تبليغاتX
تقدیم به عشقم که عشقم را هرگزنفهمید
تقدیم به عشقم که عشقم را هرگزنفهمید
طراحي كارت پستال
دوباره شب شد و من بيقرارم ************ كانكت كن،زود بيا، در انتظارم

بيا من آمدم پاي مسنجر *************** شدم محسور آواي مسنجر


بيا هارد دلت را ما ببينيم *************** گلي از كنج هوم پيجت بچينيم


بيا آيكون نماي بي نشانم ************** كه من جز آدرس ميلت ندانم


بيا امشب كمي آن لاين باشيم *********** ويا تا صبح،تا سان شاين(Sun Shaine) باشيم!


بيا  دلم باز بي تو غش كرد ********** و حتي هارد ديسكم هم كرش(Crash) كرد


بيا اي عشق دات كام عزيزم ************* به پاي تو دبليو ها(wWw) بريزم!


مرا در انتظار خويش مگزار *************** ويا زاندازه آن، بيش مگزار


بيا اي حاصل سرچ جهاني *************** بيا اجرا كن آن فايل نهاني


بيا در دل،تو را كم دارم امشب ************ حدودا صد مگي غم دارم امشب!


اگر آيي دعايت مي نمايم *************** دعا تا بينهايت مي نمايم


اگر آيي دعاي من همين است ************ ويا نقل به مضمون اش! چنين است:


مبادا لحظه اي دي سي(DC) شوي يار ****** جدا از پاي آن پي سي(PC) شوي يار!


مبادا نام مارا پاك سازي **************** و كاخ آرزو را خاك سازي


بمان تا جاودان اندر دل من *************** بمان تا حل شود هر مشكل من

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 8:44 AM |

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 8:43 AM |

گشته ام
 گشته ام دنبال توI am in LOVE you

در عبور گذر مرز جدایی

بارکشی بودم با غم همانند غروب

خاموش شدم با هر چراغ سر راهی

بر سر جاده تو چه عذاب ها که کشیدم

برای دیدن تو چه چیزهایی که ندیدم

خسته تر از او منم که کشیدم زجریی

تو ندیدی نشنیدی که خاموش شدم من

پس دگر  : چه توانیست مرا از این را بلند

پاییزه :پاییز اوریون منو تو خسته و گریون

 تو سر گذشت من نبود این رنگی

عمری گذشت از تنم نرفت این خستگی.

 

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 8:42 AM |


  زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند. (ضرب المثل آلماني) 8- داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت. (ضرب المثل لهستاني) 9- دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. (ضرب المثل ايتاليايي) 10-داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي. (ضرب المثل فرانسوي) 11- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير. (ضرب المثل ايتالياي

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 8:42 AM |

 

اگر با اشکهای من دلت آروم می گیره

بزار این هق هق من تب بارون بگیره

بزارین دیونه وار زارو زار گریه کنم

بزار رو شونتون به شما تکیه کنم

اشکهای نا قابل من نازنین قربونتون

نمی زارم به خدا غم بشه مهمنتون

گفته بودی که این دلتون دلی رو نمی شکنه

داره اینگار دلتون زیر قولش می زنه

می دونم عاشقتم می دونم دیونتم

می دونم خسته شدی من فقط بهونتم

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 8:40 AM |

 

این اواخر دردهای پی در پی امانش را بریده بود.باورش نمی شد که قلبی به بدنش پیوند شده باشد.

- «تو رو خدا بگید کی قلب عزیزش رو به من هدیه کرده؟»

نامزدش امیر در حالی که دست او را در دست داشت گفت:«جوانی که بر اثر تصادف دچار مرگ مغزی شده بود.»

بعد عکسی را از جیبش بیرون آورد.عکس محمد بود ،خواستگار قبلی اش.همان که برای خوشبختی او حاضر بود با ماشین قراضه اش صبح تا شب مسافرکشی کند و حالا با همان ماشین تصادف کرده بود.دستش را روی قلبش گذاشت.خیلی تند می تپید.گریه امانش نداد...

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 8:40 AM |

 

خیلی چاق بود.پای تخته که می رفت ، کلاس پر می شد از نجوا.تخته را که پاک می کرد ،بچه ها ریسه می رفتند و او با صورت گوشتالو و مهربانش فقط لبخند می زد.آن روز معلم با تأنی وارد کلاس شد. کلاس غلغله بود.یکی گفت:«خانم اجازه!؟گلابی بازم دیر کرده.»

و شلیک خنده کلاس را پر کرد.معلم برگشت.چشمانش پر از اشک بود.آرام و بی صدا آگهی ترحیم را بر سینه سرد دیوار چسباند.لحظاتی بعد صدای گریه دسته جمعی بچه ها در فضا پیچید و جای خالی او را هیچ کس پر نکرد...

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 8:39 AM |

داداشی........

وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد.
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميکرد.  
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.

تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :"متشکرم"

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.

يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم.

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.

نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟متشکرم"

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم.

سالهاي خيلي زيادي گذشت.

الان به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست خيلي آرام توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دفتري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود: 
 تمام توجهم به اون بود.
 آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه.  من عاشقش هستم امه........من خجالتي ام ... نمي‌دونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره........

اي کاش اين کار رو کرده بودم............

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 8:38 AM |

 

اینم به یاد پیر عشق سید جواد ذاکر

 

 یک صلوات نثار شادی روح پاکش کنیم

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 8:36 AM |

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 6:4 PM |

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 6:3 PM |

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 5:52 PM |

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 5:50 PM |

¶ . . ¶¶¶ ..¶¶¶
. . . . . . . ¶¶¶ . . ¶¶¶.¶ .¶¶
. . . . . . .¶¶¶.¶. .¶¶¶. . .¶¶
. . . . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶¶ . . .¶¶¶
. . . . . .¶¶¶¶¶ . . ¶¶¶¶.¶¶ .¶¶
. . . . . ¶¶¶¶. . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶
. . . . ¶¶¶¶¶¶¶. . . . .¶¶. . . ¶¶
. . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶. . . . ¶¶. . ¶¶
. . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. . ¶¶
. . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶.¶¶
.¶¶. . . . .¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶.¶¶
.¶¶¶¶¶ . . . . . ¶¶.´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
.¶¶¶¶¶¶¶. . . .¶¶. ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. ¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶
. .¶¶¶¶¶¶¶ . ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶
. . .¶¶¶¶¶¶. ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶
. . . .¶¶¶¶¶¶¶. . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´¶¶¶¶
. . . . . . . .¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . . ¶¶. . ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . .¶¶. . .´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶
. . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´´´´´´¶¶¶¶.


رنج تنهايي
رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم تا

دوست را به ياري نخوانيم،

براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند.

طعم توفيق را مي چشاند.

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن

و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است.

در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد

"تنهايي" را درسرت زنده ميكند .

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است .

" تنها" بودن ، بودني به نيمه است

و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي
" را احساس کردم.

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 5:49 PM |

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 9:37 AM |

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 9:32 AM |

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 9:28 AM |

فقر و مرگ کودکان
|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 9:23 AM |

شرمنده من
 اولين دوره المپيک لرها معروف به لرمپيک: 1. شنا با مانع 2. کشتي با اسب 3. پرش روي نيزه 4.اسب سواري با الاغ 6. پرتاب اسب با نيزه 7. واترپلو با خورشت قيمه 8. هاکي روي ميخ 9. گاو بازي با شتر 10. پرش از چاه 11. پينگ پنگ ساحلي 12. شناي قورباقه از پهلو 13. قايق سواري با آبکش

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 9:16 AM |

شاید ان روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد

 خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینگونه نوشت

هر گلی هم باشد چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 9:10 AM |

عزیزم نقطه سر خط

بي وفاييت شده عادت

تو نوشته بودي ديدار سه تا نقطه تا قيامت

عزيزم نقطه ته خط .تلگرافي شده نامت

قلبمو مچاله كردي. توي نقطه چين نامت

زير دردو خط كشيدي .ضر به در زدي رو اسمم

تا بدونم كه به اسمت. تا دم جونم طلسمم

عزيزم نقطه ته خط .برو با خيال راحت

به تو تقديم اين شعر. عوض جواب نامت

 

 

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 4:51 PM |

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 12:8 PM |

وطن یعنی صف نون و صف شیر
وطن یعنی همش درگیر ، درگیر
وطن یعنی همین بنزین همین نفت
همین نفتی که توی سفره ها رفت
وطن یعنی همین سهمیه بندی
وطن یعنی کمربند و ببندی
وطن یعنی لیسانس ، علاف ، بیکار
کمی چایی ، کمی قلیون و سیگار
وطن یعنی خیابان خواب ، معتاد
پسرهای فرار ، ای داد بیداد
وطن یعنی تموم سهم ملت
یه تیکه نونه و باقی خجالت
وطن یعنی من و تو در محافل
ز درد اجتماع خویش غافل
وطن یعنی اداره ، زیر میزی
اگه بیشتر بدی ؛ بیشتر عزیزی !
وطن یعنی هزاران پشت کنکور
فدای مدرک از گهواره تا گور
وطن یعنی امیر قلعه نوعی!
( اونم ما رو گیر آورده به نوعی!)
وطن یعنی هزاران خونه خالی
زن کوچه نشین، مرد زغالی
. . .
وطن یعنی حقوق حقه زن
:همه خوبن به جز مادر زن من!
وطن یعنی یه دانشگاه آزاد
که کلی شهر ها رو کرد آباد!
وطن یعنی لباس برمودایی
( ولی تیپ قشنگیه؛ خدایی!!! )
. . .
وطن یعنی که اصلاحات چینی
وطن یعنی یه روز خوش نبینی!
وطن یعنی همین آیینه دق!
وطن یعنی خلایق هر چه لایق
وطن یعنی تحمل ، تاب ، طاقت
وطن یعنی حماقت در حماقت

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 8:40 AM |

 
|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 3:12 PM |

 

 

gahi vaghta cheghadr sade aroosak mishavim, na labkhand mizanim , na shekayat mikonim, faghat ahmaghane sokoot mikonim...

 



مشکلات به سبکی هوا ، عشق به عمق اقیانوس ، دوستی به محکمی الماس ، موفقیت به درخشانی طلا ... اینها آرزوهای من برای توست

 


moshkelat be sabokie hava, eshgh be omghe oghianoos , doosti be mohkamie almas, movafaghiat be derakhshanie tala ,
inha arezooye man baraye tost

 


 


ما در هيج سرزميني زندگي نمي كنيم. منزل ما قلب كساني است كه دوستشان داريم

 


madar hich sarzamini zendegi nemikonim, manzele maghalbe kasani ast ke doosteshan darim

 


 

روزي به عقب نگاه مي كنيد و به آنچه " گريه دار " بود مي خنديد ...

 


roozi be aghab negah mikonid va be anche " gerye dar " bood mikhandid

 



وقتي نوشتم عاشقترينم ، گفتي نمي خوام تورو ببينم
برات نوشتم كه بيقرارم ، با خنده گفتي دوستت ندارم

 


vaghti neveshtam ashegh tarinam , gofti nemikham toro bebinam
barat neveshtam ke bighararam, ba khande gofti doostet nadaram

 



تو اي زيباترين شعر خدايي ، تو اي گلبرگ سرخ آشنايي ، ميان كوچه هاي قلب تارم ،‌به دنبال تو مي گردم كجايي ؟!!

 


to ey zibatarin shere khodai , to ey golbarge sorkhe ashenai , miane kooche haye ghalbe taram , be donbale to migardam kojaee?

 

 



گرمي سلامم آتش خاطره هاست
پذيرايش باش  گرچه ميان ما فاصله هاست !

 

garmie salamam atashe khatere hast, pazira bash , garche miane ma fasele hast ...

 

 


1.2.3. را شمردم تك تك، آهسته به دنبال تو رفتم با شك
وقتي بزرگ شدم فهميدم، تمرين جداييست قايم باشك !

 


1.2.3 ra shemordam tak tak , be donbale to raftam ba shak
vaghti bozorg shodam fahmidam, tamrine jodaeest ghayem bashak ..

 


 

اندكي عاشقانه تر زير اين باران بمان
ابر را بوسيده ام تا بوسه بارانت كند . . .

 

andaki asheghane tar zire in baran beman , abr ra booside am ta boose baranat konad

 



وقتي عشقت رو از دست دادي ديگه سعي نكن به دستش بياري
درست مثل چيني شكسته مي مونه كه حتي اگه بندش هم بزني ديگه به زيبايي گذشته نيست

 

vaghti eshghet ro az dast dadi dige say nakon be dastesh biari
dorost mesle chinie shekaste mimoone ke hata age bandesh ham bezani dige be zibaie gozashte nist

 


از پاسخ من معلمان آشفتند
از حنجره شان هر چه در آمد گفتند
اما به خدا هنوز هم معتقدم
از جاذبه ي تو سيب ها مي افتند

