تبليغاتX
دست نوشته های یه عاشق سرگردون
     لینک دوستان


      خانه نیلوفری
      سایت ریاست جمهوری
      ملینا
      دختران خاطره
      عشق جاودان
      لوسي خانم
      هوليا
      برنامه.علمي.اموزشي
      فائزه خانم
      عشق اتشين
      خبر ساري
      طراحی رایگان قالب وحرفه ای ترین قالب ها
      اتش عشق
      جک اس ام اس
      عکس مکس666
      ابجي گلم حنانه
      احسان
      طراحی وب سایت
      قالب وبلاگ
     لینک روزانه


      شیرازیها
آرشیو پیوندهای روزانه







 RSS 


جدیدترین کد آهنگ


دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سال نو مبارک
شنبه بیست و هفتم اسفند 1384-11:53 PM

نوروز با تمام طراوتش امد و به درختان جانی دوباره بخشبد

بر روان جمشید به خاطر این سنت پسندیدیه اش درود می فرستیم

و برای شما برادران و خواهران عزیزم ارزوی سالی خوب زیر سایه امام زمان و  در پناه خداوند متعال ارزو مندم

برادر کوچکتان هومن

بوی عیدی بوی پول بوی کاغذ رنگی بوی یاس جا نماز ترمه مادر بزرگ

با اینا زمستونو سر می کنم یا اینا خستگیمو در  میکنم

بوی دنبه ماهی دودی وسط سفره نو  بوی اسکناس تا نخورده مادر بزرگ شادی شکستن قلک پول

با اینا زمستونو سر می کنم یا اینا خستگیمو در  میکنم

هرروزتان نوروز ***نوروزتان پیروز


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تنهایی به معنای واقعی
شنبه بیست و هفتم اسفند 1384-11:45 PM


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

اشکامو پاک کنم
جمعه بیست و ششم اسفند 1384-10:34 PM

امین و لیلا

اشکامو پاک کنمامین و لیلا يا نه

دوسم داری يا نداری

تکليف عشقمون چيه

عاشقی  يا  مسافری

اشکامو پاک کنم  يا نه

بگو تو می مونی باهام

يا  اشکو هديه می کنی

وقت جدايی به چشام

 

جواب  اشکامو  بده

يه جايی دارم تو دلت

يا عشق  نا قابل  من

کهنه شده  تو خاطرت

 

بگو بگو بهم بگو

پيشم می مونی تو  هنوز

تو  رو  خدا  تنهام نذار

تو که دوسم داشتی يه روز 

 

 

تويه قلبت جائی واسم نيست


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

همه رفتن كسي دورو برم نيست
جمعه بیست و ششم اسفند 1384-10:30 PM

همه رفتن كسي دورو برم نيست
چنين بي كس شدن در باورم نيست
اگر اين آخرو اين عاقبت بود
بجز افسوس هوايي در سرم نيست
همه رفتن كسي با ما نموندش
كسي خط دل ما رو نخوندش
همه رفتن ولي اين دل ما رو
همون كه فكر نمي كرديم سوزوندش
كه هاشا كرده اي ور در نخورده
كه آيا زنده ايم يا جون سپرده
كه هاشا صحبتي حرفي كلامي
كه جزء رفته هايم ما نمرده
عجب بالا و پايين داره دنيا
عجب اين روزگار دل سرده با ما
يه روز دورو برم صد تا رفيق بود
منو امروز ببين تنهاي تنهام
خيال كردم كه اين گوشه كنارا
يكي داره هواي كاره ما را
يكي هم اين ميون دلسوز ما هست
نداره آرزو آزاره ما را
عجب بالا و پايين داره دنيا
عجب اين روزگار دل سرده با ما
يه روز دورو برم صد تا رفيق بود
منو امروز ببين تنهاي تنهام
تنهاي تنهام تنهاي تنهام


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

تقدیم.....
پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384-11:7 PM

تقدیم به ...او که ذره ایی مرا نفهمید

                                                        

من بي تو يه ناتمومم

من بي تو يه نيمه جونم

دور از تو نزار بمونم

من بي تو نه

نميتونم

...

