![]() اگه دلم تنگ ميشه خيلي برات منو ببخش اگه نگام گم ميشه تو شهر چشات منو ببخش منو ببخش اگه شبا ستاره هارو ميشمارم اگه همش پيش همه بهت ميگم دوست دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب ميبينم منو ببخش اگه تورو ميسپارمت دست خدا اگه پيش غریبه ها به جاي تو ميگم شما منو ببخش اگه واسه تو خيلي کمم تو يه فرشته اي و من خيلي باشم يه ادمم منو ببخش اگه ميخام بشي مال خودم ببخش اگه کمم ولي زيادي عاشقت شدم ××××××××××××××× بیایید گاه گداری در سکوت به خود و به چهره ننگین زندگی بنگریم تا بدانیم در کدام سوی این استوانه گم شده ایم...
پست الکترونیک برگهای خشک آرشیو مطالب
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 85/05/01 - 85/05/31 85/04/01 - 85/04/31 85/03/01 - 85/03/31 85/02/01 - 85/02/31 85/01/01 - 85/01/31 84/12/01 - 84/12/29 84/11/01 - 84/11/30 جستجو
پیوندها
خانه نیلوفری
سایت ریاست جمهوری ملینا دختران خاطره عشق جاودان لوسي خانم هوليا برنامه.علمي.اموزشي سيد حسين ذوالانوار عشق اتشين خبر ساري طراحی رایگان قالب وحرفه ای ترین قالب ها اتش عشق جک اس ام اس :: كلكسیون قالب :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاین:
تعداد بازدیدها: RSS
![]() |
تقدیم به عشقم که عشقم را هرگزنفهمید
طراحي كارت پستال
دوباره شب شد و من بيقرارم ************ كانكت كن،زود بيا، در انتظارم
بيا من آمدم پاي مسنجر *************** شدم محسور آواي مسنجر بيا هارد دلت را ما ببينيم *************** گلي از كنج هوم پيجت بچينيم بيا آيكون نماي بي نشانم ************** كه من جز آدرس ميلت ندانم بيا امشب كمي آن لاين باشيم *********** ويا تا صبح،تا سان شاين(Sun Shaine) باشيم! بيا دلم باز بي تو غش كرد ********** و حتي هارد ديسكم هم كرش(Crash) كرد بيا اي عشق دات كام عزيزم ************* به پاي تو دبليو ها(wWw) بريزم! مرا در انتظار خويش مگزار *************** ويا زاندازه آن، بيش مگزار بيا اي حاصل سرچ جهاني *************** بيا اجرا كن آن فايل نهاني بيا در دل،تو را كم دارم امشب ************ حدودا صد مگي غم دارم امشب! اگر آيي دعايت مي نمايم *************** دعا تا بينهايت مي نمايم اگر آيي دعاي من همين است ************ ويا نقل به مضمون اش! چنين است: مبادا لحظه اي دي سي(DC) شوي يار ****** جدا از پاي آن پي سي(PC) شوي يار! مبادا نام مارا پاك سازي **************** و كاخ آرزو را خاك سازي بمان تا جاودان اندر دل من *************** بمان تا حل شود هر مشكل من
گشته ام
گشته ام دنبال تو
در عبور گذر مرز جدایی بارکشی بودم با غم همانند غروب خاموش شدم با هر چراغ سر راهی بر سر جاده تو چه عذاب ها که کشیدم برای دیدن تو چه چیزهایی که ندیدم خسته تر از او منم که کشیدم زجریی تو ندیدی نشنیدی که خاموش شدم من پس دگر : چه توانیست مرا از این را بلند پاییزه :پاییز اوریون منو تو خسته و گریون تو سر گذشت من نبود این رنگی عمری گذشت از تنم نرفت این خستگی.
اگر با اشکهای من دلت آروم می گیره بزار این هق هق من تب بارون بگیره بزارین دیونه وار زارو زار گریه کنم بزار رو شونتون به شما تکیه کنم اشکهای نا قابل من نازنین قربونتون نمی زارم به خدا غم بشه مهمنتون گفته بودی که این دلتون دلی رو نمی شکنه داره اینگار دلتون زیر قولش می زنه می دونم عاشقتم می دونم دیونتم می دونم خسته شدی من فقط بهونتم
این اواخر دردهای پی در پی امانش را بریده بود.باورش نمی شد که قلبی به بدنش پیوند شده باشد. - «تو رو خدا بگید کی قلب عزیزش رو به من هدیه کرده؟» نامزدش امیر در حالی که دست او را در دست داشت گفت:«جوانی که بر اثر تصادف دچار مرگ مغزی شده بود.» بعد عکسی را از جیبش بیرون آورد.عکس محمد بود ،خواستگار قبلی اش.همان که برای خوشبختی او حاضر بود با ماشین قراضه اش صبح تا شب مسافرکشی کند و حالا با همان ماشین تصادف کرده بود.دستش را روی قلبش گذاشت.خیلی تند می تپید.گریه امانش نداد...