اس ام اس عاشقانه ، اس ام اس زیبا ، اس ام اس قشنگ ، اس.ام.اس عشق ، اس ام اس دوست داشتن ، اس ام اس جدید ، اس ام اس 87 ، اس ام اس 1387 ، اس ام اس سال 1387 ، اس ام اس فروردین ، اس ام اس غم ، اس ام اس تنهایی ، اس ام اس دوستی ، اس ام اس خیلی جدید ، اس ام اس روز ، اس ام اس امروز ، اس ام اس 2008 ، پیامک عاشقانه ، پیامک جدید mosi-sms

sms agheghane jadid , sms عاشقانه, sms عشقولانه, sms tabrike asheghane

az pasokhe man moaleman ashoftand
az hanjerashan har che dar amad goftand
ama be khoda hanooz ham motaghedam
az jazebeye to sib ha mioftand

 

 



اي واي نكنه عاشقي هامون دروغكي باشه
من دوست ندارم بوسه هامون يواشكي باشه

 

ey vay nakone asheghi hamoon dorooghaki bashe
man doost nadaram boosehamoon yavashaki bashe

 



ما كه همسايه ي اشكيم ولي با دل تنگ . گر لبي خنده زند ياد شما مي افتيم

 

ma ke hamsayeye ashkim vali ba dele tang
gar labi khande zanad yade shoma mioftim

اس ام اس عاشقانه ، اس ام اس زیبا ، اس ام اس قشنگ ، اس.ام.اس عشق ، اس ام اس دوست داشتن ، اس ام اس جدید ، اس ام اس 87 ، اس ام اس 1387 ، اس ام اس سال 1387 ، اس ام اس فروردین ، اس ام اس غم ، اس ام اس تنهایی ، اس ام اس دوستی ، اس ام اس خیلی جدید ، اس ام اس روز ، اس ام اس امروز ، اس ام اس 2008 ، پیامک عاشقانه ، پیامک جدید mosi-sms

sms agheghane jadid , sms عاشقانه, sms عشقولانه, sms tabrike asheghane



دلم مي خوست بهانه اي باشي براي فراموش كردن همه چيز...
اما حالا دلم مي خواهد بهانه اي باشد براي فراموش كردن تو ...

 

delam mikhast bahanei bashi baraye faramoosh kardane hame chiz
ama hala delam mikhahad bahanei bashad baraye faramoosh kardane to

 



به جنگل سوخته ي خاطراتم سوگند . درخت يادت را باغبان خواهم بود تا ابد

 


be jangale sookhteye khateraram sogand
derakhte yadat ra baghban khaham bood ta bad

اس ام اس عاشقانه ، اس ام اس زیبا ، اس ام اس قشنگ ، اس.ام.اس عشق ، اس ام اس دوست داشتن ، اس ام اس جدید ، اس ام اس 87 ، اس ام اس 1387 ، اس ام اس سال 1387 ، اس ام اس فروردین ، اس ام اس غم ، اس ام اس تنهایی ، اس ام اس دوستی ، اس ام اس خیلی جدید ، اس ام اس روز ، اس ام اس امروز ، اس ام اس 2008 ، پیامک عاشقانه ، پیامک جدید mosi-sms

sms agheghane jadid , sms عاشقانه, sms عشقولانه, sms tabrike asheghane


اگه چشمات تر شد، اگه دلت تنگ شد ،اگه ديگه نبود كسي ، اميد و هم نفسي ، بدون كه هست اينجا كسي ،كه تو واسش همه كسي ...

 


age cheshmat  tar shod , age delet tang shod, age dige nabood kasi , omido ham nafasi , bedoon ke hast inja kasi , ke to vasash ham ekasi


 

تو اي زيباترين شعر رهايي ، تو اي گلبرگ سرخ آشنايي ، ميان كوچه هاي قلب تارم ، به دنبال تو مي گردم كجايي ؟!!!

 


to ey zibatarin shere rahai, to ey golbarge sorkhe ashnaee, miane kooch haye ghalbe taram , be donbale to migardam kojaee



عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن ...

 

eshgh adar darya ghargh shodan ast va dost dashtan dar darya shena kardan



بي تجربه متولد مي شويم ، با جرات زندگي مي كنيم ، و با حيرت مي ميريم ، تنها چيزي كه فروغش به خاموشي نمي گرايد خاطرات پاك است . . .

