تبليغاتX
تنها غریب بی کس
     لینک دوستان


      خانه نیلوفری
      سایت ریاست جمهوری
      ملینا
      دختران خاطره
      عشق جاودان
      لوسي خانم
      هوليا
      برنامه.علمي.اموزشي
      فائزه خانم
      عشق اتشين
      خبر ساري
      طراحی رایگان قالب وحرفه ای ترین قالب ها
      اتش عشق
      جک اس ام اس
      عکس مکس666
      ابجي گلم حنانه
      احسان
      طراحی وب سایت
      قالب وبلاگ
     لینک روزانه


      شیرازیها
آرشیو پیوندهای روزانه







 RSS 


جدیدترین کد آهنگ


تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عاشق بودن
شنبه سی و یکم تیر 1385-0:36 AM

عاشق بودن
تجربه تمامی احساسات بیرون از عشق
و از نو بازگشت به عشق است
عاشق بودن
تحمل رنج و درد
وتوانایی غلبه و از یاد بردن این رنج و درد است
عاشق بودن
همان است که بدانی دیگری کامل نیست
بتوانی بخش های نازیبا را ببینی ولی
بر بخش هایی که دوست می داری تاکید کنی
و شادمانه هر دو را بپذیری
عاشق بودن
برپا ساختن ستونهای استوار بر بنای احساسات است
ولی جایی نیز برای تغییر بگذار
چون
داشتن احساس یکسان در تمام عمر
جایی برای رشد. تجربه و آموختن نمی گذارد
عاشق بودن
توانمند بودن در پذیرفتن ایده ها و واقعیت های نو است
دانستن آن است که دیگری نیزآنچه که بوده باقی نمی ماند
و تغییر آرام آرام او را دگرگون می کند.
عاشق بودن
بخشیدن تا سر حد فقر است
والاترین هدیه ها بین دوستان
اعتماد است و درک متقابل
این دو ارمغان عشق اند
عشق ایثار چیزی بیش از تمامی خود است
تنها در طلب لبخندی کوچک.
عاشق بودن
دیدن نه تنها با چشم که با دل است.
پرورش بینشی در ژرفای احساس خود و دیگری است
داشتن درکی نیکو از پیوند میان دو انسان است.
عاشق بودن فدا کردن خود به تمامی است.
آماده تا بگویی:
( اینک من
دوستت دارم بسیار بسیار !
ندای تمام وجودم )
نه اینکه هر دم به رنگی در آید و هر روز
نوایی دگر سازی تا پذیرفته شوی
بلکه چنان تغییر کنی تا نور خوبی ها
ظلمت کمبودهایت را بپوشاند !


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

راز من
شنبه سی و یکم تیر 1385-0:34 AM

گریه در چشمان من دریای خون دارد ولی...خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من::.


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

غروب
شنبه سی و یکم تیر 1385-0:16 AM

در غروب تنهای دلم با یاد تو نشسته ام

و به غروب زیبای خورشید می نگرم

تا چشمان تو را در افق بیکران دلم نظاره گر باشم

و در شب به ستارگان می نگرم تا برق چشمانت را به خاطر آرم

من به موجهای دریا مینگرم تا طنینی از صدای تو را در گوش خود بشنوم

و حرفهایت را همانند مرواریدی در صدف دلم نگه میدارم تا تداعی گر عشق اول و آخرم باشد

من به هیچ صیادی اجازه نمیدهم تا به صدف دلم دست نهد

تا که ببیند در آن  چه مرواریدی بر جای  مانده است

میدانی که دریای دلم فقط برای تو آرام است و فقط به تو اجازه می دهد

 که در جزیره ء قلبم پای نهی ....!!

و اینک ای آرام من ،من هر روز و شب بر روی صخره های جزیره

قلبم به انتظار تو مینشینم  تا تو از راه برسی

تا ستارگان - خورشید - آبها همه و همه برایمان سرودی از یکی شدن را زمزمه


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

لطفا اهسته بخندید
جمعه سی ام تیر 1385-0:12 AM

**- تركه تو مسابقه ژيمناستيك از روي خرك نميپريده ميگفته :احترام به همنوع واجب است.

 

  

**- تركها واسه همدردي با زلزله زدگان بم همه خانه هايشان را خراب ميكنند.

**- یه روز یه فارس میره خونه ی خدا . خلاصه خیلی از کاراش پشیمون میشه و توبه میکنه و میگه من قسم میخورم دیگه واسه ترکا جک نسازم , همون موقع یه ترکه میزنه پشتش میگه آقا ببخشید قبله کدوم طرفه ؟

 

**- ترکه زنگ میزنه خونه ی دوست دخترش بابای دختره گوشیو بر میداره ترکه هول میکنه میگه ببخشید میدون انقلاب کدوم طرفه ؟

 

**- یه روز ترکه تو خیابون داشته میرفته , یکی بهش میگه آقا چرا پای چشت کبوده ؟ ترکه میگه : جان من ؟ درد هم میکنه ؟

 

**- ترکه میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست . با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟؟!!