اي عشق راه دور من

شکست دل مغرور من

حادثه رفتن تو بود

مهم نبود غرور من

مهم نبود شکستنم

به پاي تو نشستنم

مهم تو بودي عشق من

نه قصه دل بستنم

من بي تو يه ناتمومم

من بي تو يه نيمه جونم

دور از تو نزار بمونم

من بي تو نه

نميتونم


                   
                                       

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

به تو محتاجم
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384-11:38 PM

به تو محتاجم                                    

                      ای زیبای من     

                       ای باور هستی ام

 

Image hosting by TinyPic

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

صبح که...
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384-11:36 PM

صبح که از خواب بیدار شدم به فکر بودم که چطوری می تونم خودمو مشغول کنم.خیلی خسته شدم از تنهایی بی کاری دیگه نمی دونم چه کار کنم.اومدم سر کامپیوتر و اهنگ گذاشتم بازم یاد محمودرضا افتادم.اکثر اهنگهامو با اون بودم و گوش میدادم برای همین تا اهنگ می ذارم یادش میافتم و منم که باید هرروز اهنگ گوش کنم.

الان که تو یادشم فکر کردم که بهش زنگ بزنم ولی چه فایده...

به من بگید چه کار کنم؟

خیلی ها بهم گفتن که از فکرش بیا بیرون اون دیگه رفته. تو فقط داری فکرتو خراب می کنی و این بی فایدست ولی اخه حتی فکر کردن به اون به عشق خیلی زیباست خیلی قشنگه.من نمی خوام این قشنگیو از دست بدم...

نمیدونم...اصلا نمی دونم. 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

به تو قول می دهم
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384-11:32 PM

به تو قول می دهم که روز تولدت را به خاطر داشته باشم.        

به تو قول می دم که به بیخوابی هایم دعوتت کنم.         

به تو قول می دهم که شانه ای داشته باشم تا تو بتونی رویش گریه کنی.         

به تو قول می دهم که اجازه دهم لباسهایم را به تو قرض بدهم.        

به تو قول می دهمکه اخر هفته ها با هم برویم بیرون.       

به تو قول می دهم که هرگز به خواهرت دل نبندم. 

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

سلام
جمعه نوزدهم اسفند 1384-10:30 PM

 

سلام ای خدای مهربون...سلام ای خدای توانا...من مصطفی هستم.

خدایا منو میشناسی؟ اونی که بهت نامه میده.اونی که هی سرت ر و درد میاره.

منم مصطفی. همونی که بهت نامه داد و جواب ندادی.

سخته برات جواب بدی خدا؟...سخته با من حرف بزنی؟

خدایا تو منو آفریدی... دوست دارم به حرفام گوش بدی...دردم رو بشنوی.

دیروز وقتی نشسته بودم تو تنهایی دلم گرفت.

وقتی فکرش رو میکنم که رفت و تنهام گذاشت دلم می شکنه.

بی خودی چشمام پر اشک می شه و غصه دار می شم.

یکی از دوستام می گفت:بابا برو پی کارت .رفته که رفته

تو زندگیت رو کن و اصلا فکرش رو هم نکن.

اونی که رفته دیگه هیچوقت نمیاد.

اما من بهش می گم تا ابد دل من گریه می خواد.

دوست داشتن و عاشق شدن راحته... اما دل کندن خیلی سخته.

خدایا دل کنده ام از همه کستنها امید من تویی و بس.

می ترسم خدا... می ترسم از روز جزاکه به خاطر عاشقی من رو عذاب کنی.

خدایا آزادم کن از این همه غم و درد.خدایا چرا من دیگه عاشق نمی شم؟

چرا دیگه کسی رو دوست ندارم؟خدایا خیلی ساده باهات حرف می زنم.

بی ریا چون می دونم راز داری ...آخه اینقدر دو رویی و ریا زیاد شده

که نمی شه حرف دلت رو به کسی بگویی

خدایا شاید خودت برای این دوستی نداری و تنهایی که به کسی اعتماد نداری.

خدایا می دونم رفته. می دونم دیگه نمیادو کس دیگه ای رو می خواد

اما چه کار کنم.؟دوستش داشتم الان هم دوستش دارم

خدایا منو تنهام گذاشت هیچ وقت تنهاش نگذار...