 

bi tajrobe motevaled mishavim , ba jor'at zendegi mikonim. va ba heyrat mimirim ,
tanha chizi ke forooghash be khamooshi nemigarayad khaterate pak ast

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 3:9 PM |

 

yeدهقان فداکار پیر شده ، فداکاریش تموم شده ، چوپان دروغگو عزیز شده ، شنگول و منگول گرگ شدن ،کبری تصمیم گرفته دماغش رو عمل کنه ، روباه با کلاغ دستشون توی یه کاسه شده ، حسنک رفته شهر دنبال کار ولی معتاد شده ، ما ایرانی ها چمون شده؟؟؟؟

 

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 5:56 PM |

1-  مي دونيد سريعترين راه به چنگ آوردن قلب يک مرد چيه ؟ پاره کردن سينه اش با يک کارد آشپزخانه

     2-  مي دونيد مردها مثل مخلوط کن هستند..... براي اينکه تو هر خانه از اون هستش ولي نمي دونين به چه دردي مي خوره

     3-  مردها مثل آگهي بازرگاني هستند..... يک کلمه از چيزهايي را که ميگن  نميشه باور کرد

     4-  مردها مثل کامپيوتر هستند..... کاربري شون سخته هرگز حافظه قوي ندارند

     5-  مردها مثل سيمان هستند .....وقتي جايي پهنشون مي کنيد بايد با کلنگ آنها را از جا بکنيد

     6-  مردها مثل تعطيلات هستند..... هيچ وقت به اندازه کافي بلند به نظر نمي آيند.

     7-  چرا مردها دوست دارند با دخترهايي آشنا بشوند که قصد ازدواج با اونها را ندارند؟.....شما بگيد چرا سگها به دنبال ماشينهايي واق واق مي کنند که قطد رانندگي اون را ندارند؟

     9-  مردها مثل طالع بيني مجلات هستند..... هميشه بهتون ميگن که چيکار بکنيد و معمولا هم اشتباه مي گويند

     10-  مردها مثل جاي پارک هستند .....خوب هاشون قبلا اشغال شده و اونايي که باقي موندن يا کوچيک هستند يا جلوي در منزل مردم

     11-  مردها مثل باران بهاري هستند.....هيچوقت نمي دونيد کي مياد چقدر ادامه داره  و کي قطع ميشه

     12-  مردها مثل نوزاد هستند..... توي اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز کردن و مراقبت از آنها خسته ميشيد

     13-  مردها مثل ماشين چمن زني هستند..... به سختي روشن ميشن و راه ميفتن , موقع کار کردن حسابي سروصدا راه مي اندازند و نيمي از اوقات هم اصلا کار نمي کنند.

 

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 8:42 AM |

گفتم غم تو دارم
گفتا چشت درآيد!
گفتم که ماه من شو
گفتا دلم نخواهد!
گفتم خوشا هوايي کزباد صبح خيزد
گفتا هواي گرميست! اَه اَه! عرق درآمد!
گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد
گفتا برو به سويي، تا گلّ ني درآيد!
گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد
گفتا که اي واي ديرشد! داد مامان درآمد
|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 8:39 AM |

تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
تجمع مردم در نزديكي محل انفجار
حضور مامورين نيروي انتظامي در محل انفجار
حضور مامورين نيروي انتظامي در محل انفجار
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
محل انفجار در حسينيه سيدالشهدا
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
اسامي مجروحان و شهداي انفجار در شيراز
اسامي مجروحان و شهداي انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
مجروحان حادثه انفجار در شيراز
|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 8:37 AM |

وای
عصر ایران – حادثه مرگبار انفجار در حسینیه سید الشهدای (ع) شیراز، از یک سو بسیاری از مردم شیراز را در عزای عزیزانشان نشاند و از سوی دیگر، مردم ایران را با ابهاماتی جدی درباره علت این رویداد تلخ مواجه ساخت.

به گزارش عصر ایران (asriran.com)، متاسفانه، سیستم اطلاع رسانی رسمی از همان ابتدای ماجرا، عملکرد آمیخته با تردیدی نسبت به این واقعه از خود بروز داد.

ابتدا صدا و سیما، با سکوت اولیه خود باعث شد بسیاری از کاربران اینترنتی و تماشاگران شبکه های ماهواره ای که خبر را دریافت کرده بودند، پس از عدم انتشار خبر در صدا و سیما در صحت آن تردید کنند زیرا این سوال  مطرح بود که مگر می شود اتفاقی به این مهمی در کشور رخ دهد ولی صدا و سیما با قطع برنامه های عادیش آن را به عنوان یک خبر ویژه در صدر اخبارش ننشاند؟

قطعا وقتی عالم و آدم از این انفجار خبردار شده بودند، سران رسانه ملی هم در جریان ماجرا بوده اند ولی تاخیر آنها در اعلام خبر و سپس جدی نگرفتن آن، می تواند نشانه ای باشد از این که در فاصله انفجار تا انتشار، مسائلی که هنوز برای مردم مبهم است در رسانه ملی مطرح و احتمالا به قول خودشان مصلحت اندیشی شده است که البته جای سوال دارد.