خیلی چاق بود.پای تخته که می رفت ، کلاس پر می شد از نجوا.تخته را که پاک می کرد ،بچه ها ریسه می رفتند و او با صورت گوشتالو و مهربانش فقط لبخند می زد.آن روز معلم با تأنی وارد کلاس شد. کلاس غلغله بود.یکی گفت:«خانم اجازه!؟گلابی بازم دیر کرده.» و شلیک خنده کلاس را پر کرد.معلم برگشت.چشمانش پر از اشک بود.آرام و بی صدا آگهی ترحیم را بر سینه سرد دیوار چسباند.لحظاتی بعد صدای گریه دسته جمعی بچه ها در فضا پیچید و جای خالی او را هیچ کس پر نکرد...
داداشی........ وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد. ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم. تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :"متشکرم" ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم. سالهاي خيلي زيادي گذشت. الان به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست خيلي آرام توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دفتري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود: اي کاش اين کار رو کرده بودم............
اینم به یاد پیر عشق سید جواد ذاکر
یک صلوات نثار شادی روح پاکش کنیم
![]()
![]()
![]()
¶ . . ¶¶¶ ..¶¶¶
. . . . . . . ¶¶¶ . . ¶¶¶.¶ .¶¶ . . . . . . .¶¶¶.¶. .¶¶¶. . .¶¶ . . . . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶¶ . . .¶¶¶ . . . . . .¶¶¶¶¶ . . ¶¶¶¶.¶¶ .¶¶ . . . . . ¶¶¶¶. . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶. . . . .¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶. . . . ¶¶. . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. . ¶¶ . . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶.¶¶ .¶¶. . . . .¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶.¶¶ .¶¶¶¶¶ . . . . . ¶¶.´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶ .¶¶¶¶¶¶¶. . . .¶¶. ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . ¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶ . .¶¶¶¶¶¶¶ . ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶ . . .¶¶¶¶¶¶. ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶ . . . .¶¶¶¶¶¶¶. . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´¶¶¶¶ . . . . . . . .¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . . . . . . ¶¶. . ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . . . . . .¶¶. . .´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶ . . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´´´´´´¶¶¶¶. رنج تنهايي رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم تا دوست را به ياري نخوانيم، براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند. طعم توفيق را مي چشاند. و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است. در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد "تنهايي" را درسرت زنده ميكند . "تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است . " تنها" بودن ، بودني به نيمه است و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي " را احساس کردم.
![]()
شرمنده من
اولين دوره المپيک لرها معروف به لرمپيک: 1. شنا با مانع 2. کشتي با اسب 3. پرش روي نيزه 4.اسب سواري با الاغ 6. پرتاب اسب با نيزه 7. واترپلو با خورشت قيمه 8. هاکي روي ميخ 9. گاو بازي با شتر 10. پرش از چاه 11. پينگ پنگ ساحلي 12. شناي قورباقه از پهلو 13. قايق سواري با آبکش
شاید ان روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینگونه نوشت هر گلی هم باشد چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست
عزیزم نقطه سر خط
بي وفاييت شده عادت تو نوشته بودي ديدار سه تا نقطه تا قيامت عزيزم نقطه ته خط .تلگرافي شده نامت قلبمو مچاله كردي. توي نقطه چين نامت زير دردو خط كشيدي .ضر به در زدي رو اسمم تا بدونم كه به اسمت. تا دم جونم طلسمم عزيزم نقطه ته خط .برو با خيال راحت به تو تقديم اين شعر. عوض جواب نامت
![]()
وطن یعنی صف نون و صف شیر
![]()
gahi vaghta cheghadr sade aroosak mishavim, na labkhand mizanim , na shekayat mikonim, faghat ahmaghane sokoot mikonim...
روزي به عقب نگاه مي كنيد و به آنچه " گريه دار " بود مي خنديد ...
garmie salamam atashe khatere hast, pazira bash , garche miane ma fasele hast ...
1.2.3. را شمردم تك تك، آهسته به دنبال تو رفتم با شك
اندكي عاشقانه تر زير اين باران بمان
andaki asheghane tar zire in baran beman , abr ra booside am ta boose baranat konad
vaghti eshghet ro az dast dadi dige say nakon be dastesh biari
از پاسخ من معلمان آشفتند sms agheghane jadid , sms عاشقانه, sms عشقولانه, sms tabrike asheghane
az pasokhe man moaleman ashoftand
ey vay nakone asheghi hamoon dorooghaki bashe
ma ke hamsayeye ashkim vali ba dele tang sms agheghane jadid , sms عاشقانه, sms عشقولانه, sms tabrike asheghane
delam mikhast bahanei bashi baraye faramoosh kardane hame chiz
sms agheghane jadid , sms عاشقانه, sms عشقولانه, sms tabrike asheghane
اگه چشمات تر شد، اگه دلت تنگ شد ،اگه ديگه نبود كسي ، اميد و هم نفسي ، بدون كه هست اينجا كسي ،كه تو واسش همه كسي ...
تو اي زيباترين شعر رهايي ، تو اي گلبرگ سرخ آشنايي ، ميان كوچه هاي قلب تارم ، به دنبال تو مي گردم كجايي ؟!!!
eshgh adar darya ghargh shodan ast va dost dashtan dar darya shena kardan
bi tajrobe motevaled mishavim , ba jor'at zendegi mikonim. va ba heyrat mimirim ,
yeدهقان فداکار پیر شده ، فداکاریش تموم شده ، چوپان دروغگو عزیز شده ، شنگول و منگول گرگ شدن ،کبری تصمیم گرفته دماغش رو عمل کنه ، روباه با کلاغ دستشون توی یه کاسه شده ، حسنک رفته شهر دنبال کار ولی معتاد شده ، ما ایرانی ها چمون شده؟؟؟؟
1- مي دونيد سريعترين راه به چنگ آوردن قلب يک مرد چيه ؟ پاره کردن سينه اش با يک کارد آشپزخانه 2- مي دونيد مردها مثل مخلوط کن هستند..... براي اينکه تو هر خانه از اون هستش ولي نمي دونين به چه دردي مي خوره 3- مردها مثل آگهي بازرگاني هستند..... يک کلمه از چيزهايي را که ميگن نميشه باور کرد 4- مردها مثل کامپيوتر هستند..... کاربري شون سخته هرگز حافظه قوي ندارند 5- مردها مثل سيمان هستند .....وقتي جايي پهنشون مي کنيد بايد با کلنگ آنها را از جا بکنيد 6- مردها مثل تعطيلات هستند..... هيچ وقت به اندازه کافي بلند به نظر نمي آيند. 7- چرا مردها دوست دارند با دخترهايي آشنا بشوند که قصد ازدواج با اونها را ندارند؟.....شما بگيد چرا سگها به دنبال ماشينهايي واق واق مي کنند که قطد رانندگي اون را ندارند؟ 9- مردها مثل طالع بيني مجلات هستند..... هميشه بهتون ميگن که چيکار بکنيد و معمولا هم اشتباه مي گويند 10- مردها مثل جاي پارک هستند .....خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونايي که باقي موندن يا کوچيک هستند يا جلوي در منزل مردم 11- مردها مثل باران بهاري هستند.....هيچوقت نمي دونيد کي مياد چقدر ادامه داره و کي قطع ميشه 12- مردها مثل نوزاد هستند..... توي اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته ميشيد 13- مردها مثل ماشين چمن زني هستند..... به سختي روشن ميشن و راه ميفتن , موقع کار کردن حسابي سروصدا راه مي اندازند و نيمي از اوقات هم اصلا کار نمي کنند.
گفتم غم تو دارم
گفتا چشت درآيد! گفتم که ماه من شو گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي کزباد صبح خيزد گفتا هواي گرميست! اَه اَه! عرق درآمد! گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد گفتا برو به سويي، تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد گفتا که اي واي ديرشد! داد مامان درآمد
وای
عصر ایران – حادثه مرگبار انفجار در حسینیه سید الشهدای (ع) شیراز، از یک سو بسیاری از مردم شیراز را در عزای عزیزانشان نشاند و از سوی دیگر، مردم ایران را با ابهاماتی جدی درباره علت این رویداد تلخ مواجه ساخت.
به گزارش عصر ایران (asriran.com)، متاسفانه، سیستم اطلاع رسانی رسمی از همان ابتدای ماجرا، عملکرد آمیخته با تردیدی نسبت به این واقعه از خود بروز داد. ابتدا صدا و سیما، با سکوت اولیه خود باعث شد بسیاری از کاربران اینترنتی و تماشاگران شبکه های ماهواره ای که خبر را دریافت کرده بودند، پس از عدم انتشار خبر در صدا و سیما در صحت آن تردید کنند زیرا این سوال مطرح بود که مگر می شود اتفاقی به این مهمی در کشور رخ دهد ولی صدا و سیما با قطع برنامه های عادیش آن را به عنوان یک خبر ویژه در صدر اخبارش ننشاند؟ قطعا وقتی عالم و آدم از این انفجار خبردار شده بودند، سران رسانه ملی هم در جریان ماجرا بوده اند ولی تاخیر آنها در اعلام خبر و سپس جدی نگرفتن آن، می تواند نشانه ای باشد از این که در فاصله انفجار تا انتشار، مسائلی که هنوز برای مردم مبهم است در رسانه ملی مطرح و احتمالا به قول خودشان مصلحت اندیشی شده است که البته جای سوال دارد. گذشته از این، هر چند در ابتدا، مقامات محلی و از جمله فرمانده انتظامی شیراز در تبیین ماجرا از عبارت "بمبگذاری" استفاده کردند ولی پس از چند ساعت، بناگاه اعلام شد که گزینه بمبگذاری منتفی است!
این در حالی است که مسئولان حسینیه، تاکید دارند که قطعا بمبگذاری بود و حتی حجت الاسلام انجوی نژاد، به نقل از آیت ا... حائری شیرازی امام جمعه شیراز ،در سایت کانون ره پویان وصال ،اعلام کرده است که حادثه، قطعا بمبگذاری بوده است. کسانی که از دیشب تاکنون تکرار می کنند که حادثه تروریستی نبوده، مدعی اند در این حسینیه، نمایشگاهی مربوط به دفاع مقدس برگزار می شده و مهمات موجود در این نمایشگاه منفجر شده و آن حادثه را به وجود آورده است. در این باره نیز چند سوال وجود دارد: اول اینکه مگر در نمایشگاه، آن هم در مرکز شهر و در یک حسینیه پرجمعیت، بمب و مهمات جنگی واقعی می آورند و بعد هم آن را به حال خود رها می کنند تا درست در وسط برنامه یک هیات آکنده از مردم، منفجر شود؟
وانگهی به فرض اینکه چنین مهماتی را به محل آورده بودند، چرا پس از نمایشگاه، آنها را با خود نبرده اند؟ مگر نهادهای نظامی اینقدر بی حساب و کتاب هستند که مهمات را تحویل نمایشگاه بدهند و سپس یادشان برود که آن را پس بگیرند؟ قطعا اینگونه نیست. به راستی آیا جمعیت حاضر در هیات، درست در کنار این مهمات ها عزاداری می کردند؟ آیا عقل سلیم چنین تصویری را می پذیرد؟ ![]() به علاوه ، گفته می شود منظور از نمایشگاه دفاع مقدس ، یادمان شهدایی بوده است که در گوشه ای از حسینیه برپا بوده و در آن چند گونی خاک و پوتین و سربند و چیزهایی از این قبیل وجود داشته و آن طور که متولی هیات و رئیس کانون نیز به صراحت گفته ، در این حسینیه، مواد منفجره ای وجود نداشته و در این میان شدت انفجار نیز مورد توجه است. اگر آنگونه که بعضا گفته می شود انفجار گلوله خمپاره موجود در نمایشگاه باعث این اتفاق بوده است، باید پرسید از کی تا حالا یک گلوله خمپاره می تواند بیش از 200 کشته و مجروح و این همه خرابی برجای بگذارد؟ این حجم از تلفات، با قربانیان اقدامات تروریستی بزرگ در عراق همخوانی بیشتری دارد تا آنکه آن را صرفا یک حادثه بدانیم. (مرکز انفجارکه یادمان شهدا بود، در عکس مشخص شده است) حتی گفته شده است که انفجار کپسول گاز باعث این انفجار بوده که به گفته برخی از اعضای هیات، اساسا در حسینیه ای که لوله کشی گاز شده است، کپسولی وجود نداشته که منفجر شود. گذشته از اینها، مطالبی در رسانه ها و میان مردم رد و بدل می شود که این حادثه با تقابل این کانون با بهائیت یا با اعدام دو تن از موسوی های گروه جند ا... در زندان زاهدان ارتباط دارد که بهتر است مسئولان در این باره نیز اطلاع رسانی کنند. البته، عرض این نوشتار اثبات تروریستی بودن حادثه و اینکه قطعا بمبگذاری بوده است، نیست. ما نیز امیدواریم همانطور که مسئولان گفته اند، آنچه روی داده، صرفا حادثه باشد زیرا هیچ کس دوست ندارد خبردار شود که تروریست ها به اندازه ای جسور شده اند که در قلب کشور، اقدام به کشتاری به این بزرگی می کنند؛ ولی به هر حال سوال ها و ابهاماتی وجود دارد که اگر مسئولان بدان ها جواب ندهند، قطعا رسانه های خارجی، گزینه های مطلوب خود را به عنوان پاسخ نهایی به مردم خواهند داد. خوب هر چیز بوده به همشهریان شیرازی تسلیت میگم
|