خدایا دلتنگم کرد هیچوقت دل تنگش نکن..

خدا یا اون به من نامردی کرد هیچ وقت نگذار طعم تلخ نامردی رو بچشه.

آخه خیلی سخته ،فکر نمی کنم بتونه تحمل کنه.

آره خدا من خیلی ساده هستم چون راحت عاشق شدم و راحت هم شکست خوردم.

خدایا کمکم کن کمکم کن کمکم کن

خدایا در دنیا من هیچی ندارم... هیچ کسی رو ندارم فقط تو رو دارم.

خدایا تنهام نگذار...خدایا نیم شکسته دیگه صدایی نداره.

خدایا تارم بی تار شده، زندگیم تار شده. زندگیم سخت شده

دیگه تحمل ندارم.

خدایا اگه مستی گناه نبود تا ابد مست می شدم.چون میگن مستی و راستی.

خدایا باهات درد دل کردم تو هم جوابی بهم بده.

جواب هم ندادی لااقل توی دلم نور عشق و ایمان رو روشن کن تا شاید بتونم دوباره زندگی کنم.

خدایا اشتباه فکر نکنی من شکایت نمی کنم فقط ناراحتم از دست مردم و دنیا.

همین و بس...

نامه ای از طرف آشنای امروز

فراموش شده فردا...

مصطفی

اما خدا اگه بالاي كوهها باشي

زير درياها باشي باز هم

(((((((((( دوستت دارم ))))))))))

 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته

 

دست نوشته های یه عاشق سرگردون

تقدیم به کسانی که زندگیشان به رنگ غم نمناکی اشک و لحظه جدایی پیوند خورده

چه کسی"، معشوق توست
جمعه نوزدهم اسفند 1384-10:28 PM

 

  

عاشقي می خواست به سفر برود. روزها و ماه ها و سال ها بود که چمدان می بست. هی هفته ها را تا می کرد و توی چمدان می گذاشت. هی ماه ها را مرتب می کرد و روی هم می چید و هی سال ها را جمع می کرد و به چمدانش اضافه می کرد.


او هر روز توی جیب های چمدانش شنبه و یکشنبه می ریخت و چه قرن هایی را که ته ته چمدانش جا داده بود.


و سال ها بود که خدا تماشایش می کرد و لبخند می زد و چیزی نمی گفت. اما سرانجام روزی خدا به او گفت: عزیز عاشق، فکر نمی کنی سفرت دارد دیر می شود؟ چمدانت زیادی سنگین است. با این همه سال و قرن و این همه ماه و هفته چه می خواهی بکنی؟

 

عاشق گفت : خدایا! عشق، سفری دور و دراز است. من به همه این ماه ها و هفته ها احتیاج دارم. به همه این سال ها و قرن ها، زیرا هر قدر که عاشقی کنم، باز هم کم است.


خدا گفت : اما عاشقی، سبکی است. عاشقی، سفر ثانیه است. نه درنگ قرن ها و سال ها. بلند شو و برو و هیچ چیز با خودت نبر، جز همین ثانیه که من به تو می دهم.


عاشق گفت : چیزی با خود نمی برم، باشد. نه قرنی و نه سالی و نه ماه و هفته ای را.

 

اما خدایا ! هر عاشقی به کسی محتاج است. به کسی که همراهی اش کند. به کسی که پا به پایش بیاید. به کسی که اسمش معشوق است.


خدا گفت : نه ؛ نه کسی و نه چیزی. "هیچ چیز" توشه توست و "هیچ کس" معشوق تو، در سفری که که نامش عشق است.


و آنگاه خدا چمدان سنگین عاشق را از او گرفت و راهی اش کرد.
عاشق راه افتاد و سبک بود و هیچ چیز نداشت. جز چند ثانیه که خدا به او داده بود.


عاشق راه افتاد و تنها بود و هیچ کس را نداشت. جز خدا که همیشه با او بود.

+ نوشته شده در  84/12/17ساعت 12:32  توسط تینا 


 |  نویسنده : ۩۞۩یه تنها۩۞۩  |  گروه اجتماعی  |  لينک به نوشته