گذشته از این، هر چند در ابتدا، مقامات محلی و از جمله فرمانده انتظامی شیراز در تبیین ماجرا از عبارت "بمبگذاری" استفاده کردند ولی پس از چند ساعت، بناگاه اعلام شد که گزینه بمبگذاری منتفی است!
این در حالی است که مسئولان حسینیه، تاکید دارند که قطعا بمبگذاری بود و حتی حجت الاسلام انجوی نژاد، به نقل از آیت ا... حائری شیرازی امام جمعه شیراز ،در سایت کانون ره پویان وصال ،اعلام کرده است که حادثه، قطعا بمبگذاری بوده است.

کسانی که از دیشب تاکنون تکرار می کنند که حادثه تروریستی نبوده، مدعی اند در این حسینیه، نمایشگاهی مربوط به دفاع مقدس برگزار می شده و مهمات موجود در این نمایشگاه منفجر شده و آن حادثه را به وجود آورده است.

در این باره نیز چند سوال وجود دارد: اول اینکه مگر در نمایشگاه، آن هم در مرکز شهر و در یک حسینیه پرجمعیت، بمب و مهمات جنگی واقعی می آورند و بعد هم آن را به حال خود رها می کنند تا درست در وسط برنامه یک هیات آکنده از مردم، منفجر شود؟

وانگهی به فرض اینکه چنین مهماتی را به محل آورده بودند، چرا پس از نمایشگاه، آنها را با خود نبرده اند؟ مگر نهادهای نظامی اینقدر بی حساب و کتاب هستند که مهمات را تحویل نمایشگاه بدهند و سپس یادشان برود که آن را پس بگیرند؟ قطعا اینگونه نیست.

به راستی آیا جمعیت حاضر در هیات، درست در کنار این مهمات ها عزاداری می کردند؟ آیا عقل سلیم چنین تصویری را می پذیرد؟
به علاوه ، گفته می شود منظور از نمایشگاه دفاع مقدس ، یادمان شهدایی بوده است که در گوشه ای از حسینیه برپا بوده و در آن چند گونی خاک و پوتین و سربند و چیزهایی از این قبیل وجود داشته و آن طور که متولی هیات و رئیس کانون نیز به صراحت گفته ، در این حسینیه، مواد منفجره ای وجود نداشته و در این میان شدت انفجار نیز مورد توجه است. اگر آنگونه که بعضا گفته می شود انفجار گلوله خمپاره موجود در نمایشگاه باعث این اتفاق بوده است، باید پرسید از کی تا حالا یک گلوله خمپاره می تواند بیش از 200 کشته و مجروح و این همه خرابی برجای بگذارد؟ این حجم از تلفات، با قربانیان اقدامات تروریستی بزرگ در عراق همخوانی بیشتری دارد تا آنکه آن را صرفا یک حادثه بدانیم. (مرکز انفجارکه یادمان شهدا بود، در عکس مشخص شده است)

حتی گفته شده است که انفجار کپسول گاز باعث این انفجار بوده که به گفته برخی از اعضای هیات، اساسا در حسینیه ای که لوله کشی گاز شده است، کپسولی وجود نداشته که منفجر شود.

گذشته از اینها، مطالبی در رسانه ها و میان مردم رد و بدل می شود که این حادثه با تقابل این کانون با بهائیت یا با اعدام دو تن از موسوی های گروه جند ا... در زندان زاهدان ارتباط دارد که بهتر است مسئولان در این باره نیز اطلاع رسانی کنند.

البته، عرض این نوشتار اثبات تروریستی بودن حادثه و اینکه قطعا بمبگذاری بوده است، نیست. ما نیز امیدواریم همانطور که مسئولان گفته اند، آنچه روی داده، صرفا حادثه باشد زیرا هیچ کس دوست ندارد خبردار شود که تروریست ها به اندازه ای جسور شده اند که در قلب کشور، اقدام به کشتاری به این بزرگی می کنند؛ ولی به هر حال سوال ها و ابهاماتی وجود دارد که اگر مسئولان بدان ها جواب ندهند، قطعا رسانه های خارجی، گزینه های مطلوب خود را به عنوان پاسخ نهایی به مردم خواهند داد.

خوب هر چیز بوده به همشهریان شیرازی تسلیت میگم

|+| نوشته شده توسط ۩۞۩یه تنها۩۞۩ در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 10:24 AM |