**- كيانوش داشته نماز ميخونده ميره قنوت بعد ميگه " ربنا آتنا في الدنيا ...." يه دفعه سحرناز ميگه : ها اي آتنا كي بيده؟؟

 

**- اطلاعیه !!! پرزيدنت بوش ۱۰٪ قيمت شير را افزايش داد ! ازش پرسيدند چرا ؟ گفت به خاطر حمايت از گاو هايی که از من حمايت كردند.

 

                                   بقیش درادامه مطلب

ادامه ي مطلب ...


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

گلایه
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385-7:55 PM

چرا کسی نظر نمیده

ما هم دل داریم اخه


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

شگفتیهای زندگی
سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385-5:21 PM

سوسكها سريعترين جانوران 6 پا ميباشند. با سرعت يك متر در ثانيه.

-خرگوشها و طوطي ها بدون نياز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببينند.

-كرگدنها قادرند سريعتر از انسانها بدوند.

-هيچ پنگوئني در قطب شمال وجود ندارد.

-مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند.

-كانادا يك واژه هندي به معني "روستاي بزرگ" ميباشد.

-10 درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باكتريها تشكيل ميدهند.

-11 درصد جمعيت جهان را چپ دستان تشكيل ميدهند.

-از هر 10 نفر، يك نفر در سراسر جهان در جزيره زندگي ميكند.

-98 درصد وزن آب از اكسيژن تشكيل يافته است.

-يك اسب در طول يك سال 7 برابر وزن بدن خود غذا مصرف ميكند.

-رشد دندانهاي سگ آبي هيچگاه متوقف نميگردد.

-قلب والها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد.

-چيتا قادر است در حداكثر سرعت خود گامهايي به طول 8 متر بر دارد.

-شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند.

-عمر سنجاقكها تنها 24 ساعت ميباشد.

-مدت زمان گردش سياره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشيد ميباشد.

-روشنايي قرص كامل ماه 9 برابر هلال ماه ميباشد.

-يك خرس بالغ قادر است با سرعت يك اسب بدود.

-قلب يك جوجه تيغي در حالت عادي 190 بار در دقيقه ميزند كه در دوران خواب زمستاني به 20 بار در دقيقه كاهش مي يابد.

-اسبها قادرند در حالت ايستاده بخوابند.

-كانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.

-قلب ميگو در سر آن واقع است.

-گونه اي از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گيري كند.

-يك كوه آتشفشان قادر است ذرات ريز و گردوغبار را تا ارتفاع 50 كيلوكتري به فضاي اطراف پرتاب كند.

-داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند.

-سالانه 500 فيلم در امريكا و 800 فيلم در هند ساخته ميگردد.

-آدولف هيتلر گياهخوار بوده است.

-تمامي پستانداران به استثناي انسان و ميمون كور رنگ ميباشند.

-عمر تمساح بيش از 100 سال ميباشد.

-تمام قوهاي كشور انگليس جزو دارايي هاي ملكه انگليس ميباشند.

-موريانه ها قادرند تا 2 روز زير آب زنده بمانند.

-مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد.و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند.

-فيلها قادرند روزانه 60 گالن آب و 250 كيلو گرم يونجه مصرف كنند.

-جغدها قادر به حركت دادن چشمان خود در كاسه چشم نميباشند.

-80 درصد امواج مايكرو ويو تلفنهاي همراه بوسيله سر جذب ميگردد.

-قد فضانوردان هنگامي كه در فضا هستند 5 تا 7 سانتي متر بلنتر ميگردد.

-بلژيك تنها كشوري است كه فيلمهاي غير اخلاقي را سانسور نميكند.

-جليغه ضد گلوله، برف پاك كن شيشه خودرو و پرينتر ليزري همگي اختراعات زنان ميباشند.

-موز پر مصرف ترين ميوه كشور امريكا ميباشد.

-درتمام انسانهاي كره زمين  99.9 % شباهت ژنتيكي وجود دارد.

-98.5 % از ژنهاي انسان و شامپانزه يكسان ميباشند.

- قلب انسان بطور متوسط 100 هزار بار در سال ميتپد.

- لئوناردو داوينچي مخترع قيچي ميباشد.

-سطح شهر مكزيك سالانه 25 سانتي متر نشست ميكند.

-50 %جمعيت جهان هيچگاه در طول حيات خود از تلفن استفاده نكرده اند.

-در هر 5 ثانيه يك كامپيوتر در سطح جهان به ويروس آلوده ميگردد.

-  ظروف پلاستيكي 50 هزار سال طول ميكشد تا در طبيعت شروع به تجزيه شدن كنند.

-اغلب مارها داراي 6 رديف دندان ميباشند.

-90% سم مارها از پروتئين تشكيل يافته است.

-هرگاه جمعيت كره زمين به 100 نفر كاهش يابد، 50 % پول جهان در دست 6 نفر قرار خواهد گرفت.

-موشهاي صحرايي سالانه 1/3 منابع و ذخاير غذايي جهان را نابود ميسازند.

-2/3 آدم رباييهاي جهان در كلمبيا به وقوع مي پيوندد.

- 2/3 اعدامهاي جهان در كشور چين بوقوع مي پيوندد.

-سرود اصلي كشور يونان متشكل از 158 بيت ميباشد.

-تمساح ها قادرند آرواره هاي خود را با نيروي 1300 كيلو گرم ببندند.

-يك گاو بطور متوسط سالانه 2 هزار و 300 گالن شير توليد ميكند.

-خورشيد از لحاظ وزن از 70% هيدروژن،28% هليوم،1.5% كربن+نيتروژن+اكسيژن و 0.5%  عناصر ديگر تشكيل شده است.

-سگهاي شهري بطور متوسط 3 سال بيشتر از سگهاي روستايي عمر ميكنند.

-در امريكا سالانه 15 نفر بر اثر گاز گرفتگي توسط سگها جان خود را از دست ميدهند.

-70% فقراي جهان را زنان تشكيل ميدهند.

-نور خورشيد 8.5 دقيقه طول ميكشد تا به زمين برسد.

-خودروسازي بزرگترين صنعت در جهان ميباشد.

-در هر 2 هفته يك زبان در جهان منقرض ميگردد.

-ون گوگ در طول حيات خود تنها يكي از نقاشيهاي خود را بفروش رساند.

-گربه هاي خانگي 70% وقت خود را در خواب سپري ميكنند.

-پلنگها قادرند تا ارتفاع 5 متري به بالا بپرند.

-سم مارهاي قهوه اي استراليا تا حدي مهلك ميباشد كه 0.002 گرم از سم اين مارها ميتواند يك انسان را بكشد.

-اختراع پيچ گوشتي پيش از پيچ صورت گرفت.

بر گرفته از سایت مردمان

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

به نام خالق عشق
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385-10:39 PM

به نام خالق عشق امروزعزیزم بیا به خاطره من یک نقاشی بکش بروسه پایه محبت رو بیار بوم دلت روروش بزاربا قلم موعشق اسمم رو بوم بنویس عاشقانه بنویس عشق من تو باید جاودانه باشه ولی هر موقعه ازمن خسته شدی بالای بومه دلت یک ابر بکش تا قطره قطره بارون اسمم رو پاک کنه بعد زیر بوم بنویس همیشه بارانی باز زیر باران نامهربانیها تنها شد


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

به نام آفريدگار عشق و نفرت
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385-12:14 PM

بنام خدا كاش بال پرواز داشتم و در اوج آسمانها به هر جا كه دلم مي خواست به پروازدرمي آمدم و بر شانه ي كسي كه دوستش داشتم مي نشستم و غزل دوستي را مي خواندم و زماني كه غم بر دلم مي نشست بر شانه هاي او تكيه مي دادم و اشك چشم هايم را كه همدم تنهايم بودن بر شانه هاي او مي نشاندم پس كو آن بال پرواز ؟ كو آن شانه ها ؟ افسوس كه همه خواب و خيال است به جز غم ، غمي كه در بندبند وجودم رخنه كرده نمي دانم دستانم را به سوي چه كسي دراز كنم منتظره معجزه اي هستم كه همدمم ، غم از من جدا شود


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

شب هنگام
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385-1:22 AM

 شب هنگام كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو چوبي دم

 

 

  من از يادت نمي كاهم

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عشق چیه؟
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385-1:13 AM

عـشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است

عـشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است

عــشق ديدن نيست بلکه احساس کردن اســـت

عــشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

برو به سلامت
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385-1:6 AM

رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزند دل من مساله اي نيست


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

اگر جواني عاشق شد چه کند؟
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385-0:47 AM

روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتراست براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

مسابقه
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385-0:43 AM

یه سوال گذاشتم گفتن سخت

یه سوال راحت تر میزارم

جایزه هم میدم

ازفایلهایی که توسط برنامهWindows Media Playerپخش میشه چه طور میشه عکی گرفت

به سه نفر از عزیزانی که جواب درستو بدن جایزه ای تعلق خواهد گرفت


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

آمدي چه زيبا،
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385-10:14 PM

آمدي چه زيبا،

گفتم دوستت دارم چه صادقانه،

پذيرفتي چه فريبنده،

آغوشم برايت باز شدچه ابلهانه،

با تو خوش بودم چه كودكانه،

همه چيزم شدي چه زود،

نيازمندت شدم چه حقيرانه،

به خاطر يك كلمه مرا ترك كردي چه ناجوانمردانه،

واژه غريب خدا حافظ به ميان آمد چه بي رحمانه،

و من سوختم چه عاشقانه،

ولي هنوز هم دوستت دارم غريبه


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

اگر جواني عاشق شد چه کند؟
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385-10:11 PM

روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتراست براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بوسه يعني
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385-10:10 PM

بوسه يعني وصل شيرين لب

بوسه يعني خسله در اعماق شب

بوسه يعني مستي از شراب عشق

بوسه راه خانه ي من و تو

بوسه گاهي گريه ي باران مي شود

بوسه يعني آتش گرماي لب

بوسه يعني حس خوب طعم عشق

بوسه آتش مي زند بر جسم و جان

بوسه يعني لذت از دل دادگي

بوسه يعني آغازي براي ما شدن

بوسه يعني سر فصل کتاب عاشقي

بوسه يعني عشق من با من بمان

بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه را تکرار بايد نمود


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

اخ دلم واخ دلم
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385-10:8 PM

دلمو بردي باز از نو ديگه چي‌ مي‌خواي
دار و ندارم مال تو ديگه چي مي خواي
برو بذار بسوزم با بي‌ كسي‌هام
برو بذار بمونم بادلواپسي‌هام

هيچي نپرس فقط برو
ولي فراموشم نكن
شمعم و آتيشم بپا
برو و خاموشم نكن
اگه يه روز ورق زدي دفتر خاطراتتو
يادت بياد قلب منو ميشينه چشم به راه تو

آره برو ولي بدون اينجا يكي مي‌مرد برات
باور نكردي عشقشو اگه قسم مي‌خورد برات
مي‌ري برو ولي فقط اينو يادت باشه عزيز
اشك زلالتو جلو چشم غريبه‌ها نريز


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تبریک
یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385-10:6 PM

ولادت حضرت فاطمه (س) و روز زن و مادر را به تمامی زنان و مادران دنیا به خصوص مادر خودم تبریک میگم


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

همراهی !!
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385-0:0 AM

 

يك روز عشق و محبت و ديوونگي و فضولي، داشتن قايم موشك بازي مي كردند...  

 

تا نوبت به ديوونگي رسيد؛ ديوونگي همه رو پيدا كرد اما هر چقدر گشت هيچ اثري از عشق  

نبود.

فضولي متوجه شد كه عشق بين بوته هاي قشنگ گل سرخ قايم شده واسه همين زود دوييد و ديوونگي رو خبر كرد.

ديوونگي هم وقتي فهميد كه عشق بين بوته هاي گل سرخ قايم شده، رفت يه خار بزرگ برداشت و فرو كرد بين بوته هاي گل سرخ.  

 

يه دفعه صداي فرياد گل سرخ بلند شد...  

 

وقتي همه به سراغش رفتن، ديدن كه چشمهاي قشنگ عشق كور شده و هيچ چيزي و هيچ جايي رو نمي بينه.  

 

ديوونگي كه خودشو مقصر مي دونست، تصميم گرفت كه هميشه عشق رو همراهي كنه


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

جدال سرنوشت
سه شنبه بیستم تیر 1385-5:28 PM

 
در این دنیایی که انسان و زمانه با هم در ستیز بوده و هستند.

عجیب نیست انی را که دوست نمی داری دوستت بدارد و ان کس را که

دوست می داری از تو بیزار باشد

تو به من می اندیشی و من به دیگری

و خدا میداند که دیگری به که فکر می کند این جدال سرنوشت است تا روزی

که زمین ما را فرو بلعد


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

زندگی چیست
سه شنبه بیستم تیر 1385-5:26 PM

زندگی رسم خوشایندی نیست

                        زندگی اجبار است

                                   لاجرم باید زیست


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تا کی
سه شنبه بیستم تیر 1385-5:25 PM

دلم خیلی گرفته خستم از همه چی خستم از همه چی بیزارم

دلم میخواد از همه چی فرار کنم از همه چی دور بشم از اینجا برم

دلم میخواد جایی برم که هیچ سرو صدایی نباشه بدون هیچ هیاهویی

بدون هیچ اشنایی جایی که بتونم چند روزی با خودم خلوت کنم چند ساعتی به

خودم فکر کنم ببینم کی هستم ومیخوام چی کار کنم

ببینم تا کی میتونم ادامه بدم تا کی میتونم تحمل کنم حسابی قاطی کردم

از این دنیا و از همه چیزهایی که توشه بدم میاد از همه چی بیزارم

مخصوصا از خودم از زندگیم دلم میخواست الان اونجایی که دوست دارم باشم

دلم میخواست تموم حرفهای توی فکرمو برات بنویسم تا بدونی چی بهم میگذره

ولی نمیتونم اینقدر حرفهام زیاده که اگه بخوام بنویسم فقط وقتمو میگیرم

اخرشم معلوم نمیشه چی نوشتم

اینا فقط یه گوشه کوچیک از دلتنگیهامه که برات نوشتم شاید یه روز چشمت

بهش افتادو خوندی شاید اون موقع یه خورده درکم کنی فقط به اندازه نوک سوزن

من از این دنیا و مردمانش که بر انان هیچ اعتباری نیست بیزارم

                                                                               بیزارم

                                                                                     بیزارم


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

باز هم فاجعه ای دیگر!
سه شنبه بیستم تیر 1385-2:9 AM

چند وقت پیش پارچه نوشته ای روبروی سلف سرویس علوم پزشکی جندی شاپور اهوازنصب شده بود.اینکه که توسط کجا و در مورد چی,بماند.مهم اشتباه فاحشی بود که آقای نویسنده متن اطلاعیه مرتکب شده بود.اشتباهی که طبق معمول از دید تیز بین دانشجویانی که معمولا از جلوی این اعلامیه ها بی تفاوت رد میشن, پنهان نموند وبه ملعبه ای برای خندیدن بچه ها تبدیل شد.

لازم به ذکره که انسان جایز الخطاست اما سوال اینجاست که این طور اشتباه ها در محیط دانشگاه ...؟به نظر شما این چی رو نشون میده؟ ما که خودمون چند تا احتمال دادیم!


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عشق يعني.....
سه شنبه بیستم تیر 1385-1:56 AM

عشق يعني با تو خواندن از جنون ، عشق يعني سوختنها از درون عشق يعني سوختن تا ساختن ، عشق يعني عقل و دين را باختن عشق يعني دل تراشيدن ز گل ، عشق يعني گم شدن در باغ دل عشق يعني تو ملامت كن مرا، عشق يعني مي ستايم من تو را عشق يعني در پي تو در به در ، عشق يعني يك بيابان درد سر عشق يعني با تو آغاز سفر ، عشق يعني قلبي آماج خطر عشق يعني تو بران از خود مرا ، عشق يعني باز مي خوانم تو را عشق يعني بگذري از آبرو ، عشق يعني كلبه هاي آرزو عشق يعني با تو گشتن


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بگذار سپيده.......
سه شنبه بیستم تیر 1385-1:53 AM

بگذار سپيده سر زند چه باک که من بميرم

 و

 شبنم فروخشکد و شبگير خاموش شود و شباهنگ گنگ گردد

 و

 مهتاب رنگ بازد و ستاره ي سحري بازگردد

 و

 راه کهکشان بسته شود ... بگذار سپيده سر زند و پروانه به سوي آفتاب پر کشد .

 دکتر علي شريعتي


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عشق از دوستي پرسيد
سه شنبه بیستم تیر 1385-1:52 AM

عشق از دوستي پرسيد:  تفاوت من و تو در چيست؟

دوستي گفت : من ديگران را به سلامي با هم آشنا مي كنم تو به نگاهي. من به دروغي ديگران را از هم جدا مي كنم اما تو با مرگ


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تقدیم به کسی که مرا آتش زد و خود ندانست
سه شنبه بیستم تیر 1385-1:51 AM

 تقدیم به کسی که مرا آتش زد و خود ندانست

گفتمش چاره غم دانی چیست؟
گفت: اشک از غم تو می کاهد
گفتم : افسوس ، غم از حد بگذشت
گریه هم خاطر خوش می خواهد!؟

کاش این درد که در سینه من پنهان است
آتشی می شد و می سوخت مرا
با که گویم که پس از عمری ، دوست
شیوه ی دشمنی آموخت مرا ؟


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

شعرهايي نوشتم که دگر
سه شنبه بیستم تیر 1385-1:45 AM

شعرهايي نوشتم که دگر...نام و يادش در آن جاي نداشت...عين مردن بود ولي!فراموشم
شد!نه که آسان به سان جان کندن فراموشم شد....که او بود ..که او رفت..که دلم شکست و
او رفت...روزها بگذشت...و او روزي آمد... به سراغم آمد...پر از حسرت عشق... پر از
بغض فرو خورده ي من..وقتي از عشق و نشانش همه جانم تهي بود...آمد از عشق سرود و
گريست...چشم هايش خسته بودند.. پراز حرف و فقط يک جمله ادا کرد:"من پشيمانم" دير
بود....دير بود...سينه ي سوخته ام را جاي دل خالي بود..ذره ذره اين سالها روزها
ماهها...دل من را به يغما برد..دير بود..او سخن مي گفت من سرم پايين بود..."بيا تا
عاشقي را آغاز کنيم..هر چه بگذشت ..بگذشت!بيا با هم پرواز کنيم...بدان که بال وپرم
تويي...خسته از ديروزم..براي فردا اميدم تويي" من سرم پايين بود..يادم آمد روزي که
با او گفتم:بي تو من ميميرم و او خنديد... سرپر از غوغا ...که برانم او را.. ناگهان
جاي خالي دلم فرياد زد :جاي خالي دلت که يادت هست؟!دل او را نشکن..بايد بخشيد...و
لبخند زدم..روزها بگذشت...او سخن ها گفت و من تنها لبخند زدم...و روزي گفتم:اما
عاشقي دل مي خواهد !من دلم...و او خنديد باز هم خنديد...او نمي فهميد...من دلش
نشکستم که او هم بداند که چه سان..ذره ذره دل آدم را غم عشق مي کاهد...
و او خنديد به اينکه من دل ندارم...گفت اما تو خوبي مهرباني...گفتم ولي دل
ندارم...عاشقي دل مي خواهد..گفت تو با من مي ماني!!گفتم دل ندارم...گفت تقصير من
است؟همه جانم به فرياد آمد..آري..و گفتم نه!!گفت اين يک شوخيست تلافيست...بغض او
بغض خودم را به يادم آورد...لبخند زدم..تلافي نيست اما آري شوخيست
گفتم آري دوستت دارم اما دروغ بود... پايت مي مانم اما دروغ بود...گفتم عاشقت هستم
اما دروغ بود... !!! و او خنديد و من!احساس کردم که دوستش دارم!!
 پس هنوز ذره ي کوچکي از دل باقي بود!!!با همه تاب و توانم در نهانخانه ي دل پنهانش
 کردم که نبيند...که آنرا هم از من نگيرد
ذره کوچک و بشکسته ي دل عاشقش شد و من ترسيدم!که او هم برود از دستم...دستها باز هم
لرزيدند..اشکها باز هم غلتيدند و فرياد زدم: من از او بيزارم!!من از او بيزارم!!و
او را راندم...همه روزها همه سالها همه شبها که به يادش تا سحر زار زدم يادم
هست..من از او بيزارم...و دلم آرام گرفت..از تب و تابش افتاد..آري اي دل تو بمان با
من..من بدون تو دگر ميميرم..آن ذره ي کوچک قدر عالم وفا داشت..و او با من
ماند...جان خسته ي من را او نگه داشت!!!!.


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تقدیم به همه انهایی که یه کم براشون سخته :
سه شنبه بیستم تیر 1385-1:43 AM

 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه

 نمي خوامت !!!


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دوباره خزون اومد
سه شنبه بیستم تیر 1385-1:42 AM

دوباره خزون اومد نم نم بارون میزنه تو صورتم

                    بوی خاکو نم کوچه میگه هنوز دیوونتم من

                                     رعد و برق فهمیده انگار زندگیم شده غم انگیز

                                                              دستای کیو گرفتی زیر بارونای پائیز

میخوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره

                                       ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون میباره

خزونم داره میره نموند برگی رو درختا

                                      من هنوز منتظرم توی جاده تک و تنها

دیگه بارون نمی باره توی جاده پر برفه

                                      به خدای آسمونا عشقت از یادم نرفته

میخوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره

                                       ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون میباره


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سخت که....
سه شنبه بیستم تیر 1385-1:41 AM

چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و
فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل
تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد ودلاتو براش
اف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف
تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه : دوستش داري


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

گویند
سه شنبه بیستم تیر 1385-1:40 AM

گویند بهشت  عدن با حور خوش است

من می گویم که آب انگور خوش است

اين نقد  بگیر و دست از آن  نسیه  بدار

کاواز  دهل  برادر از دور خوش است

خیام


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دلیل این همه رنج چیست؟
سه شنبه بیستم تیر 1385-1:14 AM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سلامی به گرمی افتاب سوزان
یکشنبه هجدهم تیر 1385-0:29 AM

از همه دوستانی که با نظرتشون مرا مورد عنایت خودشون قرار میدم

کمال تشکر و قدردانی رو دارم

معذرت میخام که نمیتونم به همشون سر بزنم و جواب بدم به فکرتون هستم

موفق باشید


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

لذت یعنی
جمعه شانزدهم تیر 1385-12:7 PM

لذت يعني تو كنكور قبول شدن.

لذت يعني چت كردن با مهدي با غزل.

لذت يعني خوندن وبلاگ گیلاس خانومی.

لذت يعني خوردن كيوي با پوست.

لذت يعني خوردن آب با شيشه.

لذت يعني خوردن آلوچه با ملچ ملوچ.

لذت يعني برهنه دراز كشيدن روي ماسه هاي داغ ساحل زير آفتاب.

لذت يعني زرشك خالي خوردن.

لذت يعني صدتا عروسك پشمالو داشتن.

لذت يعني خريد كردن..

لذت يعني اسم من: سارا.

لذت يعني آهنگاي سياوش.

لذت يعني قالب وبلاگ من.

لذت يعني موهاي زيتوني داشتن.

لذت يعني آشنايي ندادن.......

لذت يعني تحول .....

لذت يعني عاشق مرد سن بالا شدن...

لذت يعني متعلق به كسي نباشم و كسي متعلق به من نباشه...

لذت يعني همه ي رنگها...

لذت يعني ديوونگي...

لذت يعني كسي رو داشتن

لذت يعني بي خبري و رقصيدن...

لذت يعني سر مست بودن.

لذت يعني غسل كردن اجباري زير آب يخ...

لذت يعني....

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بهت
جمعه شانزدهم تیر 1385-11:59 AM

 

مي گذرم از ميان رهگذران، مات

مي نگرم در نگاه رهگذران، كور

اين همه اندوه در وجودم و من، لال

اين همه غوغاست در كنارم و من دور!

ديگر در قلب من، نه عشق، نه احساس

ديگر در جان من، نه شورع نه فرياد

دشتم، اما در او نه ناله مجنون!

كوهم، اما در او نه تيشه فرهاد!

هيچ نه انگيزه اي، كه هيچم، پوچم!

هيچ نه انديشه اي، كه سنگم، چوبم!

همسفر قصه هاي تلخ غريبم.

رهگذر كوچه هاي تنگ غروبم.

آن همه خورشيد ها كه در من مي سوخت،

چشمه اندوه شد ز چشم ترم ريخت!

كاخ اميدي كه برده بودم تا ماه،

آه،

كه آوار غم شد و به سرم ريخت!

زورق سر گشته ام كه در دل امواج

هيچ نبيند، نه ناخدا، نه خدا را

موج ملالم كه در شكوت و سياهي

مي كشم اين جان از اميد جدا را

مي گذرم از ميان رهگذران، مات

مي شمرم ميله هاي پنجره ها را.

مي نگرم در نگاه رهگذران، كور

مي شنوم قيل و قال زنجره ها را.

 

صدای نبض بنفشه

صدای خنده یاس میان باغ نگاهت

چو برکه ایی جاریست.

بدان اگر بروی،

کار باغ چشمانم،

همیشه شکوه و اشک و شکستن و زاریست.

میان شبنم اشک،

بلوری از عشق است.

به یاد جاده سر سبز شهر چشمانت،

بمان، همیشه دلم بی تو زرد خواهد شد.

تمام هستی این دل،

فدای مژگانت.

غم نبودن تو،

درکنار من سخت است.

حضور آبیت اینجا، چقدر زیبا بود


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

با تو ...!
جمعه شانزدهم تیر 1385-11:55 AM

 

گفتي دوستت دارم. قلبم تندتر از هميشه تپيد، لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ مي گويند.
با صدايت مرا نوازش کردي، تپش قلبت را حس کردم، مهربان و پاک بود. در آغوشت غرق محبت شدم. به تو تکيه کردم و آرام شدم.
نگاهت مهربان است و صدايت آرامش، دستانت بخشنده و بويت بوي بهار عشق. با تو احساس امنيت مي کنم. احساس زيبايي، احساسي که مرا از تمام بي رحمي ها و بدي ها حفظ مي کند.
روز تولد عشق قلبم را به تو هديه دادم که دستت را به من بدهي تا يکي شويم و پرواز کنيم تا بي کرانه ها.
منو نسپار به فصل رفته ي عشق
نذار کم شم من از آينده ي تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توي آغوش بخشاينده ي تو


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عشق یعنی...
جمعه شانزدهم تیر 1385-11:53 AM

یه چشم همیشه باید توش اشک باشه وگرنه می سوزه . . .

یه دل همیشه باید توش غم باشه وگرنه میشکنه . . .

یه لب همیشه باید روش خنده باشه و گرنه زود پیر میشه . . .

یه کبوتر باید همیشه عشق پرواز داشته باشه و گرنه اسیر میشه . . .

یه صورت همیشه باید شاد باشه وگرنه به دل هیچ کس نمی شینه . . .

یه دیوار همیشه باید به یه تیر تکیه کنه و گرنه می ریزه . . .

یه قلب پاک همیشه باید به یه نفر ایمان داشته باشه و گرنه فاسد و خراب میشه . . .

یه جاده باید انتها داشته باشه و گرنه مثل یه کلاف سرگردونه . . .

یه قناری باید به خوش آوازی ایمان داشته باشه وگرنه همیشه ساکت می مونه


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سلامی به گرمی افتاب
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385-9:11 AM

میخواهم  یه مسابقه بزارم

سوالم این

نماز شب چند رکعت است

به سه نفر از کسانی  که جواب صحیح رو بدن هدیه ای به رسم یادبود تقدیم میشود


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دخترها و پسرها (طنز)
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385-9:8 AM

دخترها: بعضي از اونا واقاً مي خونند حالا چي مي خونند خدا ميدونه ولي واسه اينكه تابستون راحت باشن و به بهانه كلاس سنتور , نقاشي , و با دوست پسر عزيزش برن عشق صفا به دليل مسايل غير اخلاقي ادامشو نمي نويسم وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...( پيشه همون پسره كه با هم رفتن ددر) يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند يه سري هم به دليل اينكه دوست پسر نداران و انگيزه اي براي دودر كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنيدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه)نكته(دليل اينكه پسرا نميرن دانشگاه همين دختراس(البته از نوع سيريشش

و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مي بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خر ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

میخ و عصبانیت
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385-9:6 AM

يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد! روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود. پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است. دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

این شعر.....
سه شنبه سیزدهم تیر 1385-2:17 PM

این شعر و تقدیم میکنم به ان مرحومه امیدوارم که اون دنیا براش مثل این دنیا نباشه

و  روحش با فرشتگان محشور باشه


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بی وفا
سه شنبه سیزدهم تیر 1385-2:13 PM

اون که بی وفا شد از من و یاد من رها شد

تو نبودی    تو نبودی

اون که قصه غصه هام شد زمزمه درد رو لبهام شد

تو نبودی    تو نبودی

اون که من و فنا کرد از هر چی من رها کرد

تو نبودی    تو نبودی

اون که خواست من بمیرم تا آروم بگیره دلش

تو نبودی    تو نبودی

!!خودم بودم   فقط خودم!!

اشکهای شوق٬ یخ زد به گونه هام

لبخند٬ پژمرده به لبام

تو ندیدی تو ندیدی

!!نذاشتم تا که ببینی!!

خنذه های بی صدا

گریه های بی ادا

لبخند لب غمگین

نشون از دل تنگی بود٬ نازنین! این واژه ها خسته ز من٬ درها همه بسته به من٬ آسمون روزها٬ خورشید و از قلب تاریکم پنهون میکنه... شبها  به بهونه اشک ابرها٬ مهتاب و حیرون میکنه...

ما یعنی بیشتر ما فقط فکر این هستیم که چه طور صبحمان را شب کنیم

چه بسا کسانی هستند که با درد و رنج دست وپنجه نرم میکنند

یکی از انان دختر همسایه ما بود که بعد از ۳ سال دستو پنجه نرم کردن با روماتیسم پوستی امروز صبح در بیمارستان در سن ۲۰ سالگی جان به جان افرین تسلیم کرد

از خداوند متعال برایش طلب مغفرت و برای خانواده ان مرحومه صبر مسئلت داریم

روحش شاد و یادش گرامی

این بیماری تا به حال ۵ نفر در جهان بهش مبتلا شدن

که ۳ نفر کشته و ۱ نفر هم تحت شیمی درمانی بوده و این قربانی چهارم بوه

این بیماری بافتهای گوشتی بدن را از بین می برد

امیدوارم هیچکس به این بیماری مبتلا نشه


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

ما دوتا
پنجشنبه هشتم تیر 1385-2:49 PM

   ما دوتا مثل هم گریه می کنیم   ولی اون از گشنگی و من........


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

انتظار
پنجشنبه هشتم تیر 1385-2:48 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

دوستت داشتن
پنجشنبه هشتم تیر 1385-2:47 PM

دنبال تو مي گردم تواي تنها ترين سردار فتح قلب ويرانم تواي شهزاده ي

خوشبخت کاخ حسرت جانم تو اي زيباترين پروانه ي بي تاب شمع قلب

سوزانم به دنبال تو مي گردم که شايد چشمهايم را به چشمانت بدوزم تا

نگاه خواهش دل را عيان سازم که شايد دستهايم را به دامانت بياويزم و

عشق خويش را با يک صداي لرزش ماتم بيان سازم

              


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

اگر كلمه دوستت دارم
پنجشنبه هشتم تیر 1385-2:46 PM

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توهست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توهست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توهست پس با تمام وجود فرياد ميزنم... *دوستت دارم ...


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

بشنو هم سفر من
پنجشنبه هشتم تیر 1385-2:43 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

حاشيه نشين كوچك
پنجشنبه هشتم تیر 1385-2:42 PM

حاشيه نشين كوچك

           چرا اون گوشه نشستي

                    چرا دل به دست اين

                            آدماي سنگي تو بستي

                                    مگه تو خبر نداري

                                            قحطي عاطفه و قلب رو

                                                    سيل اومد محبت و برد

                                                             جاي اون بي رحمي اومد

                                                              تو توي سرماي خيابون

                                                      زير بارونها نشستي

                                           واسه داشتن يه خونه

                                   دل به قلبه ماها بستي

                           ولي ما به تو چي داديم

                    جز نگاه پر افاده

             از نگاه تو گذشتيم

     خيلي ساده خيلي ساده

                                           هيج كدوم به فكر درد دل تنهاييت نبوديم

                                            دل تو خيلي بزرگه مثل دشته مثل رود


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

تنها غریب بی کس

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

عشق
پنجشنبه هشتم تیر 1385-10:36 AM

 

 

 

 

 

 

تک

 

 

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته