM

الهی عاشق زاری نباشی

گرفتار چنین یاری نباشی

الهی نشکن قلب یه عاشق

مثل خاری تو گلزاری نباشی

الهی مونده در راهی نباشی

اسیر چشم شهلایی نباشی

الهی مثل من بازیچه عشق

توی دست فریبایی نباشی

بیا بخون ببینی چه سرنوشتی

اخر عمر چه سرگذشتی

منو با ارزوهام توی سینه

رها کردی و بی خیال گذاشتی

تو دنیای فریبی

معمای غریبی

دلم رو میبری تو

به هر شکل و طریقی


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تو
یکشنبه شانزدهم مهر 1385-3:7 PM

تو مال اینجا نیستی تو جات تو آسمون

بیچاره اون دلی که قدر تورو ندونه

تو از نگاه تشنه جاری شدی بباری

رها شدی تو انگار بارون بی قراری

بارون و یی قرارم همش در انتظارم

اون نمیاد به خونه تا کی باید ببارم

بغضتو از تو سینه خالی بکن می تونی

تو پاک و مهربونی قدر منو می دونی

تو مال اینجا نیستی تو خیلی مهربونی


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عشق
یکشنبه شانزدهم مهر 1385-2:50 PM

عشق ضریب دو نگاه نمیدنم یا اینکه حدیث یه گناه نمیدونم

عشق تمنای دو قلب نمیدونم یا اینکه رفیق نیمه راه نمیدونم

ای عشق عزیز هرچه هستی من بنده درگاه تو هستم

تا یک قدمی به مرگ مانده ای عشق هوا خواه تو هستم

عشق سوال بی جواب تاثیر پیاله شراب

در سینه نشوندنش ثواب یا اینکه حباب روی اب

نمیدونم نمیدونم

من عشق رو در پیشونی بر خاک بجویم یا در چهره عاشقان غمناک بجویم

در چشم به اشک امده مست خرابم یا پیش فقیر دست و دل باز بجویم


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

به یاد اولین روز اشنایی
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:49 PM

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تا که بودیم
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:48 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

یه حس عجیب
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:46 PM

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دوستت دارم
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:44 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

پاییز
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:42 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

از اون بالا
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:42 PM

از اون بالا نگاه کردم زمین منو صدا می زد

                                 یکی می گفت بپر پایین یکی تو قلبم جا می زد

                                        وقت تموم کردن کار شهامت دل بریدن

                                          خط کشیدن دور همه به حس پرواز رسیدن

                  حالا باید چیکار کنم خاطره هاتو خط زنم

   کاری که اینجا ندارم گذشتنو خوب بلدم

 برای گریه کردنات یکی دو روزی کافیه

 سیاه بپوش برای من اینم برای قافیه!

              فقط من از اینجا میرم فکر نکنم چیزی بشه

                                نه آسمون زمین میاد نه ابری بارونی می شه


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

فکر ؟
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:40 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

فکر کردم
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:40 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چشمامو
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:39 PM

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بگذار
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:38 PM

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

روزگاری غریبی است نازنین
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:31 PM

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تو نگفتی مگه؟
جمعه چهاردهم مهر 1385-5:26 PM

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بد شانسی شب عروسی
جمعه چهاردهم مهر 1385-4:38 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

یکی تو فکر.....
جمعه چهاردهم مهر 1385-4:37 PM

یکی تو فکر عشق یکی تو فکر یار

یکی همیشه مست و یکی منم که بی تو بی قرار

یکی رسد یه بارش یکی در انتظار

یکی داره میخنده به روزگاری که وفا نداره

دلم میخاد که امشب امشب پر استاره

بهت بگم عزیزم عاشقتم دوباره باز دوباره باز دوباره

میگیرم دست تورو که بگم عزیز من

دیگه تو دفتر دل اسم عشق و خط نزن


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

نمیدونم
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-11:46 PM

شما بگید اگه جای من بودید اسم این پست رو چی می ذاشتید

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

جمله اخر
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-11:44 PM

جمله ايي ازت شنيدم توي آخرين تماسم

مثل يه غريبه گفتي من تو رو نمي شناسم!

با يه لحن بي تفاوت زندگيمو تيره كردي

گفتي ممنون ميشم از تو اگه ديگه بر نگردي!

با شنيدنش شكستم به كسي چيزي نگفتم

با خودم قرار گذاشتم ديگه ياد تو نيفتم

داشتم از غمت ميمردم تو سكوت مرگبارم

واسه تو ازت گذشتم .فكر نكن دوست ندارم

مي دونم كه از نبودم جامو خالي حس نكردي

من جواب ازت گرفتم به چه لحن تند و سردي

آخه من چطور عزيزم ديگه نشنوم صداتو

فكر نكن كه بردم از ياد لحن خوب خنده هاتو

لاقل برامون اي كاش مونده بود يه راه آشتي

حيف از اينكه واسه خوبي هيچ راهي نذاشتي

آرزوي رفته بر باد. من مزاحمت نميشم

آخرش نشد بموني واسه هميشه پيشم


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

اندوه
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-11:41 PM

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

قاصدك
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-11:40 PM

قاصدك باز رسيد؛
بالهايش خيس.
از كجا آمده ای؟
همچنان رقص كنان، سر در گم،
پی چيزی می گشت
و نمی ديد مرا؛

... من كه در حسرت يك جمله ز عشق
سالها منتظر خط توام،
پس چرا حرف نداری؟

قاصدك حرف بزن
تو كه پيشش بودی ،
راست بگو، هيچ نمی گفت فلان بن فلان؟
قاصدك حرف بزن،
تا ببينم كه كجاست
شهر رؤيايی چشمانِ به زير؟
من هنوزم كه هنوز
پای حرفم هستم
چه بيايد كه دو چشمم به فدای قدمش
چه نيايد كه مرا
كور خواهد كرد،
انتظار ديدن.

قاصدك باز اگر برگشتي
و اگر پرسيدت
ز فلانی چه خبر،
تو خودت حال مرا می دانی
بوسه بر دستش زن
و بگو....


قاصدك پر زد و رفت
بالهايش خيس،
جمله هايم نصفه

و تو مأيوس شدی
كه چرا باز نفهميد كه در وادی عشق
حرف زدن ممنوع است....؟!


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بازی با کلمات
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-11:39 PM

مقدس ترین کلمه ...... خدا

 

زیبا ترین کلمه ...... عشق

 

پر احساس ترین کلمه .... محبت

 

پر معنی ترین کلمه ...... نگاه

 

عالی ترین کلمه ...... دوستی

 

تلخ ترین کلمه ...... جدایی

 

دردناک ترین کلمه ..... خیانت

 

بد ترین کلمه ..... تمسخر

 

عاشقانه ترین کلمه ...... تو


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

اگه یه روز
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-11:21 PM

اگه يه روز من مردم و تو منو دوست داشتي (که نداري )

۵ شنبه ها بيا مزارم

و گله سرخي   رو قبرم بزار

 تا هميشه اوون گلي که بهت هديه داده بودم بخاطر بيارم ..................

ولي ..............

اگه تو مردي (خدا نکنه )..........

من فقط يه بار ميام سر مزارت .

ميام و اوون دسته گل سفيد مريم که با خونه خودم سرخش کردم

 بهت هديه ميدم و عاشقانه جون ميدم

تا بدوني ..........

 هيچ وقت تنها نيستي

دوستت دارم .....


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سرودم
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:39 AM

براي تو سرودم شعر تلخم را
و مي دانم كه در قاموس كولي ماندگاري نيست
و اين تكرار تكرار است
من از شهر تو خواهم رفت
من از يادتو خواهم رفت
و مي دانم كه از يادم نخواهي رفت
چه غمگين است بدرودم
خداحافظ خداحافظ

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

می نویسم
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:38 AM

مي نوسيم تا بداني دل شكستن هنر نيست

نه ديگر نگاهم را برايش هديه مي كنم

و نه ديگر دم از فاصله ها مي زنم

و نه با شعرهايم دلتنگي ها را فرياد مي زنم

فقط شعر مي نويسم تا

با بيت هايم نام او

را قافيه كنم

شايد نامهرباني هايش را باور كند.


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

مرداب زندگی
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:37 AM

 

در این مرداب زندگی

که نیزارهای شکسته

و دلی در خون نشسته

فراموش شده اند

در جستجوی کدامین بهار باید بود

من در سکوت خود

اشکی می خواهم به وسعت تمام دنیا

تا با آن

پایان دهم به راز رنج درختان غم زده

که در حسرت یک قطره آب می میرند !


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سکوت
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:37 AM

سکوت سرشار از ناگفته هاست

من با این ناگفته ها آشنایم

خوب میدانم

سراسر زندگی تو پر بود از گفته ها

و من مالامال از گفته های به خود گفته و خود شنید

مثل جام شرابی که ساقی عاشق برای مخمور خود می ریزد: ساقی عاشق

هر بار لحظه ای را که دوست داشتم با تو باشم

تا با جادوی کلمات افسون کنی

نا گفته ها حریری بر تن اشتیاقم می کشیدند

هر بار به خانه شیشه ای آرزوهایم پا نهادم

نا گفته های ورودی خانه را آذین بستند

هر بار که زیر بارش باران حرکات عاشقان وصال یافته را تجسم کردم

نا گفته ها مثل تگرگ تنم را به درد آوردند

خیس می شوم خیس خیس

مرطوب از نا گفته ها

اما تو مست مست چتر در دست از کنارم می گذری

و پای درون خانه ات می گذاري

لبریز از گفته ها و من لبریز از نا گفته ها ........

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دلم
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:36 AM

امروز دلم تنهاست در گوشه ای از دنیا

امروز برای من مونس شده آن غمها

یک لحظه که در دنیا رفتم به سراغ عشق

فکر دلم من این بود او هست تمام عشق

من منتظرش بودم شاید که دل او هم بوده است کنار دل

شاید که همین شوقم بوده است میان دل

یک لحظه نگاه او پرواز دل من بود

آنجا که همیشه او عشق دل تنها بود

یکبار تنم لرزید ای وای بر این دنیا

او عشق دل من بود رفته است کجا حالا

وقتی که کنار من بنشسته و غم بگرفت

چند لحظه سکوت عشق غم را ز دلش بگرفت

نه ! اما دل او رفته است از پیش دل تنها

ای کاش که می مردم می رفتم از این دنیا

وقتی که امید دل بوده است به یک لحظه

آنجا دل من لرزید او رفت به یک لحظه

حتی نگه خود را از قلب و دلم پوشاند

بی هیچ صدایی او خون تن من جوشاند

وقتی که دل او رفت این قلب و دلم بشکست

باران وفا داری بر چشم دلم بنشست

دیگر همه دنیا پوچ است برای من

دیگر همه خوبی رفته است ز پیش من

دیگر دل من تنهاست چون خار بیابانهاست

دیگر همه عشقم چون خاطره ها بالاست.....

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

امشب
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:35 AM

امشب هوای ساحل روحم چه بی ریاست

رویای او غم از دل من پاک کرده است

اندوه دوری از تپش یک نگاه نار

دل را به رسم عاطفه نمناک کرده است

 

یادش بخیر ذسته گلی از صداقتش

در لابه لای شهر وجودم نشسته بود

دست مرا به رسم وفا سبز می فشرد

دستش اگر چه از غم یک عمر خسته بود

 

او رفت و گوچه های غریبانه زمان

در یک سکوت خسته و معصوم مانده اند

گل های سرخ عاطفه هم بی حضور او

در گردباد حادثه مظلوم مانده اند

 

از پشت آرزوی تمام بنفشه ها

ناگاه یک فرشته به فریاد دل رسید

دستان آسمانی خود را به رسم عشق

بر گونه غریب گل اطلسی کشید

 

احساس جز شکفته شدن آرزو نداشت

یک بار دیگر از تپش عشق خیره ماند

باران گرفت و نغمه موزون لطف او

یک صفحه از کتاب صفا را دوباره خواند

 

از آن زمان بهار دلم جور دیگری ست

یک جای آن شکفتن و یک جای آن غم است

یک جای آن حضور شکو فای انتظار

جای دگر بلور شکیبای شبنم ست

 

اما اگر بنفشه زیبای من نبود

آیا کسی به کوچه احساس می رسید؟

آیا صدای غربت این روح خسته را

نیلوفری نجیب و صمیمانه می شنید ؟

 

باران لطیف و پر تپش و مهربان ببار

زیبایی ات ندای تصویر ماه اوست

تنها عبور آبی تو در دل زمان

گویای عشق پاک و دل بی گناه اوست

 

ای آسمان آبی قلب بهاریت

تا بیکران شهر صداقت پناه دل

ای چتر غنچه های شکسته ز درد عشق

ای چشم تو امید گل بی گناه دل

 

رویای عاشقانه پیوند با دلت

زیباترین تجسم پایان خستگی ست

نبض لطیف عاطفه ات تا ابد رساست

این اوج روشنایی دنیای زندگی ست

 

باران مهربانی ات از دور دست عشق

بر روح پاک یاس امیدم چکیده است

فریاد انتظار مرا از گلوی عشق

حتی افق به رسم تواضع شنیده است

 

عطر عبور آبی ات از کوچه باغ عشق

گلبو ته های یاد مرا ناز می کند

نیلوفر غریب نگاهت از آسمان

چشمان انتظار مرا باز می کند

 

نقاشی نگاه صمیمانه ات هنوز

مانده میان یاسمن آرزوی من

چشمان تو خلاصه اوج پرنده هاست

و قصه ایست از عطش جستجوی من

 

تو رفتي و نگاه تو از شهر دل گذشت

من در حریم عاطفه پروانه ام هنوز

در باور حقیقت بی انتهای عشق

مجنون صفت به یاد تو دیوانه ام هنوز....

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

برایم
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:35 AM

برای من از دل شکسته نگو

که دلی دارم شکسته تر از سکوت

شکسته از درد

شکسته از زخم

شکسته از عشق

شکسته از گناه

شکسته از تنهایی

بر خواهم داشت این تکه های تنهایی را

و لباسی خواهم دوخت سپید از این همه سیاهی

برای خودم تو شه ای خواهم ساخت پر از محنت و رنج

شاید خدا مرا بخشید

شاید ......


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

شبانه های غریبی
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:34 AM

شبانه های غریبی است شبانه های بی کسی من

اشک در میان خاطراتم به سیاهی می گرید .

آوار سنگین تنهایی چنین بی رحم و تازیانه وار

به کدامین سو می کشانیم ؟

امروز سراسر حضورم را غرق

در نیاز داشتنت کردم و تو .....

نمی دانم ... شاید تو نبودی

که در مسیر باد صدایم کردی

و سرزمین بی کسی هایم را سراسر حضور .

.

حرفهایم بوی نیستی می دهند

و تو حضورم را تکرار نمی کنی .

آخر چگونه برایت بسرایم ؟؟

چگونه از حضورت سیراب شوم وقتی تو همیشه نیستی

و دمادم سرود بودن را فریاد می کنی ؟

نمی دانم شاید حرفهایم

تکراری است از نا گفته های وجودم .

.

.

اشکهایم دیگر تو را محسور دیدگانم نمی کند

و دیدگانت مرا دیوانه تر از همیشه

اسیر در غبار نمی کند .

نفرین بر تو

که مرا در حضور خلاصه نمودی

و افسوس که دلم هیچ گاه نتوانست بگوید :

دوستت نداشتم .... هیچ گاه بر نگرد .

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سلام غريبه
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:33 AM

 

سلام !

اينجا نمان كه سخت ميشكنند

قلب هر عابر ناشناسی را

برو از این دیار که نیست محبتی

در قلبهای مجازی و احساس سردشان !

اینجا نه اعتماد هست و نه رفاقتی

پشت تمام شکلها چیز دیگری است !

سرد است هر چه دست می زنی به آن

سنگ است باور انسانها !

تقدیر ها همه از جنس بی کسی

بر روی چهر ها نقاب است

اینجا شب فاصله ها سخت تیره است

آه که عمق دره های تنهایی و تلخش

با عطر هیچ خواهشی پر نمیشود

اشک شکست خوردن تو را

اینجا

هیچ کس نمی بیند

تنها کز میکنی گوشه اتاق خود

دست دلداری هیچ دوستی نیست

بر روی غم شانه های اندوهت

اشک میریزی به حال خود

تنها

با اینکه مست میکنی و چنگ میزنی

بر صورت مجازی این دیوارها !

آهای غریبه

آهای !

راه خود را بگیر و برو

چشم خود را ببند و نمان

که اینجا سخت میشکنند قلب هر عابر ناشناسی را


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

امروز
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:33 AM

امروز دل از یاد برده ام را به یاد آوردم

و عشقی را که مدتی است در دلم گمشده

مهربانی دستانت

دلت

و حرفهایت

امروز حس کردم که بی تو چقدر تنهایم

در تنهایی خود

و به یاد تو گریستم

و در دل آرزو کردم

که کاش گمشده ام را بیابم....


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

نام تو را
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:32 AM

نامت را

عشقت را

در همه ی شعرهایم می بینی

تو را

همیشه همراه خود دارم

پیراهن تنهایی را که بر من پوشاندی همراه دارم

امروز که تقویم را نگاه می کردم

جز دو سه گلبرگ خشک گل سرخ

و قاصدکی له شده

و تاریخ تولدت

و یادگاری تو

هیچ نبود

تو دیگر همراه من نیستی

مرا فراموش کرده ای

ولی من نمی توانم فراموشت کنم

بدون تو من دیگر در این دنیا

با شب های بی تو چگونه سر کنم

من همیشه تو را در ذهنم دارم

به ماه نگاه میکنم تو را می بینم

من نامت را درون قلبم حک کرده ام

و همیشه یادت درون شعرهایم جاودانه است

فقط بدان تنهایم گذاشتی

و من یادم باشد

امضا کنم

تنهایم..... تنهایم.....


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

هر کس
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-8:32 AM

هر كس از بهر رفتن قصه اي دارد

من كه لبريزم ز جام سختي

من كه سرشارم

چو شب از نيرنگهاي سيه بختي
با چه آهنگي بخوانم قصه تنهائي خود را ؟؟....


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تکرار
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385-0:0 AM

تکرار یک روز٬ یک سال٬ یک عمر٬ یک خاطره

تکرار یک معصیت در ذهن تاریک کلاغ

تکرار یک پشیمانی در چشمان سپور

تکرار یک عشق در قلب سوسمار

تکرار

واژه های تکرار٬ هجاهای تکرار از برای یک عمر

تنهایی٬ گسست٬بیماری

و تکرار

بی فرجام عشق برای روسپی نوجوان با ساق های بلندش

تکرار

بی سرانجام دل برای ملوان گمنام در آخرین کشتی سرخ

و تکرار  بی فایده یک اسم

برای  نوزاد نوظهور ذهن که بی تابانه جستجو می کند

حتی حرفی را برای نامش که بنامد خود را برای یک تکرار مجدد.


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

می نویسد
سه شنبه یازدهم مهر 1385-11:59 PM

می نویسد

 

می نویسد. مدام پاره می کند. سطل زباله اتاقش پراز کاغذهای مچاله شده است.

 

به صندلی تکیه می دهد. چشم هایش را می بندد. سرش شلوغ است. به اندازه یک شهر

 

بی در و پیکر که در میان خیابانهای پر پیچ و خمش می دود. راه می رود.سیگار میکشد

 

 آدمها عجیب شده اند. غیر قابل نفوذ شده اند. نمی توان آنها را نوشت.

 

با صدای برخورد توپ به شیشه می پرد. دقیقه ای سکوت کرده و سپس پنجره را باز می کند.

 

کودکیهایش سالهاست که تمام شده و محروم از حتی صدای توپ به جوانی لجام گسیخته

 

ای گام نهاده که نه می تواند بخوابد. نه عشق بورزد و نه حتی بنویسد.

 

پشت میزش می نشیند. دوباره شروع به نوشتن می کند. ذهنش فشرده است. شقیقه هایش

 

می زنند. دستش را روی شقیقه اش می گذارد.

 

او دیگر نمی تواند بنویسد به همین راحتی.

 

از اتاق خارج می شود. یخچال خالی است. خانه را گرد و غبار در خود مدفون کرده است.

 

او نمی نویسد . پس باید بمیرد.

 

قرص های مادرش را بر می دارد. در لیوان مخصوصش می ریزد و می نوشد.

 

پشت میز کارش می رود. به صندلی تکیه می دهد. به پنجره چشم می دوزد. توپ باز هم

 

به پنجره می خورد.


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

شب
سه شنبه یازدهم مهر 1385-11:53 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

خلوتگاه تنهايت
سه شنبه یازدهم مهر 1385-11:51 PM

به  خلوتگاه تنهايت دوباره خواهم امد وخواهم شكست سكوت تنهايت را وتو را به تجلي گاه

 روشنايي مي برم به جايي كه احساس اينه قابل لمس باشد به جايي كه سكوت معناي همه

 حرفهاي ناگفته است به دور دستها به دياري كه ادمها زير سنگيني كوله بار خيانت بي صدا

 نشوند به دياري كه تنپوشي از صفا وهمراه دستاويزي از راستگويي به تن كنند ودر دشت

وسيع صداقت همراه با رقص واژه ها و با ترانه سكوت به دلبري دلهاي عاشق بورند و از آنجا

همگام با هم به ديار تو مي ايم


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

کاش
سه شنبه یازدهم مهر 1385-11:50 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دریا
سه شنبه یازدهم مهر 1385-11:48 PM

اگه دریا رو دیدی که تو چشماى قشنگ ماهی بود!

اگه ابرا رو دیدی که مثل یه نقطه ی آبی تو سیاهی بود!

اگه صحرا رو دیدی که غبارش لابه لای دفترای کاهی بود!

بگو از قول قناریهای باغ، دلمون تو آرزوی دیدن قاصدکا پر میکشه!

قاصدک خوش خبره،

قاصدک نامه بره..

قاصدک، قاصد لحظه های ناب و گمشده است!

قاصدک، قاصد كوچه های خواب و خاطره است!

قاصدک، ما تشنه ایم...برامون ترانه ی آب بیار!

قاصدک، ماه كجاست؟ قصه ی طلوع مهتاب بیار!

پیغام ما را ببر!

پیغام موجهای دریا را بیار!

خبر تولد غنچه ی مهر...شعر بارونی صحرا را بیار!


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دیدم
سه شنبه یازدهم مهر 1385-0:21 AM

 

 

دوش دیدم در دل دار زدند که کسی داخل این دل نرود

هرکسی قصد دل من بکند برود دارو تماشا بکند

هیچ کسی بار ندارد که رود رود و وارد این دل گردد

نرگسی مست از آنجا بگذشت گفتمش دور زاینجا گردد

رود و جای دگر بنشیند چون که دل سخت پریشان گردد

دلم از دست خودش نیست عدوست بازی دهر به دل بد کردست

نرگس مست نرفت و بنشست دست در زلف پریشان زدو بست

حلقه ایی بر در دل خانه مست همچو دشتی که به احمر بنشست

آبشاری زسرش پیدا شد آفتابی زدلش برنا شد

خم ابروی سیه پرده ی دوست چو کمانی که به تیرش نیکوست

دل مارا هدف تیر گذاشت مژه را نیز به این تیز گذاشت

در و دار و همه را بشکستند نیزه وتیر و همه بر بستند

دل مارا به چنگ آوردند مرهمی بهر دلم آوردند

دوستت دارم ...


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

من و تو
دوشنبه دهم مهر 1385-11:52 PM

ما به هم نمی رسیم مثل خورشیدیم و ماه
تن تو خاک بهشت تن من پر از گناه

توئی یک روز بهار یار تو خورشید گرم
من شبی بی همدمم یک شب سرد و سیاه

من به دنبال تو با پای برهنه
تو جوون و تازه ای من پیر و کهنه

توئی یک مرغ سپید عاشق چشمه و رود
من گل آلوده و تلخ, قطره آبی ته چاه

توئی در راه سفر, سفری دور و دراز
تن بی قدرت من عاجز این همه راز


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

شعر مورد علاقم
دوشنبه دهم مهر 1385-11:44 PM

حالا که کار تو شده پر از نیرنگ و ریا
حالا که دل تو شده فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوستت دارم که باورم نمیشه
نگو فقط تورو دارم که باورم نمیشه
تو با این چرب زبونیت هی به من دروغ میگی
میخوای گولم بزنی هی به من دروغ میگی
به من نگو دوستت دارم که باورم نمیشه
نگو فقط تورو دارم که باورم نمیشه
حالا که کار تو شده پر از نیرنگ و ریا
حالا که دل تو شده فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوستت دارم که باورم نمیشه
نگو فقط تورو دارم که باورم نمیشه
تو با دل شکسته ام اینقده جفا نکن
حالا که دوستم نداری
اینجوری بد تا نکن
به من نگو دوستت دارم که باورم نمیشه
نگو فقط تورو دارم که باورم نمیشه


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

خدایا
دوشنبه دهم مهر 1385-4:27 PM

خداوندا چرا دل آفريدي ؟ چرا اين دل را عاشق آفريدي ؟ اگر عاشق شدن جرم و گناه است چرا سيماي زيبا آفريدي


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

به دیدار تو می ایم
یکشنبه نهم مهر 1385-11:15 PM

هنوزم يار تنهايم، به ديدار تو مي آيم، باز مي آيم
اگر که فرصتي باشد، مجال صحبتي باشد، حرف خواهم زد
براي ديدن تو از حادثه ها گذشته ام
کفر اگر نباشد اين من از خدا گذشته ام

عذاب اين دريده ها، مرا شکسته بي صدا
دستي بکش به زخم من، که از شفا گذشته ام
باورم کن، باورم کن، من که با تو صادقم
اگه خسته ام، يا شکسته ام، هر چه هستم، عاشقم

منو بشناس و باور کن که خسته ام، خیلی خسته ام، اما هستم
تهی ماند و نشد آلوده دستم، من به دنیا دل نبستم

هر چه بلا کشیده ام، من از وفا کشیده ام
که از وفاداری این اهل وفا گذشته ام، من از وفا گذشته ام


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته